
ناظر عزیز لطفا منتشرش کن💖🎀
ناخودآگاه دستم رو دور گردنش ح.ل.ق.ه کردم و گفتم: -ا تند نرو... کیف میده بزار بیشتر طول بکشه. لبخندی بهم زد که معنیشو نفهمیدم و گفت: -با خودت چیکار کردی خانوم طراح؟ هان؟ گیج نگاهش کردم. سرم رو روی ش.و.ن.ه .اپش گذاشت و زیر لب گفت: -بعضی وقت ها حس می کنم تو بچه امی جای ز.ن.م.
پاهام رو حرکت دادم و گفتم: -نخیرم من هیچم مثل بچه ها نیستم. من خانوم خونه اتم. زدم تو سرش و گفتم: -تاج سرت. فهمیدی؟ نشوندم رو صندلی و گفت: -آره عپز.ی..زم فهمیدم. در رو بست و ماشین رو دور زد و سوار شد و گفت: -خوبی خانومم؟ خندیدم و گفتم:
مگه میشه پیش تو باشم و خوب نباشم ادرین. دستم رو ب.و.س.ی.د و گفت: -تا حالا نگفته بودی...شنیدی میگن م.س.ت.ی و راستی؟؟؟ خندیدم و گفتم: -آره ولی من که م.س.ت نیستم. و دوباره خندیدم. دنده رو عوض کرد و گفت:
-آره ع.ز.ی.ز.م تو م.س.ت نیستی... نخواستم ساکت شه. احساس می کردم دیگه نمی تونم حرف هایی رو که تا حالا تو دلم نگه داشتم رو نگم. دلم می خواست تا صبح باهاش حرف بزنم و از احساسم بهش بگم. از اینکه ع.ا.ش.ق.ش.م. از اینکه به ع.ش.ق.ی که به کلرا داشته حسادت میکنم. با صدای بی حالی گفتم: -آدریـــن ادرین: جان ادرین؟ -د.و.س.تــــ.م داری؟
ادرین: آره ع.ز.ی.ز.م د.و.س.ت.ت داشتم که الان اینجایی... یکم ساکت شد و گفت: -تو چی؟ دوباره صدام بطور غیرعادی کشیده شد و گفتم: -مــــن چی؟ آدرین: د.و.س.ت.م داری؟؟؟
انگار منتظر همچین حرفی ازش بودم. منتظر بودم این سوال رو ازم بپرسه و خودم رو خالی کنم. سعی کردم صاف روی صندلی بشینم و یکم خودم رو جمع و جور کردم و گفتم: -د.وپس.ت.ت دارم؟؟؟ نه د.و.س.ت.ت ندارم. لپم رو محکم کشید و گفت: -که د.و.س.ت.م نداری؟؟؟ دستش رو از روی لپم برداشتم و گفتم: -ع.ا.ش.ق.ت.م ادرین... ...می فهمی؟ وقتی حس می کنم هنوز هم اون ...چی بود اسمش؟؟؟ کوتاه گفت: -کلرا؟ گفتم:
-آره ...کلرا....از اینکه حس می کنم هنوز هم د.و.س.ت.ش داری و وقتی می بینیش تو خودت میری؛ قلبم تیکه تیکه میشه... از اینکه روز عروسیم بهم گفتی قشنگ تر از کلراشدم...از اینکه من رو با اون مقایسه کردی بدم اومد. می فهمی؟؟؟ حسادت می کنم. دست خودم نیست. نمی تونم ببینم با منی ولی اون رو د.و.س.ت داری. نمی تونم ببینم با من خوبی ولی تا وقتی که اون رو نمی بینی...بازم بگم واست؟ ادرین: بگو ع.ز.ی.ز.م. خودت خالی کن. جیغ زدم: -ازش متنـــفرم...از ک ل ر ا متنـــفرم... دیگه د.و.س.ت.ش نداشته باش ادرین...
دیگه دست خودم نبود جیغ میزدم و باهاش حرف میزدم: -باشه ادرین؟ بگو د.و.س.ت.ش نداری؟ بگو فقط من رو دوست داری...بگو نمی دونم چی گفتم که اشکی از چشمش پایین ریخت. به ویلا رسیده بودیم. پیاده شد و دستم رو گرفت و از ماشین پیاده ام کرد. دستم رو روی صورتش کشیدم و گفتم: -گریه می کنی؟ یعنی هنوز کلرا... نذاشت حرفم رو تموم کنم و گفت: -نه ع.ش.ق من... نه جونم... من خیلی وقته د.ل.م. رو به تو دادم...خیلی وقته کلرا از زندگیم و خاطراتم پاک شده...خانومی مثل تو دارم اونوقت اون رو د.و.س.ت داشته باشم...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بار دهمه دارم داستانت رو میخونم من کاربر جدیدم اگه هنوزم ت تستچی هستی به اکانتم سر بزن😁
اوقی
اقا یه چیزی مگه اجبارتون کردن بیاین بخونین خب دوست نداری نخون سلیقه ی خودته ولی اجی من کلییییییییی طرفدار داره خودت دوست نداری هی نیا نظرتو هم واسه خودت نگه دار لطفا
اجی نمیدوگی یه روزه چند تا دشمن برای خودش ساخت
عالییییییییییییییی بود من دیر دیدمش چون صبح امتحان داشتم داشتم میخوندم منم کلاس هفتمممممم
اجی پارت بعد رو هم زود بده دارم میمیرمم
مرسیییی اجی
اها
پارت بعد رو دارم مینویسم
رمان مسخره
باز این شروع کرد
نکنه فقط عضو شدی که هیت بدی
کابر مری اخلاق ات رو درست کن
میشه ازت خواهش کنم تموم کنی؟ تو از رمانم خوشت نمیاد خب انقدر نیا و بهم بگو مثلا فک کردی با این هیتات منم مثل بعضی نویسنده ها که باهیت دلشون شکست و رفتن میرم؟نخیرم من تا رمانمو تموم نکنم دست بردار نیستمو و هرکیم گزارش کنه یا ردش کنه بازم میزارم
تو حق نداری به خواهر من و اجیاش هیت بدی😡
اصلا واسه چی اگه رماناشونو دوست نداری چرا کامنت میدی؟هان؟از بس حسودی میخوای کاری کنی از نوشتن دست بردارن.ببین حسود بودن و هیت دادن کار خیلی زشتیه اینو میدونی؟😠
بجای اینکه دشمن درست کنی برای خودت دوست درست کن .نگاه کن ۱ ساعته چقدر ادم علیه خودت درست کردی
رمان به این قشنگی تو خودت دوست نداری نیا هی بگو .
تو خودت سلیقه نداری هی نیا به ما نفهمون
دیگه هیت نده
ببین دیگه داری شورشو در میاری.
به همه آجی های من داری هیت میدی.
خوب بابا اگه داستانشون رو دوست نرادی....داری میای میخونی.
من روی آجی هام غیرتی ام💪✌ 😎
اروم باشید خواهشا بیخیال ...😐
عالی بود اجی خوشکلم
من دیشب کامنت دادم انگار نیومده:(
مرسی اجی
چرا امد .۶ کامنت پایین تر هست
افرین خودتو خالی کردیا خخخخخ
خخخخخ
سلام صبح بخیر میگم کی پارت بعدی رو میزاری
پارت بعد رو بعد ظهر میزارم
عالی بود
پارت بعدی رو زود بزار
مرسی
خوب آجی شیتنت ها این دوتا عاشق میمونه برای پارت بعد ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
هورااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااااااا
ببخشید شیطنت
اره اجی.
❤❤❤