دوستان اینم پارت ۵ خب باید بگم کح در پارت ۲ یه جا جا افتاده یعنی زمانی که بی تی اس خونتون بود تو کار آموز بودی 😅
بادیگاردا اومدن تو و گفتن اینجا اصلا امن نیس باید بریم یه شهر دیگه🏃♀️ کوکی:ا/ت؟به منم بگو چیشدهه😫 ا/ت:بریم فقط بریم 😞 کوک:ب ب باشه💔 توی راه خوابم برد خیلی خسته بودم حدود پنج ساعت بود که توی راه بودیم... کوک:ا/ت بیدار شو پاشو دیگه ا/ت؟پاشو پاشو دیگه😱ا/تتتت😰 تورو خدا😭😭 یهو همه اعضا صدای کوک رو شنیدن همه فقط به من خیره شده بودن و ترسیده بودن جوری که کلا یادشون رف زنگ بزنن اورژانس😰 کوک:پاششوووو😭😭 پاشو توروخدا پاشو😭😭 خلاصه یهو کوک خودش یادش اومد...
دوستان این پارت کوتاهه ناراحت نشید💔😂
پشت در اتاق عمل... سارینا:کوک چی شده بگو دیگه جون به لب شدم کوک حرف بزن جونگ کوک(اینو با داد و گریه گف) 😭😭😭 نسترن هم که خیره شده بود به در اتاق💔 تهیونگیهو دستشو گذاشت روی شونهس سارینا و گف: آروم باش چیزی نیست فقط سارینا حالش بد شده همین😓 سارینا رف تو بغل تهیونگ و گف اوپا راستشو بگو اونوقت قول میدم باهات ازدواج کنم💔 تهیونگ:سارینا بسه آروم باش دوس ندارم به خاطر ا/ت با من ازدواج کنی من تو رو به خاطر عشقی که بهت دارم میخوام واقعیت اینه که سارینا تهت فشار زیادی بوده و سکته کرده اما زنده میمونه💜💔 تهیونگ بغضش گرفتم و سارینا رو از خودش دور کرد و رف تو حیاط😪
هوففف بچه ها مردم آزاری دارم دلم نمیاد پارتو بنویسم😂😂 ها میخوایی خفم کنی😂😂😐😐
نمیخوام بنویسممم💔💔😂😂😂😂ایش عجب غلطی کردم😤😤😂😂
خب پارتم نمیاددد😂😂 خلاصه کنم....
سارینا میره پیش ته ته و بهش میگه من به خاطر اینکه بهم بگی ا/ت چش شده نگفتم باهات ازدواج میکنم اون یه فرصت بود که بهت بگم دوست دارم تهیونگ💔 تهیونگ گریهاش گرفت و سارینا رو بغل کرد یهو جی هوپ اومد گف سارینا به هوش اومد ولی وقتی ته ته و ساری رو دید سریع رفتتت😂😂
هوپی به همه اعضا گف و اومدن پیش ته ته و ساری خلاصه کوک که کلا درد هارو فراموش کرد و از خنده پخش شد رو زمین😂😂مث فیلم هندی بود😂😂
بعد اینکه حالم خوب شد رفتیم خونه سارینا اینا تو شهرستان... کوک دستمو گرف و خوابوندم رو تخت کوک:راحت بخواب خسته شدی فقط نمیدونم چطور حالت خوب شد😅 ا/ت:، واقعا میخوایی من خوب نشم باشه خوب نمیشم😤 کوک:نه نه منظورم این نبود😂😂😐😐
بچه ها کم حمایت کردین واسه همین پارت کوتاه بود اگه باز اینجوری باشه دیگه پارت بعد نمیاد😤
میشه با اکانت جدیدت پیام بدی؟؟
وای عالیییییههههههههههه
من برم پارت بعدو بخونم تا سکته قلبی و مغزی و تشنج و...نکردم
راستی میشه یه خواهشی کنم؟آجی میشی؟
بچه ها پارت جدید اومدع💜😘
پارت بعدی رو زود بزار من منتطرم😗🥰
چشم💜😘
عالییی بود ولی من قاطی کردم مگه ا/ت تو اتاق عمل نبود اصلا چی شد ا/ت رفت اتاق عمل اصلا براچی رفت 😐💔بعد نوشتی سارینا اتاق عمله بعد نوشتی سارینا پیش تهیونگه من قاطی زدم😐💔😂ولی عالی بود بعدی رو بزار
چرا سکته کرده بود به خاطر یه سریچیز که توی پارت۶ میاد بعد سارینا و تهیونگ هم عاشق همن خلاصه این پارت عجیب شده نه😂😂😂😐😐
بچه ها براتون یه فیک جدید گذاشتم برین بخونین💜
عالی بود
ممنون
مرسی💜
بعدیییییییییی عالییییییی
مرس💜
من نفهمیدم چرا اینطوری بود هیچی متوجه نشدم اصن چرا سکته کرد اصن چرا امن نبود چرا اینطوری نوشته بودی☹️
تو پارت بعد میفهمی💜😊😂
چراااااا کم بوووود انقدرررررر😐😐😐😐😐 فک کنم از ده تا خط بیشتر نشد😐😐😐 اغااااا اذیت نکننننننن😤
چشم ببخشید💜😢