
ناظر عزیز و محترم لطفا منتشرش کن💕🙏
پسر ها امدند بستني ها رو گذاشتند و خودشون نشستن.خودمو به مارسل نزديک کردم.ا.ح.س.ا.س ب.د.ي داشتم ح.س ميکردم همه با من غر.ي.بن و فقط مارسل م..ا..ل..ه منه .مارسل د^س^ت^ش^و د^و^ر ش^و^ن^م ح^ل^ق^ه کرد و طوري که بقيه ن.ف.ه.م.ن گفت:چيزي شده مار ماری. سرمو از روي شو^نش برداشتم و گفتم:حالم بهم م^ي^خ^و^ره از مار ماری نگو ديگه. مارسل خنده ارومی کرد . ژاکلین امشب چي_ز_ي_ش ميشد گفت:خب اقا ادرین مری خانم که هيچ ذ.و.قي براي فردا نداشت شما چطور؟ ادرین :فردا چه خبره؟
ادرینا :ع.ق.دتون.ه(نمیدونم اونا هم ع.ق.د دارن یانه ولی یه چیزی نوشتم) . ادرین چيزي نگفت...بد.ب.خ.ت.ي را با تمام وجودم ح.س ميکردم شب رفتيم خونه ولي صبح مامان نذاشت برم دانشگاه برام لباس صورتی خريده بود صبح زود از خواب بيدار شديم. حال بدي داشتم چيزي بين ت.ر.س و غصه ....هيچکس حرف نميزد همه در کلیسا حاضر بودند با ديدن ادرین رنگم مثل گ.چ سفيد شد.چهره اش عجيب بود رو به روی هم بودیم دور تا دورم ايستاده بودند . به امیلی نگاه کردم از ته دل لبخند ميزد نگاهم به دنبال ادرینا گشت ولي پيداش نکردم.ژاکلین ميخنديد ..چه قدر زود ...چه قدر ب.د....
حتي اگر يک فيلم را روي دور تند ميزدي انقدر سريع پيش نميرفت.همه ايستاده بودند ..ک_ش_ی_ش به جمع اعلام سکوت کرد ... و شروع به خواندن کرد براي بار سوم که خوانده شد نگاهي به چهره همه کردم و سر پايين انداختم سکوت کرده بود ...دستام ميلرزيد ...چه حس ب.د.ي داشتم اروم گفتم: بله! .د.خ.ت.ر هاي فاميلمون که بيش از حد ج.و.گ.ي.ر بودند گفتند:دا..ما..د ح..ل..ق.ه دستش کن زود زود هم ب.و..س..ش کن.
ادرین ج.ع.ب.ه اي دراورد و بازش کرد نگاهم روي ا.ن.گ.ش.ت.ر ثابت موند خيلي قشنگ بود .ا.ن.گ.ش.ت.ر رو بدون ت.م.ا.س د.س.ت.ش با د.س.ت.م د.س.ت.م کرد و بعد هم من ح.ل.ق.ه رو از مامان گرفتم. نتونستم اونقدر با دقت ان.ج.ا.م بدم که د.س.ت.م به د.س.ت.ش نخوره به هر حال خو..رد.دستش سرد بود سرد و بي ر.و.ح انگار خ.و.ن جريان نداشت...همه سکوت کرده بودند و به ما خيره بودند ..مامان بزرگ بلند گفت:مبارک باشه وبقيه شروع به دست زدن .لبخند کمرنگي زدم نبايد م.ات.م ميگرفتم م
من که تنها نبودم مارسل رو دا..ش.ت.م اون کمکم ميکرد. امیلی سريع جلو اومد و منو ب..و..س..ي.د و گفت:ما تو المان ر.س.م داريم اگه ع..ر..و..س از جاي ديگه گر..ف..ت..ي..م از ظهر تا شب اونا رو ت.ن.ه.ا بزاريم. چه رسم م.س.خ.ر.ه. ا.ي .از اين ب.د.ت.ر نميشد ولي ادرین بي چو.ن و چر.ا قبول کرد..
