خب دوستان اینم پارت سوم امیدوارم خوشتون بیاد ☺️❤💜 بریم سر داستان
آهنگ تموم میشه و تو گوشی رو میذاری میگیری دستت و میکوبی رو پیشنیت و میگی : امکان نداره ، هیج جوره نمیتونم این نتو درست بخونم، من موندم خوب بی تی اس چطوری این آهنگرو خوندن ، شانس آوردم حداقل قسمتایی که نامجون و یونگی و جیهوپ میخونن مث همیشه کلی جمله های سریع که باید رپ کنی نیست و الا فقط باید ۲۰ ساعت وقت میذاشتم رو اونا ، اهههه ول کن کارا به خودت بیا باید تمرکز کنی .... ولی چطوری تمرکز کنم ؟؟!! ..... من نمیتونم درک کنم چطوری باید این نتو بخونم ، هرجور حساب میکنم آخرش قراره رو صحنه تو این نت صدام خروسی شه و گند بزنم ، بعدم جزء اون ۵ نفر نشم و برم ور دل دوستای خلم و به خل بازیامون ادامه بدیم 🤦♀️🤷♀️💔 . جیمین از اون ور وقتی حرکاتتو میبینه خندش میگیره😂 . تو صدای خندشو میشنوی و به سمتی که صدا میاد نگاه میکنی و جیمینو میبینی . بلند میشی و میگی : آممم .... سونبه نیم ؟ شما اینجا چیکار میکنین ؟ . جیمین : درو باز گذاشته بودی بخاطر صدای خوندنت اومدم داخل ، صدات.... . حرفشو قط میکنی و میگی : میدونم ...... فاجعست !🤦♀️💔 . و میری دوباره میشینی رو زمین و میگی : پوففف من با این صدامو با این طرز خوندنم ، جزء اون ۵ نفر بودن که هیچی ، حتی اگه بذارن برم رو استیج اجرا کنمم باید کلامو بندازم هوا 🤦♀️💔
جیمین میاد کنارت میشینه و میگه: نه اتفاقا به نظر من صدات واقعن قشنگه و به جرعت میتونم بگم رو بعضی از نت ها حتی از ماهم بیشتر تسلط داری ! . تو : واقعن ؟ . جیمین : آره ، فقط لازمه یکم تمرین کنی که اون نت هایی که بلد نیستیرم خوب یاد بگیری ، خودم کمکت میکنم . تو لبخند میزنی و تشکر میکنی . جیمین میگه : خب خب نشونم بده ببینم کدوم پارتو مشکل داری ؟ . تو : این پارتی که شما میخونین ، همین قسمتی که میگه 《او مای هارتز آن فایر فور یور لاو》که اون قسمت فور یور لاوو که اوجه ، اون تیکه یکم خوننش سختمه ، به نظرم خیلی جاهارو فاش میخونم . جیمین : خب عیب نداره بخون ببینم چطور میخونی . تو اون تیکه رو میخونی و جیمین میگه : اونقدرتم بد نیست فقط باید رو لحن صدات کار کنیم . خلاصه که جیمین یه سری نکاتو بهت میگه و تو پارتای دیگه هم کمکت میکنه . هنوز مشغولین که اعضا دارن از راهرو رد میشن و دنبال جیمین میگردن که نهار بخورن . صدای شما رو میشنون و میان داخل اتاق . شما حواستون نیست و سرتون گرمه پس اونارو نمیبینین .
