سلام دوستان این هم از پارت پنجم امیدوارم خوشتون بیاد سال 2021 هم مبارک 🎉🎉🎊🎊
صیل:هوس یکم هد داگ سایفری کردمص (صیل به پذیرایی می اید) صیل:هی کوین چرا از کیل هم عصبی تری ؟؟ کوین:واقعا رهبر گارد سایفری درخواست بزرگیه ؟؟ 😡😡😡 صیل:هی،برادر میدونستی چند تا سایفر دیگه هم اقدام به پیدا کردن اون دو تا انسان کردند ؟ (کوین عصبانی شد !!) صیل:باشه بابا من برم هاد داگ سایفری خودم رو بخورم 😏 (و صیل رفت) کوین:حتما یه راهی برای گیر انداختن اون انسان ها باید باشه ، اما چه راهی ؟؟
دیپر:هیی ،، پاسیفیکا بیدار شو که روی صورتت یه کرم زالو هست 😂🦠 (پاسیفیکا از صد تا دختر هم بد تر جیغ زد) استن:فکر کنم صدای طعمه هام رو شنیدم 😑 پاسیفیکا:ایشششش دیپر:ههههههه استن:پیداتون کردم دیپر:پاسیفیکا فرار کن !! (دیپر تا جایی که توانست دوید) دیپر:پاسیفیکا رسیدی ؟؟؟ الو ؟؟ پاسیفیکا ؟؟ وای،،نه ، استن پاسیفیکا رو گرفت !😨
استن:خب امیدوارم پوستت خوب فروش بره.. پاسیفیکا:ولم کن پیرمرد دیوونه استن:ببین عسلی من فقط دارم کارم رو میکنم 🤷🏾♂️ پاسیفیکا:اما کار تو زجر دادن هست 😡⛓ .... دیپر:خب،خب باید هرچه سریع تر یه پول پیدا کنم ،، اما توی این جنگل پول کجا بود ؟؟ خب ، خب کار سختی هست باید اون 1 دلار رو پیدا کنم (دیپر تند و تند پول را پیدا کرد و مانند میگ میگ به سمت کلبه استن میرفت ،، و استن هم داشت به پاسیفیکا نزدیکتر میشد) دیپر با لگد در کلبه را باز کرد.. دیپر:ولش کن استن ،، استن:اونوقت چرا ؟؟ دیپر:ببین استن ،، این پول رو ببین.تو عاشق این هستی یه معما کده شک داشتی با یه کلاه مسخره و چشم بند دزد دریایی... استن:داره یادم میاد همه اونهارو هر شب توی خواب میبینم ،، دیپر:استن این یه دلا رو ببین ،، اون استنی که من میشناسم عاشق پول هست 💶❤ استن:یادم اومد. من استن هستم ،، عسلی چخبر شده ؟؟ دیپر:وقت توضیح ندارم ،، ناگهان استن تبدیل به خاکستر میشود دیپر:چیشد،، نه عمو اسی (در ان لحظه بیل وارد بدن استن میشود) بیل:ببین دیپر تو حافظه هرکی رو که برگردونی اون پودر میشه اگه حافظه همه دوستات برگشت بقیه هم بر میگردند. و استن پودر شد . دیپر:😔 پاسیفیکا:چیشد ؟؟ دیپر:این واقعا بده که من اگه تو این راه ببازم دوستامم از دست میدم و خواهرم هم همینطور پاسیفیکا:اما مطمعن باش ما برنده ایم ،، حالا میشه طناب منو باز کنی ؟؟ دیپر:او .. باشه
ویل:ولم کنین شیطان ها 😭 بیل:خب امروز وقتشه 😈 ویل:میخواین چیکار باهام بکنین 😭 بیل:نگران نباش ولی تا جایی که میتونم قدرتتو استخراج میکنیم ویل:اما برای چه کاری ؟؟ کیل:این دیگه به تو ربطی نداره بیل:کیل دهنرو رو ببند به تو یکی هم ربط نداره کیل:😐... بیل:هی ،، ویل میخوای با کدوم دستگاه انرژی قدرتمندتو جذب کنیم ،، سلاح ۸۷ ،، ساحره جادویی ،، چوب دستی جادویی ؟؟ کیل:فکر کنم چوب دستی جادویی توی کارتون استار علیه نیرو های شیطانی بود 🤔 بیل:تو فعلا برو گمشو کیل:باشه 😑😑😑😑 بیل:خب من سلاح ۷۸ رو انتخاب میکنم 😈 ویل:برادر ازت خواهش میکنم ما از یه خانواده هستیم من تورو وقتی کیل عصبانی بود نجات دادم. بیل:ساکت شو .. و به ویل شلیک کرد.....کیل:ای بیل احمق فکر کرده من دارم بهش خدمت میکنم ،، به محض اینکه تونستم برادر ناتنی اکسولاتل ،، یعنی .... "پکالوتل" رو احضار کنم من حاکم بشریت میشم 😈
