
کتاب خوندن مارو به دنیای دیگه ایی میبره و مارو توی فضا غرق میکنه خواه غیر داستانی باشه خواه داستانی در واقع کتاب خوندن مارو رو به روی دروازه ی خودش میکنه سعی کردم هر چی از ژانر ها میدونم و فهمیدم اینجا بیارم

ژانر فانتزی: در این ژانر هر چی دلت بخواد اتفاق میوفتد اگر دلقک بازی در خیابان درآوری برقصی همه با تو میرقصند مثل هندی ها هماهنگ! اگر دلت میخواهد مدرسه بروی و سرکلاس داد بزنی بچه ها آشوب کنید همه ی بچه هامیریزند بیرون! اگر بخواهی یک شبه دانش آموز ممتازی باشی یک شبه میشوی! اگر دلت بخواهد با انگشتت یک شی را جابه جاکنی تا خواهر کوچک نبیند میتوانی! اگر میخواهی آتش را در اختیار داشته باشی میشود! اگر دلت بخواهد به دنیایی با موجودات عجیب و قشنگ بروی میشود! ژانر فانتزی حد و مرز ندارد! وقتی میخواهی وارد این دروازه شوی این جملات را بگو:" من به موجودات آن جهان احترام میگذارم بر من بگشا آنچه ندیده ام بر بگشا قدرتی تا هر چه میتوانم بدست آورم ورود به تو قانون ها را میشکند! مرا به دنیای تصور های رنگارنگ ببر

ژانر تاریخی_فانتزی: زیباترین ژانر از نظر من ! شما میتوانی تاریخ را جور دیگر ببینی اصلا تصور کن که مغولان حمله نکرده اند یونیان آتن و اسپارت باهم در صلح و صفا هستند یا تصور کن که آتنیان بر اسپارتان ها پیروز شدند! اصلا فرض کن فردی به نام آتش دزد هنوز زنده است! تاریخ ایران را جور دیگر بساز تصور کن فردی لایق در برابر حمله ی مغولان یا اسکندر مقدونی می ایستد! تاریخ را شیرین کن یا جور دیگر تلخ! وقتی وارد این دروازده میشوی و میخواهی بخوانی این جملات را تکرار کن:" من وارد حقایقی میشوم که آن حقایق را متفاوت تر خواهم دید شیرین تر یا تلخ تر من به جایی می آیم که حقایق جور دیگر میشود جنگ ها برعکس صلح جور دیگر افسانه ها زنده تر من را از حقایق تاریخی به دنیای تاریخی متفاوت ببر

ژانر علمی_تخیلی: هر نوع تکنولوژی که میخواهی نیازت را برطرف کند را تصور کن هر چیزی که اکنون بعید می آید برای آیندگان آسان است! فکرش را بکن چندین سال پیش موبایل هوشمند چه بود؟ اکنون ببین که راحت در دستان من و توست اکنون ببین که بشر ربات جراح هم ساخته است رفتن به ماه آرزوی بشر بود اکنون آب خوردن است ! کی فکرش را میکرد انسانی که با اسب این طرف وآن طرف میرود حالا هواپیما بسازد وبه زمین اکتفا نکند با آسمان هم نه! بلکه برود کره ی ماه را ملاقات کند و کهکشان راه شیری محل خانه ی ما! وقتی وارد این دروازده شدی بگو:من خیالم را فراتر میگذارم میدانم اکنون ممکن نیست اما با ورود به دروازه ی تو ممکن میشود به من نشان بده آیندگان چه کرده اند

معمایی جنایی: این ژانر ماجراها دارد شمارا در پیچ و تاب دروغ هایش و راست هایش گم میکند به راستی حق با کیست؟ چه کسی دروغ میگوید چه کسی راست؟ راز قتل چیست؟ شما به مشکوک هستید حتی به پلیس! وقتی وارد این دروازه میشوی تکرار کن:" من میخواهم به دنیایی ورود کنم که راست و دروغ اش را خودم کشف کنم حقیقت هایی که وارونه میشود را به من نشان بده من میخواهم در هزارتوی دروغ ها غرق شوم خودم کشف خواهم کرد بیگناه را از گناهکار را

