این داستان دوممه گفتم دوتا دوتا بزار حوصلتون سر نره☺
رینگ رینگ رینگ اه چرا این ساعت این قدر صدا میده وایییییی حالا دیر میرسم به کلاس ووای . پخ ای سرم چی میخواستم واییی درسمممم کتاب و..... وای لباسم با این لباس خواب که نمیشه رفت👘 ری ری ری باز کیههههه ایلی: کجای دختر؟ نیم ساعته منتظرتم نمیخوای که کلاسو از دست بدی؟ من: شرمنده ایل ببخشید دستم بنده میام زود ایلی:باش من: وای حالا چیکار کنم ؟
بعد از تعویض لباس 👚 فک کنم بهتر شد ساعت چنده؟ هییییی ساعت 8 شد حالا استاد بندلی میاد واییییی بعد از رسیدن به مدرسه من: سلام ایل ایلی: کجا بودی؟ مهم نیستش الاناس که معلم بیاد من: خدایا شکرت بندلی: سلام من خانم بندلی هستم و اینجا چند تایی شاگرد جدید داریم ایلی: خدا رحم کنه بندلی:آقای اگراست من:کی؟ ایلی: شوخیت گرفته اون معروف ترین مدل تو پاریسه من:اوه بندلی:اهممم وووو
من:خدایا کییی بندلی:اممم ببخشید فقط اقای اگراست بودن خب قراره جا به جاشید خب جولی و زویی کنار هم بشینن ایو و کیو کنار هم ایلی و کایل کنار هم خب دیگه اهان سونیا و اقای اگراسا کنار هم من: شانسو نگاه😒
آدرین:سلام همه جز من : سلام بندلی: آدرین جان برو کنار سونیا بشین آدرین: سلام من سرخ شدم و گفتم:سسلام آدرین حرفی نزد
ساعت 12 بود منم داشتم پر بال میزدم وای وای وای وای چرا ادرین اینطوری میکنه چرا فلان میکنه چرا بیسار میکنه کلا قاطی کردم ایلی گقت: چته گفتم: هیچی طولانیه
ایلی یه قیافه ای گرفت 😳 من: چته ایلی: ههه سلام آدرین من: چی هواهااههااهاههاههاه سلام آددرین آدرین:ببخشید ترسوندمت؟ من: نه آدرین : میشه بعد کلاس اخر بیای دم در کارت دارم من : باشه ایلی: اخی نازی من😐😐
حدودا 1 ساعت بعد.........
ایلی: دختر من باید برم ضاهرا داره بارون میاد انگار یکی هم کارت داره خب من برم دیگه من: از دست تو ایلی باش برو خدایا چیکار کنم نکنه وای نه خدااا
کیفمو گزاشتم رو سرم و رفتم دم در آدرین هم اونجا بود گفت: راسیتش من دنبالت نمیکردم ما هم راه بودیم و هه من: اشکال نداره سردم بود داشتم مث بید میلرزیدم آدرین یه لبخندی زد و کت ابی رنگ. خوشگل و بامزه و ...(من:اغراق نکن دیگه کت کته.سونیا:این یه کت معمولی نیس) کت ابی رنگشو انداخت روم منم سرخ شده بودم تهملم کم شد بقلش کردم آدرینم از تعجب بقلم کرد از دید ایلی: خب خب من حتمی باید بفهمم چی شده ولی سونیا نمیگه پس باید خودم بفهمم . زیر ابی رفتم کنار در هیییی چیشده سونیا چرا ادرینو بقل کرده وایی اوه باید جیم بزنم) من: ببخشید آدرین: اشکال نداره آدرین رفت و من با کتش بودم
نظر یادت نره کیوتم