سلام بچه ها لطفا نظر و کامنت فراموش نشود❤
به گلوریا نگاه کردم دیدم داره از ترس می لرزه یعنی موضوع ی نامه چیه ؟ چه موضوعیه که من خبر ندارم؟ مرد ادامه داد: دیر یا زود باید بفهمید که ماجرای خطر ناکی پیش رو دارید😕 رو به گلوریا کردم و گفتم : این داره چی میگه درمورد چه نامه ای حرف می زنه ؟ زود باش همه ی ماجرا رو برام تعریف کن تو چی رو ازم مخفی کردی😡😡 گلوریا جواب داد : این یارو داره چرت و پرت میگه از کی تا حالا به من بی اعتماد شدی؟😪
- از همون روزی که اومدی خونمون رفتارات خیلی عجیب بود همون موقع بهت شک کردم حالا هر چی که می دونی و به من نگفتی رو بگوو🤬 از دید گلوریا 👈حالا چیکار کنم از یه طرف باید با خشم الیس به جنگم مراقب این باشم که خودش رو تو درد سر نندازه😐از یه طرفم نمی دونم چه اتفاقی برای لوسی و جولیکا افتاده این مرد اصلا کیه از کجا موضوع نامه ها رو می دونه اون کیه؟🤔🤔🤨 رو به الس کردم و گفتم : باشه بهت می گم که من چی رو ازت مخفی کردم اما باید قبلش بفهمم این مرد کیه 😎(نه اخه برای چی می خوای بهش بگی😱) - باشه قبوله 😌 وقتی من و الیس رو مونو برگردوندیم دیدیم که مرده نیست 😱 یعنی اون کجا رفته چطوری بدون هیچ رد پایی غیبش زد ؟🤨🤔
الیس دستش رو گذاشت روی شونم و گفت : بفرما اینم از مردی که خواستی بدونی کیه حالا به من اون موضوعی که مخفی کردی رو بگو😏😏(وای خدا یه لحظه دندون روی جیگر بزار) - صبر کن اون چیه ؟🤔🤨 (چی چیه) گلوریا ادامه داد : نگاه کن الیس یه کاغذ روی زمین افتاده📃 من نامه رو برداشتم و شروع کردم به خوندن(متن نامه👈فسقلی ها متاسفم که بدون گفتن حرفی از شما دور شدم ولی باید بدونید که دوستان شما فقط گم نشدن بله اونا در جزیره ای گیر افتادند 😱
حال اگر می خواهید انها را پیدا کنید باید به نزد یکی از دوستان من بروید اون در روستایی کنار دریای معروف زندگی می کنه عجله کنید 🙂 من دست الیس رو گرفتم با سرعت یه تاکسی گرفتیم اون ادرس دوست مرده رو بهش داردیم ما رو روسون انجا 🚕🚖 ولی هوا تاریک بود هیچ چیزی معلوم نمی شد بیشتر شبیه یه خرابه بود تا یه روستا☹
من و الیس دست در دست داشتیم به دنبال اون دوست مرده می گشتیم ولی هیچ کس اونجا نبود😫 تا اینکه یکی دستش رو گذاشت روی شونم منم به سرعت برگشتم و دفاع شخصی که بهمون توی کلاس تکفاندو یاد دادن انجام دادم بیچاره داغون شد😂😂(گلوریا سرعت عملش خیلی بالاست لوسی هم همینطور )
بهش نگاه کردمو با غرور گفتم : تو کی هستی ؟🤨 بهت یاد ندادن که نباید یهویی پشت مردم ظاهر بشی😠 اون یه مرد پیر بود رو کرد بهم و گفت : ببخشید دخترم می خواستم بگم که من اون دوست مردی هستم که شما کنار ساحل دیدنش😌 - اهان بله ببخشید که شما رو نشناختم ( اخه تو چطوی می خوای اونو بشناسی مگه تا حالا اون رو دیدیش😒😒) یه نگاهی به الیس کردم دیدم داره با تعجب به پیره مرده نگاه میکنه با ارنج زدم به پهلوش و گفتم : به چی انقدر زل زدی (عاشق شده😂😂)
از دید الیس👈 گردنبندی که پیر مرد انداخته بود توی گردنش توی تاریکی شب برق می زد و تصویری رو به جلوی چشمم می امد برای همین به پیرمرد گفتم: چه گردنبند عجیبی داری 🤨 پیر مرد با حالتی ترسناک و لرزش گفت : هیس 🤫 دیگه این حرف از دهنت نباید بیاد بیرون😤 اگه صاحب گردنبدن بهفهمه شما خواهید ...
شما خواهید مرد گلوریا گفت : پس ما دیگه مزاحم نمی شیم خدانگهدار ما دیگه بریم😁 رو به گلوریا کردم و گفتم : نه گلوریا نهههه چی داری واسه خودت می گی من تا نفهمم اون چیه از اینجا نمی رم 😌 - می دونستم که اخر سر این حس کنجکاویت کار دستمون میده🤦🏼♀️ پیرمرد گفت : بچه بیاین اینجا باید برای سفر اماده بشید 😏 من و گلوریا هم زمان گفتیم چه سفری ؟🤨
پیرمرد ادامه داد: سفری که فقط یک سفر نیست بلکه یک خودکشی برای پیدا کردن دوستاتونه اونجایی که دوستاتون گیر افتادن پر از تله است و در هر گوشه ی اون جزیره رازی نهفته شده که کشف انها کار هر کسی نیست اون جزیره به جزیره ی (d.p.d)معروفه من گفتم : چرا اسمش اینه؟ - هنوز هیچ کس نمی دونه افراد زیادی به انجا رفتن تا بتونن راز بزگ این جزیره رو حل کنن اما هیچ وقت بر نگشتند😑😑 من و گلوریا گفتیم : خب ما باید چطوری به اون جزیره برسیم ☹ پیرمرد جواب داد: اون ستاره ی درخشان رو می بینین باید اون رو دنبال کنید درخشان ترین ستاره را دنبال کنید حتما به جزیره می رسید🙂 از دید گلوریا 👈 با تعجب گفتم : تو از کجا می دونی که اگه ما اون ستاره رو دنبال کنیم به اون جزیره می رسیم اصلا از کجا می دونی که دوستای ما اونجان ؟🤔🤨🤨
دوستان لطفا نظر و کامنت فراموش نشه امیدوارم خوشتدون اومده باشه❤❤
👌😘
عاااااااااااااالییییییییییییی بود 😉
مرسییی
خییییییییییییییییییییییییلی خوب بود
مرسییییی
عالی بود ادامه بده
داستانت عالیه😙😙
با داستان هایی که من مینویسم فرق داره داستان تو پر از راز نهفتست😁
راستی میای باهم آجی شیم🤔
خوشحال میشم اگه قبول کنی😙
ممنون عزیزم چرا که نه اجی جون😘
راستی گرگ سیاه جان شما دختری یا پسر من باید به شما بگم اجی یا دادش (من دخترم😁)
دخترم
خوش بختم🥰🥰
همچنین
سلام عالی خیلی منتظر پارت سوم بودم 😘👏👏
اگه دوست داشتی میتونی به داستان من هم سر بزنی ❤__❤
خیلی ممنون عزیزم حتما به داستان شما سر می زنم😊😊😊
عالی عالی ..خیلی قشنگه ..منتطر پارت بعدی هستم
و اینکه داستانت رو یه حدس هایی میزنم نمیدونم درست باشه یا نه ...با صبر منتظر پارت بعدی هستم ...
ممنون عزیزم❤