
ناظر عزیز و محترم لطفا منتشرش کن🙏💕
هم مرغ بود همه ماهي و برنج و 2 نوع سالاد که عمه تازه درست کردنشو ياد گرفته بود ز.ن عمو :لیلیا جان(عمش) (یه اسمی برای عموش بزارید)کو؟چند روزه نيست؟ _رفته نی. _نی؟نی چه خبره؟ _هيچي باز با مامان زدن به س.ر و ک.ل.ه هم. لیا گفت:براي چي د.ع.و.ا کردن. _جینا گفته بايد دو..ماد شي همين د.خ.ت.ره تو فامیلشون خوبه بيا باهاش از..د..و..اج کن.وقتي از د.خ.تر.ه پرسيدن گفته نه نميخوام ازد...وا...ج کنم. مامان بزرگ گفت:بدويين دخترا مرد..يم از گر..سن..گي.
منو و لیا میز رو چیدیم و ظرفا رو چيديم چون تعداد زياد بود مجبور بوديم روي میز غذا بخوريم.(مگه قبلانم روی میز نمیخوردید؟😂😐🍓) همه نشسته بودن و من توي اشپزخونه بودم که مامان بزرگ گفت:مرینت همون اب رو از توي يخچال بيارم. شيشه اب رو برداشتم وبه پذيرايي رفتم.شيشه رو به مامان بزرگ دادم و متوجه شدم که هيچ جا میز خالي نيست...حتي مامان هم سعي در کوچيک کردن جا براي نشستن من
نداشت...مارسل خودشو کنار کشيد و خواست من برم کنارش که امیلی خانم گفت: _مرینت جان بيا پيش ادرین جا هست. نگاهم به اون سمت کشيد شد.اندازه ي من جا بود ولي اگه ميشستم بايد بهم مي..چ..س..بي..دي..م گفتم:جاتون تنگ ميشه همين جا ميشينم. امیلی خودش را کنار کشيد و بر پاي ادرین زد و گفت:برو اونور پسر. نگاهي به مامان کردم که با لبخند به من خيره بود رفتم طرفش و با فاصله ازش نشستم.همه تا اون لحظه ساکت بودند که فرانک(پسر عمو ادرینا و ادرین) گفت:امیلی خانم از شما ب.ع.ي.د.ه؟
امیلی با صدايي که شبيه جيغ بود گفت:چي ب..ع..ي..ده؟ _اينکه دختری که در س.ط.ح ادرین نیست کنارش بشینه.(مثلا خیلی در س.ط.ح توست اقای فرانک؟😐_میشود ساکت شی تا من بزارم کارمو کنم؟) امیلی زير چشمي ما رو نگاه کرد و گفت:خب نام..زد که هستن و مرینتم در س..ط..ح..ش..ه. مامان از اونطرف میز گفت:اصلا فردا میریم کلیسا چطوره؟
نگاهم ايستاد روي صورت مامان همه تعجب کرده بودند هم مامان بزرگ همه بابا هم مارسل هم گابریل اقا و حتي امیلی خانم. مارسل با ل.ک..ن.ت گفت:مامان چي ........ داري......... ميگ....ين؟ امیلی خانم گفت:منم با سابین خانم موافقم فردا خوبه. گفتم:ميتونم يک چيزي بگم؟ گابریل سرشو تکون داد و گفت:بله بفرماييد دخترم.
_به نظر من بعد مدرسه ها چون الان هم من از درس ميوفتم هم ايشون از دانشگاه... همه به من خيره بودن و انگار داشتن فکر ميکردن که ادرین گفت:اره منم موافقم الان بد..ت..ر..ي..ن زمانه ممکنه. امیلی خانم که انگار حرف هاي ما رو نشنيد گفت:همين که گفتم فردا میریم کلیسا .
ناهار در سکوت خورده شد و بعد ناهار هر کس به گوشه اي رفت منو و لیا رفتيم که ظرف بشوريم. .بعد از ظرف شستن جوون ها رفتن توي هال نشستن اقايون خوابيدن و خانم ها هم مشغول حرف زدن بودن. روي کناري ترين مبل نشسته بودم که ژاکلین گفت:حو..صله دارين بريم بيرون یه چرخ..ي بزنيم؟ ادرینا سرشو تکون داد و گفت:اصلا ح..س..ش نيست. نگاه ژاکلین روي لیا افتاد..لیا نگاهي به مارسل و کرد و گفت:اره خوبه منم حوصلم سررفته. مارسل:پس حاضر شين پاشو مرینت. نگاهي به ساعت کردم و گفتم:ساعت 4 و نيمه کجا ميخواين برين؟
مارسل:ساعت 5...5 و نيم غروبه .پاشو لو..س نشو. ژاکلین با شي..ط..نت گفت:از مارسلشون اجازه ميخواد. ميخواستم جيغ بکشم و سرمو ب..ک..و..ب..و..ن..م به ديوار .. ادرین از روي مبل بلند شد و همونطور که به سمت اتاق ميرفت گفت: من که حاضر نیستمو خواهرمو بدم د.س.ت کس دیگه ای مارسل:باور کن اقا ادرین اگه اجبار نبود خواهرمو به دست هر کسي ن.م.ي.س.پ.رد.م. ادرین پو.ز.خ.ن.دي زد و گفت:ولي اگه خواهر من تو اين شرايط قرار ميگرفت عمرا ميزاشتم که اينده يک پسر ديگه رو خ..ر..ا..ب کنه.( اتفاقا مرینت ج.و.ن.م خو.ش.ب.خ.ت.ت میکنه ادرین:😑) ژاکلین انگار فهميد که ادرین خيلي عصباني شده به خاطر همين به طرف اتاق هولش داد.لیا نزديک مارسل رفت و گفت:تو نبايد با ادرین ي.ک.ي ب.ه د.و ميکردي. _فقط جوابشو دادم/ لبخندي از روي قدر داني به مارسل زدم و به اتاق رفتم براي تعويض لباس. همگي حاضر شدند و دم در بوديم که فرانک گفت:به نظر من 2 تا ماشين برنداريم.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود
ممنون
عالییییییییییییییییی
مرسی
بعدیییییییییییییییییییییییییییی رو بذارررررررررررررررررررررررررررر
۴ ساعته تو برسیه
ای خدا 🤦♀️
آجی عالی بود ببین یه پیشنهاد همه با یه ماشین برن مرینت و آدرین بچسبن به هم خیلی خیلی کیف میده و شیطنت هم باشه به مقدار زیاد و اینکه هر دو شون راضی باشن از کارا شون 💌❣️
مرسی اجی
باشه اجو❤🍓
عالیییییییییییییییییییییییییییی بود اجی جون منتظر پارت بعد هستم💕💕💕💕💕💕💕💕💕😻😻😻😻😻😻😻😻😍😍😍😍😍😍😍😍😆😆😆😆😆😆😆😆❤❤❤❤❤❤😘😘😘😘😘😘😘
مرسیییییی اجی
بی نظیر بود☺❤
مرسییی
داستان هات خیلی خوبن ادامه بده امیدوار موفق بشی 🤍⛓
ممنون
اجی میشه پارت ۳۹ رو بررسی کنی؟
اخه دوبار گذاشتم و دوبار هم تو بررسی هستن
با دوتا عکس متفاوت گذاشتم
الان اجی میرم برسی کنم ببینم امده یانه
عالی بود اجی ناناصم😉🧡💙
میسی اجی💕🍓
فوقالعاده اولین لایک برای من
مرسیئی اجی