خب خب من برگشتم دوستان گلم لطفا نظر بدید خواهش میکنم و فعلا بای بای😘😘😘🤩🤩🤩🤩😍😍😍😍
از زبان آدرین بزن بریم😍
اونجا یه هیولای کیکی بود که همه رو تبدیل به کیک میکرد رفتم دیدم اون کت باگ و لیدی باگ هم دارن باهاش میجنگن تبدیل شدم و رفتم کمکشون که یهو مای لیدی اومد گفتم خوش اومدی گفت ممنون ما خیلی سیع کردیم اون رو شکست بدیم و بلاخره
شرور شکست خورد کت باگ و لیدی باگ باهم گفتن ایول که یهو مای لیدی گفت شما هویت هم رو میدونید لیدی باگ گفت آره ولی به هیچکس نمیگیم فقد خودمون مای لیدی گفت آهان باشه کفش دوزک معجزه آسا ولی هیچ چی درست نشد
و گردونه ی خوش شانسی لیدی افتاد لیدی گفت نمیفهمم چرا که یهو لیدی باگ گفت گردونه ی خوش شانسی و بعد گفت کفشدوزک معجزه آسا و همه چیز درست شد و اونها میخواستن برن که مای لیدی گفت شما ها از کجا معجزه گر آوردید
(بچه ها عکس این پارت عکس کت باگ و لیدی باگ هست)اونا گفتن ما هر دو مون از روی زمین پیداشون کردیم که یهو آلیا اومد و گفت وای وای لیدی باگ کت نوار وای باورم نمیشه یه لیدی باگ و کت نوار جدید که انگشتر من و گوشواره های لیدی
گوشواره های کفش دوزک و حلقه ی من صدا دادن ما خدافظی کردیم و رفتیم من رفتم تو اتاق مون چون دیگه ظهر بود هوا گرم بود هرکسی مشغول یه کاری بود منم رفتم پیش مرینت حتی مرینت هم داشت طراحی میکرد یکم فکر کردم فهمیدم چیکار کنم
از زبان مرینت
بعد که گوشواره هام صدا داد رفتم و بعدا با کت باگ و لیدی باگ حرف میزدم سریع مرینت شدم همه مشغول یه کاری بودن منم تصمیم گرفتم طراحی کنم برای خودم که یه لباس خوب بدوزم برا همین شروع کردم فعلا داشتم میکشیدم که احساس کردم
یکی پشتمه دیدم نه فکر کنم خیالاتی شدم دوباره شروع کردم به کشیدن که بازم احساس کردم یکی پشتمه ولی بازم هیچکس نبود تصمیم گرفتم طراحی رو ادامه بدم ولی یا خدا یکی یه ملافه ی سفید کشید رو سرم نه چی ولم کن😱😱😱
خب دوستان دوستون دارم لطفا کپی نکنید برای ادامه بالای ۱۳ تا نظر کامنت فراموش نشه تا یه کت باگ و لیدی باگ دیگه خدافض تستچی تستچی تستچی تستچی تستچی تستچی تستچی تستچی لطفا قبول کن با تشکر از مدیر سایت🤩😘😍