این دفعه سعی کردم زود تر بزارم امیدوارم خوشتون بیاد
سلام امیدوارم خوشتون بیاد ببخشید کمی دیر گذاشتم خب بریم که داستان رو شروع کنیم
اما و جولیا به سمت عقب به راه افتادن (اما کمی شجاعه ولی جولیا خیلی ترسو و لوسه) کمی که به سمت عقب رفتن ی صدای خرچ خرچ اومد جولیا خیلی ترسیده بود و مدام جیغ میزد
اما جلوی دهن جولیا را گرفت جولیا مثل همیشه داشت گریه میکرد😭😭😭کلا جولیا گریه کددن رو دویت داره یا بهتره بگم آرومش میکنه که ی دفعه
که ی دفعه ی یک موش از جلوشان رد شد و باز هم جولیا جیغ زد آخه از موش هم میترسه 😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅 ولیییییی......
هنوز اون صدا میامد ولی اما و جولیا توجهی به اون صدا نکردن و میخندیدند صدا همینطور نزدیک میشد که اما جولیا رو کشید پشت یکی از دیواره های غار
جولیا می خواست باز جیغ بزنه که باز اما جلوی دهنش رو گرفت جولیا و اما ی سایه دیدن که باعث شد جولیا نتونه هیچ حرفی بزنه (از ترس زیاد) سایه ها همینطور بیشتر و بیشتر میشد
کلارا و هایده در راه بودن و به یک دو راهی رسیدند آن دو نمیدونستن باید از کدوم طرف برن (کلارا و هایده زیاد نمیترسن شبیه جولیا نیست)
(اما و جولیا از راه دوم رفتن)اما و جولیا قبلا هم از این دوراهی رد شده بودن ولی اصلا حواسشون به این چیز ها نبود (کلارا و اما از راه اول رفتن)
خب امیدوارم خوشتون اومده باشه منتظر قسمت بعدی باشین داره باحال میشه
خداحافظ ادامه... ی نکته برای کسایی که متوچه نشدن اما به معنی اسم است یا.... اما در بیشتر مواقع در این داستان به معنای اسم است
نظرات بازدیدکنندگان (1)