
سلامم امیدوارم از این پارت هم خوشتون بیاد 🍓❤🙂
عع همجا تاریک شد چرا؟! ...... دستمو به سمت چشمام بردم وا این چیه رو چشمم ؟! ....... کی چشمامو با چشم بند بسته ؟! ....... اوعااا کی هستی تو چرا چشمامو بستی ؟! ...... آدرینم تویی ؟! چرا جواب نمیدی ؟! ....... دیوونم کردی بگو تویی یا نه عع چرا بلندم میکنی بذارم زمین ببینم ....... هیجا رو نمیدیدم فقط میدونستم که یکی منو بلند کرده ........ ترسیده بودم ناخودآگاه دستام دور گردن طرف قفل شد ....... نگو که دزدی ؟! خاک بر سرم چقد راحت تو روز روشن داره منو میدزده ....... منو گذاشت یه جایی میخواستم بلند شم که سرم با یه چیزی مثل سقف برخورد کرد ........ صدای بسته شدن در اومد و بعدشم صدای روشن شدن ماشین و حرکتش ...... عع الان فهمیدم کجام تو ماشینم ....... چثد ریلکس تو روز روشن داره منو میدزده حرفم نمیزنه ....... هییی با توام بگو کی هستی ها ؟! .......
حداقل بگو زنی مردی چی بگو دیگه چرا حرف نمیزنی یه سوال لالی ؟! ...... با من چیکار داری ها ؟! اوفففف ....... اگه آدرین جونم زود میومد الان تو منو نمیدزدیدی مطمئنم پیدام کنه سراین طرف و از تنش جدا میکنه ....... صدای خندشو شنیدم سریع دستمو گذاشتم رو دهنم ....... وای ماری باز تو بلند بلند حرف زدی شنید چی گفتی ....... ولی خداییش این خنده ای کرد چقد آشنا بود ....... ماشین ایست کرد یاخدا منو حتما برده پیش رئیسش ........ آخ من اون رئیسو ببینم پوستشو میکنم آخه با من چیکار داره ....... وای دیگه تازه فهمیدم هیچی واقعا دزدیده شدم جیغ زدم ولم کننن ....... وایی نرفتم پیش آلیا ، الهي خواهرم تو بیمارستان منم دزدیدن ........ خدایا چقد بدبختم دوباره فریاد زدم پیاده کن برای چی منو دزدیدی ........ که درب ماشین باز شد ....... دستمو گرفت وایی چقد دستاش گرم بود خیلی آشناست این دستا ولم کن بذار برم برای چی منو دزدیدی .......
دوباره چیزی نگفت و منو به یه سمت کشوند و بعدش ایست کرد و دستامو رها کرد ...... گفت : عع قربونت بشم جیغ نزن صدای قشنگت خراب میشه ....... چشم بندو یواش باز کرد خاک عالم من چقدر خنگم یعنی دستم باز بود چشم بندو میتونستم راحت بردارم ....... چقد این صدا آشناس آدرین ؟! ...... وقتی بازش کرد با دیدن دوستام که تولدم رو تبریک میگفتن ........ و دیدن تزئینات باغ به حیرت اومدم ...... تولدم وای بچه ها برام تولد گرفتن ....... از خوشحالی و تعجب نمیدونستم چی به زبون بیارم اشک شوق تو چشمام جمع شده بود ....... بچه ها اومدن سمتم مامان و بابام هم بودن یعنی اون نامه الکی بود ؟! ....... واقعا که چقد حرص خوردم ....... اما مهم نبود نگاه چه تولدی برام گرفتن بغلشون کردم بوسه ای روی گونه هاشون کاشتم ........ تولدم رو بهم تبریک گفتن ....... گفتم : مرسی مامان مرسی بابا نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم ....... کی این برنامه هارو چیدید من نفهمیدم ؟! ....... مامان گفت : ما که کاری نکردیم عزیزم .......
مامان گفت : ما که کاری نکردیم عزیزم ....... گفتم : مامان این چه حرفیه این همه کار کردین بعد میگین کاری نکردین ؟! ........ گفت : عزیزم ما کار خاصی نکردیم برنامه اصلی رو یکی دیگه زحمت کشید ........ کی ؟! نگاهی به آلیا انداختم و رفتم سمتش ........ وای خواهری تو اینکارو کردی دستت درد نکنه ....... آلیا گفت : نه ماری من کاری نکردم یکی دیگه کرده ....... کی اینکارو کرده ؟! به چشمای آلیا نگاه کردم که به پشت سرم خیره بود ......... برگشتم ..... دزد خوشتیپم ....... خود جذابش بود ....... لبخندی رو لبام نشست یعنی تمام برنامه ها رو آدرین چیده بود ؟! اصلا پدرش چی ؟! ....... آخه پدرش هیچ وقت بهش اجازه ی همچین کارایی رو نمیداد ....... غرق اون دوتا گوی سبز رنگ شدم که با بلوزش ست کرده بود ....... آخ دلم برای اون نگاهش تنگ شده بود ....... وای تازه یادم اومد چه حرفایی که بهش نزدم ....... سرخ شدم آخه این چکاری بود ماری نمیتونستی جلوی زبونتو بگیری ؟! .......