ترسناک_راز آلود : به راستی کسی دارد با ما بازی میکند؟ بازی کثیفی را انجام میدهد به نظر شما این توهم است یا بازی کثیف یک نفر شما با ترس و هیجان و اضطراب های شخصیت همراه میشوید و با ترس های شخصیت داستان دست و پنجه نرم میکنید وقتی وارد این دروازده شدی بگو:" من با ترس های آنها همراه خواهم شد من را به این دنیا ببر تا ترس های آنها را بچشم و با غم و ترس هایشان زندگی کنم

تاریخی:" حقایق تاریخی هر آنچه که هست با روایت های گوناگون روایت میشود و این شما هستید که روایت های تاریخی را هر کدام درست تر بود می پذیرید میخوانید در حقیقت حوادث تاریخی علت ک معلول دارند و هر عملی نتیجه ایی ..شما وارد میشوید به این دروازه تا نتیجه ی کارهای پادشان رئیس جمهور ها و کسانی که در تاریخ تاثیر مثبت یا منفی داشته اند و چه نتیجه ایی برای آیندگان به بار آورده اند را میبینید و تحلیل میکنید وارد این دروازه که میشوی بگو: من آمده ام تا تلخی و شیرینی کارهایی که گذشتگان کرده اند و جهان من اکنون این است را ببینم مرا به حوادث تاریخی تلخ و شیرین ببر مرا به دنیای غم های مردمان گذشته ببر بر من روشن کن ستم های فرمانروایان را بگو که چگونه جهانم این شد؟

عاشقانه : ژانری که با بی مهری از آن عبور میکنیم خودمان عشق واقعی را نفهمیدیم عشق واقعی به هرکس میتواند باشد عشق حس زیبایی است که با تمام وجودت به اطرافیان داری اگر چه عشق سلسه مراتب و قوانین دارد عشق به پدر عشق فرزند و مادر و خواهر برادر همسر و دوست معلم شاگرد! به هر حال عشق به ماجراهایی که دارد ماندگار میشود...محبت دلها به قصه بماند ...عشقی که ماجرا و درد و سوز نداشته باشد عشق نیست عشق اگر ماجرا نداشته باشد پایدار نیست شما با خواندن این ژانر وارد روش آشنایی عاشقان میشوید وقتی وارد این دروازه شدی بگو:من میخواهم وارد دروازه ایی شوم که سرنوشت اش یا رسیدن است یا جدایی اما ماجراهایش پیچ در پیچ چگونگی شروع اش و چگونگی پایانش آیا پایان خوش یا پایان تلخ مهم است رسیدن اما چه حوادثی عاشقان را تهدید میکند!؟ چه کسی ادعای عشق دارد بر من آشکار ساز

رئالیسم:زندگی جریان دارد به همان طور که باید باشد منطقی است اگر شما این ژانر را بخوانید بسیار منطبق با واقعیت است درواقعیت همان گونه میشود که باید بشود منتها هر انسانی داستان خودش را دارد و انتظار نداشته باشید وقتی شخصیت از مدرسه دارد برمیگردد یک غول چراغ جادو جلویش سبز شود ..مستقیم میرود خانه مادر و پدرش میپرسند :"مدرسه چطور یود؟ بچه میگوید:"افتضاح خیلی طبیعی است ! به هر حال ژانری است میشود واقعیت های هر جامعه و عقایدشان را خواند وقتی وارد این دروازه میشوی بگو:" من میدانم زندگی هرکس آغاز و پایانی دارد که طول زندگی اش هم نامشخص بر من نشان بده زندگی کسی را که شخصیت کتاب من است بگو چه میکند هر کسی داستانی دارد و ماجرایی بر دوش ...

ریالیسم جادویی: ژانری که واقعیت را میگوید بله همانند رئالیسم اما در قالب واقعیت اتفاق هایی که در زندگی روزمره هیچ کس نمی افتد مثلا دیدن روحی که شخصیت آن را کشته و هرروز دارد با او حرف میزند! مثلا شخصی دوست دارد یه جور دیگری باشد برای همین شخصیتی که دوست دارد باشد را در اتاقش میبیند ویا مثلا دختری که پدرش را دوست داشت روحش را در جایی که شهید شده است میبیند و باهم قدم میزنن و پدر راهنمایی اش میکند....به هر حال وقتی وارد این دروازه شدی بگو:" من میخواهم در واقعیت روی دیگرش را ببینم اگر زندگی واقعی ما کمی متفاوت بود چه میشد بر من نشان بده که در واقعیت و تخیل چه مرزی است

