سلام به همه نام هنری من غزل است این پارت ممکنه حوصله سر بر باشه ولی مهمه یک چالش دارم براتون اسم اصلی من چی راهنمایی اول اسم من آ داره
سلام من مری ونتورث هستم ۱۱ سالمه و در پنسیلوانیا به همراه ۲ تا برادرم و مادر و پدرم زندگی میکنم سریع میرم اصل مطلب اولن من از نویسنده شکایت دارم که چرا الان معرفی و چرا قرار است مارا در حد مرگ بترساند آخه سم (برادره ۵ سالم)خیلی از روح میترسه بعد از اینکه در شب تولده ۴ سالگی اش نزدیک بود کشته شه و از طرفی تو از طرف مادربزرگ مرده ام به من یک کیف دادی که در داخل آن یک گردنبنده دارد اما به مایکل(برادر ۱۵ سالم) یک کتاب درباره ی روح داد اما از طرفی مرسی چون اون یک شمشیر داره و من تیر و کمان و یک روح داد که اسمش الیزابت است و در گردنبند من است
من و مایکل در کار با اسلحه هایمان استاد شدیم اما چون سم از روح میترسه دلیل نمیشه عضو تیم نباشه هرچند نمیخواستیم باشد اما فهمید و گفت اگر عضوش نکنیم به مامان و بابا میگوید پس ما هم عضوش کردیم یک دقیقه من با نویسنده کار دارم مری: غزل خان خیلی بیعشوری که سم را وارد ماجرا کردی ما باید میراث مادربزرگ و بابابزرگ را ادامه میدادیم اما سم چرا؟غزل: دیگه نق نزن مگرنه میدم یک روح کل خانواده ات را بکشه غزل:باشه نق نمیزنم
ولی درک نمیکنم چرا باید فقط تابستون باشه غزل چون من به هوش تو حساسم آخه کارنامه بدجور تو فرانسه خیط کاشتی غزل!!! 😈😈😈😈😈
خب کجا بودیم آها یادم افتاد خلاصه وقتی من ۴ سالم بود و جک ۸ سالش بود مادربزرگم به من و داداشم گفت باید روح های خبیثی را که شهر آلوده کردند پیدا کنیم پس ما آژانس شکارچیان روح را راه انداختیم کار این آژانس این بود که اول تبلیغ به درو دیوار محله میزدیم و بعد هر کس هر چی صدای روح مانند یا حرکات عجیب در خانه(مثل تکان خوردن وسایل باز ماندن در و ....)به ما گزارش بدن و ما یک روح بدجنس را گیر انداختیم اسمش آنابل بود بله ما آنال را گیر انداختیم اما
اما بعد ۵ روز درون بطری نبود در کتاب نوشته بود اگر روح ۵ روز درون بطری بماند تبدیل به خاکستر میشود و برای همیشه نابود میشود
حالا برویم سر هدیه ها مال من گفته بودم که یه کیفه اما این کیف معمولی نیست.اگر یک جای کیف من را فشار بدی برات کاری میکنه که بتونی روح های داخل خانه را ببینی و کل زندگی مان از جمله کتاب ارواح وبطری های ارواح آن تو است
حالا میرویم سر کتاب مایکل آن کتاب ۵ فصل دارد و او توانست با این کتاب بفهمیم چگونه برای روح ها تله بسازیم چگونه اسلحه بسازیم نقطه ضعف هاشونو بر علیه آن ها کنیم
برای سم یک کلید است که میتواند در همه چی را باز کند اما این ویژگی واقعا برای ما عالی بود امیدوارم دنبالش کنید خلاصه ی داستان ما برای تعطیلات میریم مهمان خانه میخریم اما خیلی زود توسط روح کسی که تمام افراد اینجا را کشته باید بجنگیم و تازه نمیتوانیم خانه ای جدید بخریم
امیدوارم خوشتان آمده باشه
روزتان پر از شادی و ماجراجویی تورو خدا از خانه نرین بیرون یا با ماسک و دست کش برین تا کنون تمومشه