خوش اومدین به این داستان
سلام امیدوارم خوب باشید این اولین تستم هست خوب شما تو این داستان اسمتون مالینا هست و 19سالتون هست و شما تو کره بدنیا امدین 💜
صبح شده بود بلند شدم به عکس بی تی اس یه سلام کرددم و گفتم چطورین بریم واسه یه روز دیگه اهنگ Dynamiteگذاشتم و شروع به رقصیدن کردم دستو صورتمو شوستم و رفتم پایین تا صبحون بخورم
داشتم صبحون میخوردم که دوستم جسی گا زنگ زد گفت.. مالینا میایی امروزبریم بیرون میخوام لباس بخرم برای تولد خواهرم 🙃منم با کمال میل قبول کردم میزو جمع کردم و رفتم یه شلوار لی با یه تیشرت سفید پوشیدم عینگ افتابیمو زدم و راه افتادم
وقتی رسیدم به مقصد دوستمو دیدم به هم سلام کردیم و رفتیم که بریم پاساژ بزرگ کره رفتیم تو یه مغازه دوستم چند تا لباس پوشید خیلی بهش میومد ✌🏻❤
وقتی خریدش تموم شد گفت بیا بریم یه کافه اینجا هست خیلی معروف حتی ادم معروف ها میاین اینجان هم یه چیزی میخوریم هم خستگی در میکنیم ❤منم قبول کردم رفتیم تو کافه انقدر بزرگ بود که ادم دهنش باز می موند نشستیم من یه قهو تلخ سفارش دادم و دوستم یه معجون 🙃
وقتی خریدش تموم شد گفت بیا بریم یه کافه اینجا هست خیلی معروف حتی ادم معروف ها میاین اینجان هم یه چیزی میخوریم هم خستگی در میکنیم ❤منم قبول کردم رفتیم تو کافه انقدر بزرگ بود که ادم دهنش باز می موند نشستیم من یه قهو تلخ سفارش دادم و دوستم یه معجون 🙃
نگاه کردم یهو یگی از اون هفتا پسر بلند شد اومد نزدیگ میز ما من زود خودمو جمع کردم و نگاش کردم 👁 به فرمایید از زبان جیمین.. انگار خیلی بی تی اس رو دوست داری نه چون انگار درموردشون خیلی میدونی از زبان شما ..معلوم مگه میشه کسی ارمی باشه بعد درموردشون ندونه
یهو پسر خندش کرفت بعد گفت .. میخوایی بی تی اس رو ببنی از نزدیگ معلوم کی که دلش نخواد بعد یهو ماسک و کلاشو برداشت دارم درست می بینم جیمین وایی باورم نمیشه برای یه لحظه ساکت موندم از زبان جیمین ... چرا خشگت زده وا 🤣 از زبان شما.. وایی باورم نمیشه تو جیمین خدایا من چقدر خوش شانسم وایی دل تو دلم نیست بعد همشون اومدن طرف میز ما و با ما حرف زدن من باهاشون چند تا عکس گرفتم و بعد ازشون خدا حافطی کردم 💜
نظر یادتون نره امید وارم خوشتون امده باشه ❤💜💜
❤💜💜❤ دوستون دارم حمایت کنید چون اولین تستم بود 🤦🏻♀️❤💜💜