
♥️♥️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
از زبون شوگا: تمام این مدت که من و کوکی و جیمین داشتیم حرف میزدیم جیهوپ داشت با لپتاپش ور میرفت. کوکی داشت حرف میزد که جیهوپ پرید وسط حرفش و حرفش رو قطع کرد. جیهوپ:تموم شد کوکی:چی تموم شد؟ جیهوپ:خب من داشتم به پایگاه اطلاعات نفوذ کردم و تموم اطلاعات این دختره رو پیدا کردم. کوکی : خب بگو جیهوپ: باشه لی ا/ت ۲۰ ساله و اهل سئول البته وقتی ۱۰ سالش بوده همراه پدر و مادر میان و تویه ی کلبه نزدیک جنگل زندگی می کنن ۵ سال پیش مامانش میمیره و ۱ سال پیش هم پدرش تمام جیمین:دیدن درست گفتم کوکی: چی رو؟ جیمین:این که افراد محلیه😏 کوکی:😑😑 جیمین:خب ريس چیکارش کنم ولش کنم یا ب.ک.ش.م.ش؟ شوگا:کوکی

شوگا:دختره رو ببر و بزارش تویه اتاق ها کوکی:اما ريس چرا؟ شوگا:چون من میگم کوکی:چ...چشم از زبون کوکی:رفتم تویه اتاق ش.ک.ن.ج.ه و دختره رو دیدم که رویه زمین افتاده بود رفتم کنارش و بلندش کردم گرفتمش بغل هرچی صداش کردم چشماش رو باز نکرد 😨😨 بردمش تویه یکی از اتاق ها(عکس اتاق 👆🏻👆🏻) و گذاشتمش رویه تخت و به یکی از خدمتکار ها گفتم بره به دکتره که بیاد( بچه ها یک نکته تویه عمارت به دکتر مخصوص هست که زخمی ها رو درمان میکنه)دختر اومد و یه سرم بهش وصل کرد دکتر:آب زیادی از بدنش رفته ولی با یکی و دوتا سرم خوب میشه کوکی:ممنونم دکتر:من دیگه باید برم خدانگهدار کوکی:خدانگهدار و بعد از اینکه دکتر رفت به دختره نگاه کردم چە دختر زیبایی بود تا حالا دختر به این قشنگی ندیده بودم .😍😍
تویه همین حال بودم که جیهوپ اومد تو. جیهوپ:سلام کوکی:سلام این چیه تویه دستت 🤨 جیهوپ:خب این یه ردیابه که خودم طراحی کردم به دکتر گفتم که بیاد و این رو تویه دندونه این دختره قرار بده کوکی:خب ما که مراقبش هستیم که فرار نکنه این کارا لازم نیست جیهوپ:کار از محکم کاری عیب نمیکنه🙂ما که اینو نمیشناسیم شاید زرنگ تر از این حرفا باشه و اگه روزی تونست فرار کنه دستمون به هیچ جا بند نیست کوکی:باشه بابا فهمیدم جیهوپ:خوبه پس از زبان راوی(بنده😂):کوک و جیهوپ داشتن همینجوری بحث میکردن که دکتر اومد تو. دکتر:سلام میتونید بیرون منتظر باشید تا من کارم رو انجام بدم. کوکی و جیهوپ:باشه (یک ساعت بعد)از زبان کوکی:دکتر اومد بیرون و گفت:خب کار من تموم شد ارباب. جیهوپ:چطور بود؟ دکتر: ردیاب رو کار گذاشتم داخل یکی از دندون هاش . کوکی:خیلی خوب میتونی بری دکتر:چشم بعد از اینکه دکتر رفت من و جیهوپ به اتاق ریس حرکت کردیم.
(بچه ها یه نکته که یادم رفت تویه پارت 1 بنویسم این بود که ا/ت بیماری تنفسی داره و فوبیای تارعد و برق داره)از زبان کوکی:در زدیم شوگا:بیا تو. وارد شدیم شوگا خب چیشد؟ جیهوپ:خب ریس من یه دستگاه ردیاب به دکتر دادم که تویه یکی از دندوناش کار بزاره شوگا:باشه. از زبان ا/ت:چشمام رو باز کردم با دیدن صحنه یه دور و برم تویه شک بودم ا/ت: واییییییییی خدای من چه اتاق قشنگی😍😍😍میخواستم بلند شم که با حس سوزش روی دستم به خودم اومدم دیدم یه سرم بهم وصله با صدای تقریبا بلندی گفتم : آهای کسی اینجا نیست؟ چند لحظه سکوت یهو یه نفر اومد از لباساش فهمیدم خدمت کاره
خب بچه ها این پارت هم تموم شد اگه خوشتون اومد لطفا لایک کنید♥️♥️😘😘
♥️♥️♥️♥️♥️
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
🥰🥰🥰🥰
❤️😘😘❤️❤️
💎💎💎
؟
حتما😊سارا یا نونا ۱۳ ساله
میشی
اجی
عالییییییییییییی
مرسی
عالی بود ❤❤❤
مرسییی
عالییییییی خیلی قشنگ بود 😍😍😍😍💜💜💜
مرسی عزیزم 😘😍❤️
فوق العاده بود آجی پارت بعدی منتظرتیمممممممم😍🥰😂
مرسی اجی جون♥️♥️❤️❤️❤️