همه به سمت ماشين ها رفتند د.خ.ت.ر هاي فاميل بي نهايت ج.و.گ.ي.ر بودند و شعر هاي الکی ميخوندن و من تنها ميخنديدم.انگار ادرین ماشين فرانک(پسر عموش)رو گرفته بود.سوار ماشين شديم.ادرین بوقي زد و به سرعت به راه افتاد به صندلي تکيه دادم .انقدر هو..ل هو..ل..کي امده بودم که لباسم بهم ريخته بود .. ادرین با لحن محکمي گفت:«نمي پرسي کجا دارم مي_ب_ر_م_ت؟» اب دهنمو ق.و.ر.ت دادم و گفتم:«کجا؟» _اينقدر به من اطمينان داري که هر جا با من مياي؟ تو جام صاف شدم ..چه پ.ر.و گفتم: _از شما کا.ر.ي ب.ر.ن.م.ي.ا.د.
ترمز محکمي کرد که ق.ل.ب.م از ج.ا دراومد و ج.ي.غ خ.ف.ي.ف.ي کشيدم. ادرین:هنوزم هميچين فکري ميکني؟ _اين کار ها از دست هر د..ي..و..و..نه اي برمياد. کم نياورد و با سرعت روند..خيابان خلوتي بود گفت:خيلي کار..هاي ديگه اي هم ب..ر..م..ي..ا..د.... با ش.ک نگاهش کردم .کنار يک رستوارن ايستاد چه قدرخوب گشنه ام هم بود.لبخندي کمرنگی روي لب هام نشست..ادرین:پياده شو .انگار د.ع.و.ا داشت...پياده شدم اينجا رو از کجا پيدا کرده بود...زودتر از من داخل رفت و روي صندلي پشت ميزي نشست انگار جا ک.م بود کنارميزي که گروهي از د.خ.ت.ر.ا.ن نشسته بودند نشستيم با دست گارسون رو صدا کرد و چشم از د.خ.ت.ر.ا.ی ميز بغلي برنميداشت....يکي از د.خ.ت.ر.ا که متوجه نگاه اون شده بود برايش چشمک زد ولي ادرین تنها خيره بود. مرینت:خب يکي از همونا رو مي.گر.ف.ت.ي منم بد.ب.خ.ت نميکردي. پو.زخ.ن.دي زد و خودشو کمي جلو کشيد و گفت: اونا در ح.د من نيستن. با اين حرف يا ميخواست بگه ح.د خودش بالاتره يا ميخواست بگه تو ح.د.ت از اونا بالاتره. گارسون جلو اومد و گفت:سلام چي ميل دارين؟ ادرین سريع گفت:4 سيخ کباب . _نوشابه؟ _1 نوشابه يک دوغ. _سوپ؟ _2تا _سالاد؟ _2تا بدون پرسيدن از من جواب ميداد انگار وجود من ب.ي ا.ر.ز.ش بود . خيره تو چ.ش.م.ه.اي.م شد..چشم هاي سبزش عجيب ا.س.ت.ر.س اور بود .گفت:ميخوام درباره يک مسئله مهم باهات صحبت کنم.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی عالی عالی
داستانه کلا با فیلمش فرق داره
ینی دوس دارم بیام تو داستان مرینت و ادرینو بزنم😂 چرا هیچی ب کسی نگفتن ک از هم خوشون نمیاد😐
عالیییییییییییییییییییییییییییی بود اجی جون 😍😍😍😘😘😘😘💕💕💕😆😆😆😆😆😻😻😻😍😍😍😍😘😘😘😘💕💕💕💕
ببخشید دیر کامنت دادم اخه گوشیم خاموش بود💔💔
مرسیی اجی
اشکال نداره💓
عالی
مرسی
عالی بود
مرسی اجی
عالی دارم دق میکنم
ممنون
خواهش میکولم
بذار دیگه لطفااااااااااا
الان میزارم اسلاید اخرم
عالیییی بود اجی❤
مرسی اجی❤
عالی بود
مرسی
اااه یک نفر هم اسم خودم 😂
عالی❤ بود❤
مرسیی