اینم قسمت دوم
این داستان : یک سایفر جدید🌟
گیدیون گفت اجی مجی لا ترجی ریل سایفر کجا بودی نبودی الاستاز ویگتوس ناتراجیتا بعد ریل احزار شد و با بی حوسلگی گفت کی منو صدا کرده گیدیون:ای الهه ی عشق میبل را عاشق من کن ریل: وات گیدیون:گفتم ای الهه ی عشق میبل رو عاشق من کن ریل:من الان کجام شبیه الهه ی عشقه ؟ گیدیون: ولی اینجا نوشته تو الهه ی عشقی ریل:ببینم پففیل کوتوله چند سالته؟ گیدیون:خفه شو اینجا نوشته الهه ی عشقی ریل:یکم دقت کن زیر کلمه ی الهه ی عشق گیدیون:زیر نوشته رو نگاه کردم دیدم زده الهی ی عشق نیست و سایفر صلح و دوستی بلند گفتم یه سایفر دیگههه ریل: بله دقیقا کوتوله ی پففیلی گیدیون:به من نگو پففیل ریل:الان خودت گفتی
بیل:وای خدا حالا همه ی نقشه هام گند خورد توش بعد یه پورتال باز کرد و رفت از زبان ویل:سه روز بود بیل منو اسیر کرده و یه خبر شنیدم که ریل اومده اون میتونه منو آزاد کنه منم به صورت ذهنی بهش گفتم همش زیر سر اکسولاتل هست اون بیل رو زنده کرد حالا هم به بیل گفته با کمک من دنیا رو نابود کنه بیچاره زمینی ها همون موقع بیل اومد بیل:داداش جون نظرت عوض شد ویل:نه و هرگز بیل قرمز میشه و میگه تو باید اینکارو بکنی ویل: نه من مثل تو سایفر طمع نیستم من سایفر خوبی و اراده هستم بیل:مثل ریل حرف نزن ویل:همش به خاطر خودخواهی و خشن بودنت هست که ریل دوستت نداره بیل: درمورد ریل حرف نزن و بعد با عصبانیت رفت
ازبان استن لی و استن فورد:یه سایفر دیگه حالا حسابت رو میرسم گیدیون:بعدا حسابت رو میرسم الهه ی عشق ریل:به من نگو الهه ی عشق بعد گیدیون رو پرت کرد از دور صدای فریادش رو میشندیدم که شرط میبندم همه جاش شکسته بود بعد فورد و استن به ریل حمله کردن ولی ریل جاخالی میداد دیپر:عمو ریل گفت که سایفر صلح و دوستیه پس چرا دارید بهش حمله میکنید فورد: اون خواهر بیله ریل:من خواهر بیل نیستم فقط فامیلم سایفره میبل:خب مشخصات خواهر بیل نیست خوشگل هست انسان هست بنفش پوش هست ناناز هست همه ی اینا مساوی است با دوست شدن من با ریل دیپر:میبل مگه عدده که جمع یا منهاش کنی
میبل:عمو ترو خدا پیشمون بمونه فقط امشب استن: ولی اون سایفره میبل:هر کس که سایفره دلیل نمیشه مثل بیل باشه استن: باشه بیل:حالا که ویل قبول نمیکنه باید برم سراغ نقشه ی دوم 😈 از زبان میبل: ریل اومد تو اتاق و باهم کلی خندیدیم با دیپر بازی کردیم و خیلی خوش گذشت بعد رفتیم شام بخوریم یهو دیپر گفت میشه یه ساعت دیگه شام بخوریم بقیه هم قبول کردن دیپر:من میرم یکم بیرون بعد در رو بست و رفت ریل:میبل دیپر از چیزی ناراحت بود میبل: فکر نکنم
از زبان دیپر: رفتم پشت یه درخت تکیه دادم و به بیل فکر کردم دوباره کل تابستان رو باید با اون بجنگیم خیلی خسته کننده بود بیل:حالا زمان مناسبیه دیپر:داشتم با خودم حرف میزدم یهو صدای خش خش اومد میبل بود گفت داداشی میدونم که چقدر سخته ولی باید باحاش بجنگیم
از زبان ریل :گفتم من میرم پیش دیپر رفتم بیرون یهو دیدم میبل کنار دیپره سریع رفتم سمت دیپر و از میبل جداش کردم دیپر:چیکار میکنی ریل ریل:دیپر اون ولی کار از کار گذشته بود میبل دست زد به دیپر ریل: نهههه بعد میبل تبدیل شد به بیل بیل:یادت باشه به کی اعتماد میکنی دیپر بعد بیل رفت تو بدن دیپر و دیپر روح شد و تنها کسی که میتونست روح دیپر رو ببینه ریل بود
بیپر( وقتی بیل تو بدن دیپره اسمش میشه بیپر ) بیپر:اوه قند و عسلم ببخشید ناراحتت کردم ولی وقتی ویل کمکم نمیکنه خودم باید دست به کار بشم ریل:بیل چرا این کار رو میکنی من میتونم دیپر رو برگردونم به جسم خودش ولی به نفعت هست خودت انجامش بدی بیپر:بزار ببینم تو سایفره طمع هستی قند و عسلم نه پس نمیتوانی دیگر رو برگردونی
بیپر: ولی آگه یه کار کنی برام شاید دیپر رو برگردونم ریل: چیکار بیپر:باهام بیای و دنیا رو به فتح در بیاری ریل:هرگز بیپر:هر جور راحتی قند و عسلم و بعد رفت به سمت کلبه دیپر:ریل میتونی منو برگردونی ریل:سعی خودم رو میکنم........
آنچه خواهید خواند:ریل: ویل چیکار کنم ویل:گوش کن ببین چی میگم بیپر: میبل حوصله ندارم ولم کن میبل:بیل تویی پس دیپر واقعی کجاست ریل: دیپر یه راه پیدا کردم که شاید بتونم برت گردونم فورد:استن دیپر مشکوک میزنه استن :خیلی خیلی مشکوک
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود کیوتی
ممنون
میگم تو نه سالته؟؟
فکر کنم منم نه سالمه اگه نه سالش باشه همسن میشیم
نه 9 سالم نیست
عالییییییییییییی
ممنون
عالی حتما ادامه بده
چشم
باحال بود ریل عجب اون صلح و دوستی نیست و بیشتر طمع است و از همه چی متنفره خود خواه هم هستو اسمش لیل هست عمون مثلث بنفشه عجب
نه ریل دختره و سایفر صلح و دوستیه
خب اره ولی فقط ویل بدبخت که نمیتوان خوب باشه
عالیییییی❤
ممنون
جالب بود
ممنون
عالی بود
ممنون