کنیچوا🖐️ این اولین تست منه و قراره داستان باشه در باره ی دختره اوتاکوـه که میره تو انیمه های مختلف از ناروتو بگیر تا کاگویا ساما
پوشیده از خون داستان یه دختر اوتاکوـه که بیرون از خونه یه عادم نابغه هستش هم درسش خوبه هم ورزشش هم دوستای زیادی داره هم معلم ها دوسش دارن هم سال پایینی ها اونو الگو خودشون میدونن هم خیلی خوشگل و خوشتیپ می باشه و مردم تنها عیب اون رو اوتاکو بودنش میدونن (البته من و شما افتخار میدونیمش و هست هم😎 ). اما اون وقتی تنهاست چه جوریه؟دلیل اوتاکو بودنش چیه؟چراتوهمه چی مهارت داره؟و خیلی سوال های دیگه که توی داستان به اونها جواب میدیم😁. هم اسمم هستیم اونم میکاست(البته تاحالاکسی بهم نگفته میکا🥺😭) مغزم برا اسم کار نکرد برا همین اسم خودم رو گذاشتم☺️ ژانرش هم ایسکای و شونن وخون آشامی و کمدی و صد البته عاشقان هم هست . ولی تا قبل تناسخ عاشقانه و کمدی نداره.
یه سال پایینی خودشیرین:اوه میکا_سنپای شما دوباره بالاترین نمره رو دارین😯 شما واقعا یه نابغه هستید👏. میکا:ممنونم ولی من یه نابغه نیستم همش بستگی یه تلاشت داره. یه سال پایینی خودشیرین دیگه:من اگه تمام ماه هم درس می خوندم ممکن نبود نمره ی شمارو بیارم. یه همکلاسی خودشیرین روبه یه سال پایینی خودشیرین دیگه:یه ماه😏من اگه تمام سال رو هم درس بخونم نمی تونم جوری که شما سوالات رو حل کردید میکا_چان، حلشون کنم. میکا:نظر لطفته ولی واقعا همش به تلاشت بستگی داره☺️. یه معلم خودشیرین از راه میرسه:کارت مثل همیشه عالی بود (چقدر این مدرسه خود شیرین داره)میکا نمره هات فقط یکم کمتر از خواهرت که قبلا اینجا درس می خوند بود هست بیشتر تلاش کن تا از اونم نمره ی بالاتری بیاری. میکا:چشم از این به بعد بیشتر تلاش میکنم☺️.
ده دقیقه بعد اجازه گرفته بیاد بیرون بره توالت (جای بهتری پیدا نکردم🙂) میکا اروم وارد توالت میشه در رو باز میکنه بعدش هم خیلی عادی می بندش. یهو عین گاو وحشی با سر میره تو آینه و داد میزنه چرااااااااااا. اینه میشکنه و سر میکا هم زخمی میشه جوری که، میوفته و دیگه نمی تونه بلند شه در حالی که همه جا رو تقریباً سیاه می بینه و داره بی هوش میشه و سرتا پاش هم خونیه یه گنجشک رو میببنه که لب پنجره توالت نشسته و به میکا زل زده . میکا هم به اون زل میزنه جوری که انگار اون پرنده تنها کسیه که میشه باهاش درد و دل کنه.
چپتر دوم:گنجشک میکا به شدت زخمی میشه و یکم هم بغز می کنه میکا با همون حالت خونی با صدایی لرزون با پرند شروع به حرف زدن کرد:میدونی خواهر من یه نابغه هست تو همه چی. فایده نداره هرچقدر هم که تلاش کنم من هرگز نمی تونم مثل اون باشم. همه از من انتظار زیادی دارن برای اینکه خواهر اون احمقم. اوتاکو....... یه واژه که من رو تا حدودی توصیف میکنه. همه فکر میکنن من برای سرگرمی انیمه میبینم اما...اینطور نیست من برای اینکه از این دنیای لعنتی دور شم انیمه می بینم. خشم و نومیدی تو چشماش موج میزنه انگار که از زندگی کردن خستس....
میکا:واقعا من دارم با یه گنجشک دردودل میکنم😅. گنجشک مثل اینکه بگه اره سرش رو تکون میده . میکا:تو حرف من رو میفهمی امکان نداره😳 یه چیزایی شنیده بودم در باره اینکه ادم ها موقعه مرگ توهم می بینن اما تو خیلی واقعی تر از یه توهمی. پرنده هنو بهش زل زده.
میکا:مهم هم نیست... من تا حالا حتی تو رویاهام هم موجودی رو نمی دیدم که بتونم باهاش درد و دل کنم. میکا: می دونی من یه آرزو دارم که با خیلی از مردم مشترکه ولی فرق من با اونا اینه که اینه تنها ارزوی منه خب.... ارزوی من مثل هر اوتاکوی دیگه رفتن به انیمه رفتن پیش ادما ودنیاهایی که عاشقشونم.
چپتر سوم : در ناکجا اباد گنجشک هنوز به میکا زل زده. میکا با لبخندی رو به گنجشک:اینجا دنیای خوبی نبود خوشحالم که دارم این دنیای کوفتی رو ترک می کنم. میکا:می خوام توی انیمه ها زندگی کنــــــــــــم(جیغ میکشه و میگه). چشمای میکا سیاه شد و بدنش سرد اون مرد. اما اون چشاش رو باز کرد و دید یه جای دیگست. دور برش همش مهه.
یهو صدایی مثل صدای شیر از پشت مه میاد میکا هم میترسه و عقب میره پاش به یه شاخه درخت گیر میکنه و روی زمین میوفته . صدا نزدیک میشه از پشت مه یه ببر سفید بیرون میاد. میکا سکته رو میزنه ببر نزدیک میشه میکا دوتا سکته میزنه ببر با فاصله یه متری از میکا وایمیسه میکا سومین سکته رو هم میزنه. ببر یهو حرف میزنه:سلام میکا :نانی😳 یا حضرت اتسوشی ببره حرف زد😱. ببر:چته😡 میکا:ازم دورشوووووووووووووو ای جنننننننننن ببر:سرم رو بردی😠 ببین مگه تو از همون ادما نیستی که هر هزار سال یکبار پیداشون میشه😐. میکا:کی من؟من جرعت ندارم انیمه یائویی دانلود کنم. ببر:😐😑 منظورم از لحاظ روحی بود روح تو خیلی قویه. میکا:روح کی؟ روح من😳 ببر:کس دیگه ای میبینی توی این بیابون برهوت😑.
ادامه بدم یا ندم بزنید رو ادامه بده🙏🙏
جانه مینا سان🖐️🚶🏻♀️ نظر هم بدید❤️🙏