
من الان داخل یه اتاق فرار گیر کردم و دارم به گندی که زدم فکر می کنم 😂 . داستان از اونجا شروع شد که... تستچی گفت مراسم هالوین داریم درست تو روز 9 آبان منم امتحان داشتم و وقت نداشتم تست مناسبی بسازم برای همین تیری توی تاریکی زدم (کنایه از اینکه شانس خودم رو امتحان کردم) و یک داستان هالووینی نوشتم. داستان رو نوشتم و فرستادم
و خلاصه داستانم رو داخل تستچی گذاشتم وقتی دوباره تستچی رو چک کردم دیدم تست ام وارد لیست شده 🤩 خیلی خوشحال شدم تستچی گفت علاوه بر اینکه تست تون داخل لیست منتخب می ره یه جایزه دیگه هم دارید. من با از تعجب شاخ در آوردم 😮🤯
بعد ساعت 8 شب به ما ایمیل فرستاد. داخل ایمیل یک لینک بود وقتی روی لینک زدم گوشیم سیاه شد و مکان گوشی خود به خود روشن شد 😮 گفتم ولش کن گوشی رو خاموش کردم و به کارام و امتحان رسیدم بعد دیدم ساعت 8 دارن در خونه رو می زنن و قتی بابام در و باز کرد یکی آمد تو و با زور اسلحه من رو مجبور کرد باهاشون برم چشمام هم بسته بود 😶
بعد داخل یک اتاق با چند نفر دیگه منو ول کردن. خیلی عجیب بود همه اون ها مثل من بچه بودن 😮
وقتی باهاشون صحبت کردیم دیدم همه عضو تستچی هستن و برنده مسابقه دوباره تعجب کردم نکنه تستچی ما رو دزدیده و اگه دزدید برای چی؟
بعد یک نفر که نمی شناختم آمد و رو به ما گفت شما باید داخل این چالش شرکت کنید ولی هر کس خواست می تونه شرکت نکنه و بره چند نفر درخواست رفتن کردن ولی من چون عاشق ماجرا جویی بودم قبول کردم
وارد چالش شدیم چالش مثل فرار کردن از اتاق فرار بود وقتی از اتاق بیرون آمدیم چند تا مرد سیاه پوش دیدیم خیلی ترسیدیم بعد دیدیم ممد هم به یه صندلی بسته شده 😮 خیلی ترسناک بود و از دهنش خون می آمد خیلی ترسناک بود 🥶
بعد یک نفر وارد اتاق شد و گفت: شما احمق ها با جونتون بازی کردید. 😏 مرد چشم قرمز 🦹♂️ چون قرینه چشمش هاش تقریبا قرمز رنگ بود این اسم رو براش انتخاب کردم. اروم به من نزدیک شد و زد تو گوشم و گفت فکر می کردم با هوش تر باشی نا امیدم کردی
ما 3 نفر رو هم به صندلی بستن بعد شروع به صحبت کرد: این اتاقه شما ازش فرار کردید یه اتاق خیلی آسون بود که افراد حتی با ضریب هوشی پایین هم می تونن از اون رد بشن چه برسه به تو و بعد به من نگاه کرد. خب من برای شما یه چالش دارم شما می تونید با رد شدن از بازی من، جون خودتون و صاحب تستچی یا به قول خودتون ممد رو نجات بدید
یا ممد عزیزتون رمز های سایت اش رو بهم می ده 😏هاهاها (خنده شیطانی) 😂 ممد گفت باشه من رمز ها رو بهت می دم ☹️ ولی من گفتم نه نمیشه ما بازی رو انجام می دیم 😏 فکر اینکه بتونی این سایت رو از ما بگیری از سرت بیرون کن گفتم ما یعنی من مسابقه رو انجام می دم و همین شد که الان داخل یه اتاق فرار گیر کردم 😂😂😂 ادامه نتیجه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
پیام من خیلی دیره نه؟
خیلی بانمک بود عاشقش شدم ممد حق داشت بهت جایزه بده 🤩🤩🤩🤩 خیلی خوب بود حتما به کرات ادامه بده
فالوووو شدی
فالوم کن ♥️
عکست خیلی کراش
😘
سلام🙃
شما توی مسابقه ادیت کاربرsaba شرکت کرده بودید و برنده شده بودید🤩❤
جایزه های شما300بازدید و30 لایک و کامنت برای 30تست😍🙃❤
خواستم بگم جایزه ها تقدیم شددد🙃✨
ممنون 😂😂😂
عالیییییییی😂😍😘
🤩💕💕💕
وایییییی عالییی بودد😍
خیلی خوب بود😹✨
ممنون💕