قبلا تو تستم درموردش توضیح دادم. ناظر جون عمت که نمیدونم یا داری یا تو صفحه اصلی منتشرش کن💛
قول بده که اگه خوشت اومد حتما کامنت بزاری تا بدونم دوسش داری و پارت بعد بزارم لایک هم یادت نره🙊🌸
اسمت یوجین هست و 20 سالته سال اول دانشگاه هستی و قراره بری آمریکا ادامه تحصیل بدی. با صدای مسافر های دیگه از خواب بیدار شدم، هواپیما داشت فرود میومد. قبلا هم با پدرم به شیکاگو اومدم اما این دفعه اومدم لس آنجلس. دوستم یورا دوهفته زود تر از من اومده و مطمئنم الان تو فرودگاه منتظرمه، از دیشب هزار بار زنگ زده که میای؟
وایسا ببینم من 12 ساعت تو هواپیما بودم هنو صبحه! وای خاک بر سرم اینجا با اونجا فرق میکنه اه اه فک کنم هوز اینجا ساعت 6 صبح نشده، رسیدم خونه مستقیم میرم سمت تخت و تا ساعت 12 ظهر میخوابم. با صدای مهماندار هواپیما به خودم اومدم که میگفت تنها کسی که تو هواپیما مونده منم. خاک تو سرم همه جا باید نشون بدم که چقد خلم. از هواپیما پیاده شدم و رفتم چمدونم رو برداشتم، سوار پله برقی شدم وای خدا جون من خیلی از اینا میترسم هر وقت سوار میشم میترسم منو با خودش قورت بده و از رو زمین محو شم، با کلی ترس ازش پامو گذاشتم رو زمین.
خدایا این زمین صاف تو هیچ وقت از ما نگیر. یورا رو دیدم که همش ایما و اشاره میداد، وا این چشه چرا جلو این خارجیا خل بازی در میاره. زودی رفتم سمتش که یه نفس عمیق کشید و پرید بغلم و عین این آمازونیا محکم به خودش فشارم میداد و صورتمو میبوسید، فک کنم له له شدم. اون لحظه فقط میخواستم زمین دهن باز کنه منم برم داخلش همه خارجیا زل زده بودن به ما! بالاخره یورا رضایت داد و منو از بند اسارت خودش رها کرد. با جدیت زوم کرده بودم تو چشاش و سکوت کرده بودم که یورا با دستش زد به شونم که فک کنم استخونام خورد شد و بعد گفت: چته عین بزقاله زل زدی به من خوشگل ندیدی!؟
پایان پارت اول🙊🍁 برو بعدی یه چیز مهم میخوام بگم
خب من هیچ شرطی مانند.... لایک.... کامنت ندارم و پارت بعدی بزودی میزارم و اینکه ممکنه بعضی وقتا نتونم پارت بزارم اما عوضش بعضی روزا چند پارت با هم منتشر میکنم 💜
عالی بود🦋🫂
عالیه داداش🙂💙
راستی پرینازم اکم پرید
عالیییی 😍😍
ممنون عزیزم
💞🎀🧸