هلو ❤ ❤❤❤❤
ون اون 😳 لوکاااااا بوووووودددددددددددددد😳 ... لوکا: بهت گفتم نمی زارم با اون پسره ازدواج کنی 😌 . مرینت: تو چت شده چرا اینجوری میکنی 😢 لوکا: اونی که دوست داره منم نه آدرین
مرینت : اما من اونو دوست دارم 😢 . لوکا: مرینت اگه با من ازدواج نکنی بلائی به صورت میارم که حتی اون آدرین هم دیگه دوست نداشته باشه 😌 ( دستش اسید بود 😐💔) مرینت : 😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳 تو یه دیوونه ای💔
اگه واقعا دوسم داشتی هیچ وقت باهام همچین کاری نمیکردی 😭💔 لوکا : با من ازدواج میکنی؟ مرینت: معلومه که نه 😢 من آدرین رو دوست دارم نه تو رو 😢💔. لوکا : پس خودت خواستی ........ ( اسید رو گرفت و میخواست بریزه رو صورت مرینت که ))
)) مرینت : نههه😫😫😫😫 باشه باشه باهات ازدواج میکنم😢 لوکا : آفرین 😌 فردا ساعت ۲ عصر باهم ازدواج میکنیم 😌 . مرینت: میشه دست هام رو باز کنی ؟ لوکا: آره. مرینت :لوکا دست هام رو باز کرد ....
و رفت جلوی پنجره ...... یه گلدون اونجا بود برداشتم و محکم کوبیدم توی سرش ..... لوکا: ااااای😖😢😤 .... مرینت : رفتم که درو باز کنم و از اونجا برم لوکا افتاده بور و زمین در قفل بود 😓.....
درو شکستم و فرار کردم ....... مرینت: میخواست با یه ماشین سریع خودم رو به آدرین برسونم ... لوکا رو دیدم که داره میاد دنبالم ..... مرینت : اقا واستا ... حس ام تو ماشین... مرینت : آقا میشه تند تر برید ... لوکا به سرعت دنبال من می اومد که ......... یه هو یه ماشین بهش زد 😮😮😮😮....... کامنت و لایک فراموش نشه ❤
عالی بود عاجی💕🌱🧸
مرسی عمرم❤
عالللللللللللی اجی جونم
ممنون نفسم❤
عالییی بووووود👌👌🏼👌🏽
مرسیییی❤
عالی بود😍😍
میسی آجی جونم ❤
عالی بود اجی پارت بعدی لطفا
ممنون قشنگم ❤❤❤ چشم