شادترررررر شین 😁😂❤
مهدکودک بودم، از مربی قرآنمون پرسیدم: خدا کجاست؟ بدون اینکه چیزی بگه با انگشتش به بالا اشاره کرد. بعد اون قضیه تا دو سال با پنکه راز و نیاز میکردم...☹️😂
توروقرآن تو پیاده رو ماشینتونو پارک نکنید. من نمیفهمم کی قراره ما ملت فرهنگمون پیشرفت کنه. کی قراره اصول اولیه ی شهرنشینی رو یاد بگیریم؟ یه ذره جا میذارین تو پیادهرو ماهایی که با موتوریم اصلا رد نمیشیم خب . پی نوشت :🤣😒
آبریزش بینی داشتم ﺭفتم دکتر گفت یه قطرﻩ بينی براﺕ مینویسم بعد یه نگا به دماغم کرﺩ گفت نه دﻭ تا مینویسم😂
مکالمه بین دخترا: میشه دیگ راجبش حرف نزنیم ۲۰ثانیه بعد میدونی از چی حرصم میگیره؟ 😂😂 پی نوشت : راست میگه 🤣😅
مامانم هر وقت میخواد منو تهدید کنه میگه، صبر کن بالاخره که بابات مییاد خونه، میگم تکلیفتو معلوم کنه حالا اصن تکلیف بابامم مامانم روشن میکنه ها 🤕😂😂😂 پی نوشت : آره واقعا 😂🤣😅
امتحان رانندگی داشتم ماشین رو پارک کردم به افسره گفتم این سری قبولم دیگه ؟؟ گفت اول کمک کن ماشینو از جدول بیاریم بیرون بت میگم 😂😅
بازرس برای سرکشی میره آسايشگاه ﺭﻭﺍﻧﯽ: ﻣﺮﺩﯼ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺁﺭﻭﻡ ﺳﺮﺷﻮ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﻣﯿﮕﻪ: سپیده… سپیده … سپیده … بارزس ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ: ﺍﯾﻦ یارو ﭼﺸﻪ؟ ﻣﯿﮕﻦ: ﯾﻪ ﺩختری ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ سپیده ﮐﻪﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺩﻥ؛ ﺍﯾﻨﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ! بازرس ميره ﻃﺒﻘﻪ ﺑﺎﻻ و ﻣﺮﺩﯼ ﺭﻭﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﻗﻔﺲ ﺑﻪﻏﻞ ﻭ ﺯﻧﺠﯿﺮ بستنش، نعره ﻣﯿﺰﻧﻪ: سپیده… سپیده … سپیده … بازرس ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ: ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽﺩﯾﮕﻪ ﭼﺸﻪ؟ ﻣﯿﮕﻦ: سپیده رو ﺩﺍﺩﻥ به این!😦😂 پی نوشت : من عاشق اینم 🤣
بچه بودم داییم گفت تو هر عددی بنویسی من میتونم باهاش غاز بکشم، نوشتم ۱۴ باهاش غاز کشید، نوشتم ۱، جلوش یه ۴ نوشت باهاش غاز کشید. نوشتم ۳۲، جلوش یه ۱۴ نوشت باهاش غاز کشید . پی نوشت : 😒😂
طرز تهیه خورشت کرفس: ۱-گوشتو پیاز را تفت داده ۲-نمک به اندازه کافی میزنیم ۳-کرفس هارا در سطل آشغال میریزیم ۴-قرمه سبزی را بار میگذاریم 😂
اعصاب خوردی فقط اونجا که یکی زنگ میزنه بهت ولی صداش نمیاد قطع میکنی و خودت زنگ میزنی، میبینی که اونم به تو زنگ زده و اشغاله بعد یه کم منتظر میمونی که زنگ بزنه، ولی میفهمی اونم منتظره که تو زنگ بزنی صبرت تموم میشه و زنگ میزنی میبینی اونم صبرش تموم شده و زنگ زده و اشغاله😖😩 😂😂😂 پی نوشت : خدایی 🤣