
hi cutey hi (ʘᴗʘ✿)(ʘᴗʘ✿)(ʘᴗʘ✿)
مرینت...به خودمون اومدیم دیدیم معجزه گرامون نیستن! به لیو گفتیم...لیو! معجزه گرامون........ نیستن!_الان با عینکم میبینم(عینک مخصوص)...وای! انگار میتونن از دیوار و مانع رد شن!(تو ذهنش گفت)بعد به ما گفت...بچهها خبر بدی دارمಠ︵ಠاونا میتونن از مانع رد شن پس یهنی........معجزه گرا گم شدن واقعا متاسفم منم گفتم...حالا باید چیکار کنیم؟ _نمسدونم باید ببینم میتونم ردشون رو بگیرم یانه ...........۵دقیقه بعد...ردشون رو نمیتونم پیدا کنم ببخشید ننیدونم باید چکار کنم نظری ندارین؟؟؟؟ ...
از زبان تیکی و پلگ...نمیدونستین چکار کنیم هی نگران بودیم چون تو معجزهگرها بودیم و یکی دوساعتی بود تو بودیم و ما کوامی ها میتونیم باهم ارتباط برقرار کنیم و بعد از سه ساعت از معجزهگرها آومدیم بیرون و اسم صاحب هامون یعنی مرینت دوپن چنگ و آدرین آگرست رو نیاوردیم چون شاید معجزهگرا دستیکی دیگه بوده باشه و اینکه پیش کسی به اسم عجیب رفتیم اسمش مِیورا ولی...
از زبان پدر و مادر آدرین آگرست (حالا دارین میگین چرا دارم فامیلی میزارم البته من باکسی حرف نمیزنم الان چون داستانام بازدید نداره)(امیلی+ گابریل-)+خیلی نگرانشونم ۳ ساعته نیومدن ساعت ۱۱ صبحه -بیا بریم بگردیم شاید به کمک احتیاج دارن+ولی اونا که معجزه گردارن😐 -خوب... محض احتیاط +وایی تو چقدر گیر میدی...باشه پوففف😑 امیلی... رفتیم بیرون و مرینت و آدرین رو دیدیم ولی یه چیزی سر جاش نبود ولی نمیفهمم چی آهاااااا........... ایییی واییییی................معجزهگرا!!!.................
آدرین... دیگه خیلی دیر شده لیو ما نمیتونیم معجزهگر هارو پیدا کنیم😟 _آدرین نگران نباش ما پیداشون میکنیم ولی امیدوارم(اینو آروم گفت)باشه؟؟؟ من...باشه lio خوب حرفهاتون تموم ؟؟؟ فکر کنم مامان بابات اومدن آدرین البته فکر کنما فکرررررر کنمـ👻
(آدرین + امیلی ۰ مرینت ٪ گابریل: لیو lio)٪چه خوب کمکی داریم ...وایستا ببینم لیو تو میدونی... lioآره میدونم آونا هاکماث و مایورا هستن میدونم نگران نباش قراره منم تو کارتون کمک کنم😜
آدرین... خوب مامان و بابا مایه مشکل داریم اینه که..............................................معجزهگرامون ...گم شدن! لیو براشون توضی بده lioخوب اینه که نیویورکیه تو خونشون یه چیزی تزریق شده که میتونه لیدی باگ و کتنوار رو تشخیص بده و ...و همش این بود البطه فکر نکنین چیزی نیست از اون فقط همین بود منظورم یه چیز بزرگــــــ بود و میشه گفت عجیب یا strange شدن و تیمومـ ☺️ (چرا لبخند میزنی خ.ل lio کی باتو حرف زد؟؟؟ A.Mجر و بحث نکن آخر داستانه یه خودافیظی بگو... lio نهخودافیظ😂 A.Mدستت دردنکنه لطف کردی😐)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عـالـی🐤💚
سلام عزیزم شما دومین نفر داخل مسابقه ادیت شدید 😍 تبریک میگم جایزه ها امروز یا فردا واریز میشه🥺
اگر می خوای بگو تبلیغ میکنم داستانتو فقط اینجا جواب نده توی داستان های من جواب بده هر می خواد توی یکی از تست های من بگه که تبلیغ کنم
عالـــــــــــــــــــــــــــی 💙💙
مرسی😍