(دیپر و پاسیفیکا در جنگل قدم بر میدارند) دیپر:هی پاسیفیکا تو چه حیوونی رو دوست داری ؟؟ پاسیفیکا: هر حیوونی که بتونه تمیز باشه دیپر:من پلنگ رو خیلی دوست دارم پاسیفیکا:دی دی دیپر... دیپر:بله ؟؟ پاسیفیکا: یه پلنگ اونجاست !! (دیپر و پاسیفیکا دوان دوان فرار کردند تا به صحرا رسیدند.)دیپر:وای ،، خیلی گرمه 🥵 پاسیفیکا:ای_این صحرا واقعا گرمه 🥵 .. دیپر:بابا یک لاما احضار کن خفه شدم از راه رفتن 🚶♂️🥵 پاسیفیکا:حتی جون ندارم حرف بزنم انتظار لاما داری ؟؟ ناگهان چند کاکتوس تبدیل به سایفر شدند سایفر ها:ما پیداتون کردیم 😈 دیپر و پاسیفیکا ناتوان روی زمین افتادند. صیل:سلام ،، اهم اهم ،، توی روز های گرمی مثل امروز ،، سایفر هایی مثل شما باید نابود شن ،، (صیل با یه حرکت چرخشی کلی روح و جن را به جان سایفر ها انداخت ،، چشم او نارنجی شد.) ... صیل ... یک شخصیت مرموز و برادر کوین ... یک چیزی از گذشته یادش می اید. ((صیل:پدر چرا من بعضی اوقات چشمام نارنجی میشه ؟؟ پدر:ببین پسرم بعضی از ما سایفر ها توانایی "رنگ چشم" داریم ،، مثلا ،، چشم سبز که مال عموت هست به معنا صلح هست ،، چشم مادربزرگت هم خاکستری هست به معنا پیری ،، چشم تو هم نارنجی هست ،، به معنا... . هیچی ،، پسرم برو با برادرت کوین بازی کن ☺ صیل:چشم پدر 😊.... پدر:نارنجی .. مرموز و قدرتمند ..
سایفرا:فرار کنین بچه ها !! صیل:هه ،، واقعا بیل احمقه که اینارو برای گیر اوردن دو انسان استخدام میکنه 😏 کوین:پس تمام مدت... صیل:ببین برادر ،، گوش کن... . کوین:به چی گوش کنم به این که تو میخواستی از پشت به برادرت خنجر بزنی 😡 صیل:ببین کوین من.. من.. داشتم (کوین به صیل نزدیکتر شد) صیل:ببین برادر شاید بتونیم به صحبت و گپ حلش کنیم 😁 کوین:تو ... الان ... من یه احمقم صیل:جان ؟؟ کوین:من یه سایفر احمق هستم من نمیتونم باهات مبارزه کنم واقعا چه جور موجودی بودم که فکر کردم با این قدرت کم میتونم رهبر گارد سایفری بشم ؟؟ نه! من حتی نمیتونم یدونه سنجاب رو گیر بندازم 😭🐿 ،، چه برسه به دو تا انسان قدرتمند 😭🦸🏼♀️🦸♂️ صیل: امم.... ببین..کوین برای اینکه معروف شی حتما نباید که رهبر گارد سایفری بشی .. میتونی آشپز بشی ،، مجری برنامه ،، یه ستاره ،، و یا هرچیز دیگه... مهم خود تو هستی 🙂 درزم من دوست ندارم برادرم با یه زره سنگین بره این ور اون ور 😅😂 کوین:حق با توئه صیل (صیل و کوین همدیگر را بغل کردند) کوین:دوست دارم برادر صیل:منم همینطور ، کوین:حالا با این انسان ها چیکار کنیم ؟؟ صیل:من میگم ببریمشون کنار یه چشمه خنک تا از تشنگی نمردن (کوین و صیل یک بشکن زدند و دیپر و پاسیفیکا کنار یه چشمه توی صحرا منتقل شدند.
