5 سال پیش 6 اسلاید 20,681 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سایر

نظرات بازدیدکنندگان (164)
  • من خیلی آدم شجاعیم ❤
    آجی‌ پیچ منو فالو کن‌ دوس شیم
    عاشقتمممممم تست هم عالی بود خوشگلممممم ❤ 😍 💖 ❣ 💕

  • imageصالحی
    آنلاین

    خاطره ی من:
    راستش من همیشه از تاریکی میترسیدم. یه اتاق کوچیک توی خونه مون داشتیم. ولی من همیشه بیرون از اتاق میخوابیدم. یه شب گفتم خب یه بار می رم تو اتاق میخوابم چی میشه مگه؟!
    خلاصه رفتم تو اتاق بخوابم پتو رو که کشیدم روم برق رو هم خاموش کردم، یهو یه جن بالا سرم دیدم خیلی ترسیدم! همه اش دورم می‌چرخید و اسمم رو صدا میکرد.😐😖

  • من ی بار خونه تنها بودم، خواب. هم بودم😑زنگ درو زدن آخرم از آب درومد پست چی بوده 😑🤣🤣🤣🤣🤣

  • من کلا هروقت تو خونه تنهام صدای ناله یکیو از تو اشپزخونه یا حموم میشنوم

  • نمیدونم چرا جدیدن وقتی دارم تو گوشیم یه چیزی میخونم پشتم رو گلس گوشیم یه کسی هست امروز شکلشو دیدم یه بارم چند دقیقه پیش داشتم غذا میخوردم دیدم یکی داره قاشق چنگال مامانم و میگیره باهاش غذاشو میخوره چلی مامانم هنوز نیومده بود شامشو بخوره😱

  • ۱۵۰ امتیاز
    خاطره ترسناکم یکیش اینه که تو خونه بودم رفتم حموم تو وانم روش بودم که دیدم یکی روش رو چنگ گرفته و مشکی‌بود خیلی چقت بود مونده بود خراشش رو وانم ک یهو به طور نا خوداگاه پاک شد

  • فکر کنم تو خیلی شجاعی💀

  • خاطره من ترسناک نیست زیاد ولی تا مرز سکته رفتم یه شب مامانم می خواست منو سوپرایز کنه فردا با فامیل بریم رودخانه به خاطر تولدم فکر کنم سالاد ماکارونی درست می کرد چند بار در یخچال رو باز و بسته کرد که وسایل رو برداره منه 9 ساله هم عصرش فیلم ترسناک دیده بودم فکر کردم یا دزد اومده یا روحه خلاصه یه قاب عکس برداشتم که اگه دزد بود بزنم تو سرش که دیدم خوشبختانه مامانمه

  • نوچ

  • ادامش صدامون زد اما کسی حوله رو نگرفت بعد چند دقیقه درو باز کردی دیدیم اون مرد نیستش همه با جیغ و گریه دوییدیم به مامان هامون زنگ زدیم سریع اومدن بعد به زنه نشون دادیم گفت این شوهرمه ولی مهاجرت کرده حتی باهاش تماس تصویریم گرفت و فهمیدیم اون مرد که اومد جن بوده و خودشو شبیه شوهر زنه کرده

    • یا خود حداد برا ما هم دعا کن از این اتفاقات بیوفته

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.