نوشتن درباره مجموعه Red Dead Redemption، فراتر از نقد یک بازی ویدیویی، شبیه به نوشتن نقد یک اثر ادبی کلاسیک یا یک فیلم شاهکار از کارگردانانی بزرگ است.
مقدمه: سقوطِ غرورِ وحشی مجموعه رد دد ردمپشن، داستانِ پایانِ یک عصر است. داستانِ زمانی که غرش اسبها، جای خود را به صدای بخارِ قطارها میدهد. این بازیها، مرثیهای هستند برای "غرب وحشی" Red Dead Redemption 2: سمفونیِ واقعگرایی و تراژدیِ اخلاق اگر بازی اول، یک "انتقامجویی" سریع بود، نسخه دوم یک "تجربه زیسته" است. راکاستار در این نسخه، مرز میان واقعیت و بازی را از بین برده است.
روایت و شخصیتپردازی (آرتور مورگان): آرتور مورگان یکی از پیچیدهترین و انسانیترین شخصیتهایی است که تاکنون در رسانهها خلق شده است. او مردی است که در میانهی تضادِ میان "وفاداری به گروه" و "بیدار شدنِ وجدان" گیر کرده است. مسیر تحول او از یک یاغیِ بیرحم به مردی که به دنبال معنای رستگاری (Redemption) میگردد، به قدری ظریف و دردناک است که بازیکن را از یک تماشاگر، به یک همدرد تبدیل میکند. او نمادی از انسانیت در دنیایی است که دیگر جایی برای انسانیت ندارد.
جهانِ بازی (یک موجود زنده): دنیای RDR2 صرفاً یک محیط برای بازی کردن نیست؛ بلکه یک موجود زنده است. ریزترین جزئیات، از لرزش دست آرتور در سرمای صبحگاهی تا نحوه برخورد حیوانات با هم، به شما القا میکند که شما در یک اکوسیستم هستید، نه در یک کد کامپیوتری. این واقعگرایی (Realism) گاهی خستهکننده به نظر میرسد، اما این خستگی، بخشی از هنر بازی است تا شما وزنِ زمان و سختیِ بقا را حس کنید. برخی منتقدان میگویند ریتم بازی بسیار کند است. بله، بازی به شما اجازه نمیدهد مثل یک ابرقهرمان پرواز کنید؛ شما باید غذا بخورید، اسبتان را برسید و زمان بگذارید. اما این کندی، عامدانه است تا شما با ریتمِ سنگین و غمانگیزِ زندگی آرتور همگام شوید. این بازی، "سرعت" را فدای "عمق" کرده است.
Red Dead Redemption 1 اگر نسخه دوم، مقدمهای برای درکِ ریشهها بود، نسخه اول، "خاتمهی مقتدرانه" است. جان مارستون : در نسخه اول، ما با جان مارستون روبرو هستیم؛ مردی که سعی دارد گذشتهی تاریک خود را پشت سر بگذارد تا خانوادهای برای خود بسازد. اما در دنیای ردمپشن، گذشته مثل سایهای است که هرگز رها نمیکند. داستان جان، روایتِ تلخِ این حقیقت است که: "شما نمیتوانید از گذشته فرار کنید، حتی اگر به قیمت جانتان تمام شود." اتمسفر و فلسفه: RDR1 اتمسفری از تنهایی و انزوا دارد. در حالی که نسخه دوم بسیار گسترده و غنی بود، نسخه اول، تیز، تند و گزنده است. این بازی دربارهی "پایانِ آزادی" است. دنیای جدید، نظم میخواهد و نظم، با مردانی مثل جان مارستون که نماد آشوب هستند، سازگار نیست
مقایسه و جمعبندی: دو روی یک سکه - RDR2 یک اپرا (Opera) است؛ پردهدرز، باشکوه، طولانی، پر از احساسات عمیق و جزئیاتِ خیرهکننده که شما را در خود غرق میکند. - RDR1 یک فیلمِ وسترن کلاسیک است؛ سریع، پر از هیجان، مستقیم و با پایانی دردناک چرا این بازیها شاهکار هستند؟ چون آنها از "بازی کردن" فراتر رفته و به "فکر کردن" دعوت میکنند. آنها از شما میپرسند: آیا میتوان مردی بد، آدم خوبی شود؟ آیا میتوان با کارهای بد، به آرامش رسید؟ و آیا در جهانی که به دنبال پیشرفت است، جایی برای روحهای سرکش باقی میماند؟ نقد نهایی: اگر به دنبال هیجانِ لحظهای و بدون فکر هستید، این بازیها ممکن است برای شما سنگین باشند. اما اگر به دنبال داستانی هستید که بعد از تمام کردن آن، ساعتها به سقف اتاق خیره شوید و به معنای زندگی، مرگ و رستگاری فکر کنید، هیچ اثری در تاریخِ هنر، به پای Red Dead Redemption نمیرسد. اینها فقط بازی نیستند؛ اینها تجربیاتِ انسانی در قالبِ دیجیتال هستند.
آرتور مورگان شخصیتی است که بسیاری از گیمر ها همراه او می خندند، همراه او گریه می کنند کند بودن ریتم بازی عمدی است. سیستم پاداش بازی بسیار شگفت انگیز با جزئیات بالا است این بازی نواری را به گیمر نشان می دهد که سمتی قرمز و سمتی سفید است، این نوار نشانه سطح افتخار بازیکن است. زمانی که گیمر با سطح بالایی از افتخار بازی می کند بسیاری از آیتم ها را راحت تر بدست می آورد بسیاری از نشان ها و لباس ها را بازی باز می کند. مردم به شخصیت(جان یا آرتور) احترام زیادی می گذارند. اما زمانی که گیمر با سطح پایین افتخار بازی می کند بازی خیلی از آیتم هایی را که در زمان بالا بودن افتخار باز بودند را قفل می کند. مردم به کاراکتر جان یا آرتور احترام نمی گذارند. حتی میزان افتخار در پایان بازی در قسمت 2 تاثیر بسیار زیادی می گذارد. بر اساس تصمیمات بازیکن بر اساس رفتارش میزان افتخار بالا یا پایین می رود. بازی کردن با افتخار بالا به مراتب سخت تر از افتخار پایین است.