پاسیفیکا:اخ .. من کجام دیپر:دهنرو رو ببند بیا اینجا اب بخور (دیپر داشت عین بشکه آب میخورد) پاسیفیکا:همش مال خودمه .. دیپر:برو اونور پاسیفیکا:خودت برو اون ور (یک صدا امد) دیپر:کی بود !! زود تر خودشو نشون بده 😑 ... او یک ربات بود !! .. پاسیفیکا:اخه چه ربات گوگولی هست 🤩 دیپر:نمیدونم چرا شبیه میبل شدی 😐 ربات:بچه ها بگیریدشون دیپر:جااان ؟! (چند ربات کنار دیپر و پاسیفیکا امدند !) ربات ها:ما باید شمارو پیش سازنده ببریم ،، دیپر:منظورتون از سازنده چیه ؟؟ ربات ها:ساکت شید !! (ربات ها به سمت پاسیفیکا و دیپر هجوم اوردند) پاسیفیکا:دیپر یه بمبی چیزی بنداز ،، دیپر:نمیتونم !! (و انها بیهوش شدند !!)
سازنده:اونهارو اونجا بزارید ربات ها:چشم قربان ،، دیپر:چی عمو فورد !! فورد:چی !! تو اسم منو از کجا میدونی ؟؟ تو یه ساحره هستی !! دیپر:نه عمو فورد من برادر زاده شما هستم فورد:و اون دختر هم خواهر زاده من ؟؟ پاسیفیکا:نه دیگه ،، نشد من خواهر زادت نیستم 😑 دیپر:بیا این کتاب شش انگشتی رو ببین ! پاسیفیکا:دیپر مگه تو نگفتی جورنال 4 رو بیل گرفت ؟؟ و بقیه جورنال ها هم پیش خودشه ؟؟ دیپر:اوه ،، پسر فکر کنم تنها مدرک گرفته شد. فورد:ربات ها این دروغگو ها رو طعمه "هیولای سوال" بکنید. دیپر:وای بدبخت شدیم 😨
پایان
بریم برای معرفی
عالی
جالب بود
ممنون
برادر ناتنی اکسولاتل به حق چیزای ندیده و نشنیده
عالی بود
خب البته برادر ناتنی اکسولاتل من در اوردی خودمه
سلام دوستان متاسفانه بنا بر مشکلات زیادی پارت جدید داستان آبشار هرج و مرج دیر تر بیاد
نه کابوس دیپر زود تر میاد الان کابوس دیپر یک هفته توی بررسی ولی آبشار هرج و مرج ۳ یا ۴ روزه
انشاالله
میگم کوین نباید رییس باشه چون اسمش با بقیه فرق داره
خب اره ولی من منظورم اینه کویل اسمش با صیل، بیل، کیل و اینا فرق داره
اونوقت چرا سایفر خاص یا سایفر برتر قرار نگرفته.
۱_کوین یه سایفر دست و پا چلفتی هست ۲_اون آزارش به مورچه هم نمیرسه ۳_مگه بیل این وسط مرده که اون رئیس بشه 🤣🤨
Ok
لطفا سزیع تر بعدی رو بساز😘
پانیف جون که رفته🥺😭
ولی تو ادامه بده😉
متاسفانه پارت بعد یکم دیر میاد ):
اخجون پارت بعدی اومد
و اینکه عالی بود
ممنون
عالیییییییییییییی بود
افرین
ممنون
عالی ولی قاطی پاتی شد یهو
ولی عالی
ممنون
عالی بود
زمان انتشار ۲۷ ثانیه پیش😅
وات !!
من همیشه اول میرم تو دسته ی داستان ها
چون دیر تر روی صفحه اصلی میاد
واب نویسنده حسودیم شد تو 27 ثانیه نظرت منتشر شد😅😂😂😆
پشمام رو یکی جمع کنه 😂😂
😂