اومد سمتم نمیدونستم چی بگم آخه انتظار اینکه سوپرایزم کنه رو نداشتم ....... دلم میخواست محکم بغلش کنم ولی نه الان موقعش نبود ....... میخواستم بگم دوست دارم ولی الان اینو میگفتم لوس میشد ........ فهمیدم صورتمو نزدیک به صورتش بردم ...... با لکنت گفتم : مم .... ممنون آ .. آدرینم و بوسه ای روی گونه اش کاشتم ....... غرق چشماش بودم خیره نگاهم میکرد معلوم بود تعجب کرده ولی بعد روی لبش لبخندی نشست ........ با خودم گفتم اونطوری نگام نکن لعنتی خجالت میکشم سرخ شدم وای ماری این چه کاری بود کردی ؟! ....... بچه ها خیره نگاهمون میکردن نمیدونستم چیکار کنم این سکوت رو بشکونم ....... یهو صدای آهنگی پخش شد و نینو گفت : بسه دیگه تولده این سکوتو بذارین کنار بیاین وسط ........
آخ دستت درد نکنه نینو ، وگرنه خودم نمیدونستم چیکار کنم ....... بچه ها در حال رقصیدن با ریتم آهنگ بودن منم رفتم سمتشونو رقصیدم ........ تقریبا چندساعت از جشن تولدم گذشته بود به ساعت نگاهی انداختم ساعت ۹ بود ....... الان دیگه نوبت کیک مامانم رو دیدم که با یه کیک بزرگ دستش داره میاد سمتم ....... آهنگ تولدی پخش شد واقعا خوشحال بودم آلیا شمع هارو روشن کرد ....... به تک تک دوستام و مامان و بابام نگاهی انداختم تا رسیدم به آدرین ........ خیره نگاهم میکرد و لبخند دلنشینی رو لباش نقش بسته بود خیلی خاص بود ...... چشمامو بستم و آرزو کردم برای مادرم، پدرم ، دوستام ....... حتی آرزو کردم یه روز بیاد که به آدرین بگم چقد دوسش دارم که هر روز لحظه شماری میکنم دوباره تو آغوش گرمش باشم ....... شمع هارو فوت کردم و کیک رو بریدم ....... همه دست زدن آلیا رو دیدم نگاه شیطونی بهم انداخت ....... میخواد چیکار دوباره رد نگاهشو گرفتم وای فهمیدم ......
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود لطفا پارپ های بعدی روبزارید مرسی
سلام آجی جونم خوبی؟
داستانت خیلیییی قشنگه نمیخوای ادامش بدی💕
من نمی تونم دست از سرش بردارم😂💔💓
سلام آجی جونم ممنونم تو خوبی ؟
مرسییی نمیدونم باشع شاید ادامه بدم 😂👌💕
شما دعوتید به مهمونی ۳۰ تایی شدن کاربر 🛍السا🛍
این هم کارت دعوت شما✉
تاریخ مهمونی: ۱۴۰۰/۱۰/۱۰ یعنی ۱۰ دی
ساعت دقیق مهمونی بعدا اعلام میگردد
آدرس:تستچی،پروفایل کاربر السا
شما میتوانید هر چند همراه خواستید با خودتون بیارید
ممنون میشوم که در مهمونی من حضور پیدا کنید
اگر مایلید میتوانید از لباس خود تست بسازید
تست لباس به دلخواه است👗👛👠👑💍👒💎💝
سلام خوبی عاجی من مدتی نبودم الان برگشتم چه خبر💙💙💙💙
عالی بود 👏👏
لایک کردم ❤❤
فالوت کردم 💚💚
فالوم کن 💚💚
خیلی
میشه یک سر به داستان هام بزنی
متاسفم سرم شلوغه
اشکال نداره
میشه لطفا بقیشو بزاری زود تر
باشع قشنگم سعی میکنم ❤
THANKS SO MUCHHHHHHHHHHHHHHHHHHH
آجی من خیلی قشنگ مینویسههههههههههههههههههههه😅💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝
میسی مهربونممم😍😍😍😍😍
آجی پس کی میزاری دق مرگ شدم😢😢😭😭
عالی
میسی ❤