ژانر کلاسیک: من خودم این ژانر رو قبول ندارم یعنی دوست دارم اما مثلا ویکتور هوگو وقتی کتابش چاپ شد دوره ی زمانی خودش کلاسیک تلقی نمیشد! به هر حال ژانری هست که مربوط به شیوه ی لباس پوشیدن و وسایل قدیم هاست مثل دوران قبل از انقلاب و مشروطه خودمون به هر حال در این ژانر سنت ها حفظ است عقاید نو و کهنه در هم آمیخته است گاهی عقاید کهنه ولی سنت هایی که باید باشند...در این ژانر خبری از شخصیت هایی که در اینترنت بهم پیام بدهند نیست آنها نامه میدهند و بیشتر سرشان در کتاب است یا کتاب نمیخوانند وقتی وارد شدی بگو:" من وارد دنیای قدیم میشوم هر کشوری که باشد من میخواهم روش های زندگی شان را بدانم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
وقتی کردی به پستای منم یه سر بزن زیبا
در ضمن پستت بسی زیبا و مفید بود:))*
پستت.. متفاوت بود. جدی میگم قلمت رو دوست دارم. واقعیه.
خوشحالم که خوشت اومد و تونستم حس خوب بهت بدم❤️
من دوجلد کتاب ۴۰۰ صفحه ای خوندم اخر سر قاتل کی بود به نظرت؟؟
آفرین به نظرت کتاب خوندم مهمه یا اینکه چند صحفه خوندی ؟ که چی میپرسی
پیامم نمیومد اینجوری نوشتم .قا.تل.خود.پلیس بود..
اسم کتابه چی بود؟
خیلی خوشم اومد افرین ❤
میشه لطفا تست های منم ببینین شاید خوشتون بیاد 😭
حتما❤️ ممنون بابت نظرت
۱. احتمالا معمایی جنایی
۲.فانتزی
تست عالی بود
ممنونم خوشحالم که خوشت اومد ممنون بابت نظرت (:
خیلی قشنگ توضیح داده بودی😃
چالش ۱ : علمی تخیلی
چالش ۲ : فانتزی
ممنونم بابت نظرت خوشحالم که خوشت اومد
چقدر زیبا و جالب بود( یه جور دیگه توضیح داده بودی اصلا😍💖) و راستش رو بخوای سر ژانر تاریخی_فانتزی خیلی خندیدم، اونجور که همه چیز رو جا به جا کرده بودی قشنـــگ برام جا انداخت این ژانر رو😍💚
چالش 1 : علمی_تخیلی
چالش 2 : من خودم فانتزی و علمی_تخیلی دوست دارم. رئالیسم هم باید داستان اش خیلی قشنگ باشه تا من رو جذب خودش کنه چون رئالیسم زیاد دوست ندارم دوست دارم وقتی کتاب می خونم یه دنیا ی دیگه رو تصور کن نه همین دنیا خودمون که فرقی نداره...
مشتکرم که وقت گذاشتی... خب رئالیسم درسته اون جذابیت و توهمات اسرار امیز بودن فانتزی یا کلا کتاب های تخیلی رو نداره ، اما واقعیت ها رو خوب نشون میده اصلا زندگی روزمره بازهم با یه داستان خاطره انگیز روحیات شخصیت ها اینکه چی فکر میکنن رئالیسم باعث میشه اما تو زندگی بهتر عمل کنیم
منم رئالیسم جادویی رو خیلی دوست دارم ... هم واقعیت هم یکم خیالی ...
✨💗
درست میگی...💖🥺
حرف نداشت عالی توصیف کردی
چالش یک: 2.3.8
چالش2: وای معلومه که دوست دارم وارد همشون بشم. مخصوصا علمی تخیلی و فانتزی و رئال و فانتزی تاریخی. اصلا مگه میشه یکیش رو انتخاب کنم؟
اینم حرفیه برا خودش...من که دوست دارم برم رئالیسم جادویی ...اگه یه حق انتخاب داشتی کدوم انتخابت بود؟
انتخاب سختیه. فکر کنم علمی تخیلی