جین آروم میگه : به به چشممون روشن از روز اولم که اینجاست ...... عجب .... 🤦♂️😆 . جیهوپ : میگم بعید نیست شبام بخاطر این دختره بیاد کمپانی بمونه 🤦♂️💔 . نامجون میگه : اهم اهم . تو و جیمین صداشو میشنوین و بلند میشین . و تو به نشانه ی احترام تعظیم میکنی ( تو کره عادیه ) نامجون : جیمین تو اینجا بودی ما خیلی دنبالت گشتیم . شوگا: آره تقریبا کل ساختمونو زیر و رو کردیم ، خب خب جیمین شی جان اینجا چیکار میکنن 😐👊🤨😆 . تو : من داشتم خوندن آهنگمو تمرین میکردم که ایشون صدای منو شنیدن و اومدن تو خوندن بعضی از نتا بهم کمک کنن . کوک : میگم هیونگ ( با جیمینه) ما میخوایم نهار بخوریم میای دیگه ؟ . جیمین : آره اومدم بریم . جیمین میره پیش بقیه . نامجون : آمم میگم اسمتون چی بود ؟ . تو : کارا 😊 . نامجون: بله میگم چیزه کارا همونطور که شنیدی ما میخوایم بریم نهار بخوریم، میخوای تو عم بیای ؟ . تو اولش قبول نمیکنی ولی اعضا خیلی اصرار میکنن و تو ناچارن قبول میکنی.
میرین تو اتاق شخصی اعضا و نامجون چند نفرو صدا میکنه و ازشون میخواد براتون غذا بیارن . شما میشنین دور میز و غذاهارو میارن و شما شروع میکنین به خوردن . تهیونگ : میگم کارا حالا که جیمین کمکت کرد ، خوندن نت ها چطوره یعنی کمک جیمین تو خوندن نت ها کمکت کرد ؟ . تو : بله سونبه نیم ، بعد از اینکه ایشون بهم کمک کردن خیلی از نت ها خوندنشون آسون تره . تهیونگ : اوهوم .... میگم ولی یه چیزی به نظرم به جای سونبه نیم بگو اوپا ، اونجوری راحت تره . تو سرتو تکون میدی ( به نشانه ی باشه) . چند دیقه بعد جین : میگم حالا که هیچکی چیزی نمیگه یه جوک میگم دلمون وا شه ، اگه گفتین ترکیب صدای گربه و گاو چی میشه ؟ ... میاااااا ، یاع یاع یاع یاع یاع . (🤷♀️🤦♀️😐💔😂🤣 )همه ساکتن و تنها کسایی که میخندن تو و جینین . جین : آفنر خوشمان آمد اولین باره یکی به غیر از خودم به جوکام میخنده 😌🤣.. تو : یه آرمی همیشه پشت بی تی اسه . کوک : عههه ! نگفته بودی تو عم آرمی ای 😀😀 ، بذار حدس بزنم حتما بایستم جین هیونگه درسته ؟ 😆 . تو : راستش نه یعنی میدونین من بایس ندارم . جیهوپ : پس نیو آرمی ای 😜💜 . تو : نه خب من الان دقیق ۴ سال و ۲۸ روزو ۱۳ ساعته که آرمیم 😌😁💜 . نامجون: پس چرا بایس نداری ؟ . تو : خب میدونین نتونستم انتخواب کنم همتون خیلی عالی هستین من همتونو یه اندازه دوس دارم 😌😁😜☺️😚😘💜 . انگار جیمین یکم قیافش پکر میشه چون انگار دوست داشت بایست خودش باشه .
( دوستان منظورم پوکر نبودا ، پَکَر ) غذاتونو میخورین و تو خداحافظی میکنی و میری تو اتاقت . دوباره میشینی رو زمین که تمرین کنی ولی فکرت مشغوله و همش جمله ها رو یادت میره . میگی : هعیییی جیمین اوپا چقدر خوبه که اومد کمکم کرد 🤪..... وای دختر چی میگی تو اگه یکی بشنوه چی ، ول کن فقط کارتو میکنی . دوباره سعی میکنی تمرکز کنی ولی نمیشه . ندای درونت تو سرت میگه : رسما عاشق شدی 😝😆🤣 . تو : ( با صدای بلند میگی ) نخیرم کی گفته 🤨😐😒 . ندا : بیخیال خیلی تابلو عه 🤣 تو رسما عاشق جیمین شدی 🤣😝 . تو : نخیرم کی گفته ... تازشم من تازه ۲ روزم نمیشه که دیدمش . ندا : ولی تو از قبلم آرمی بودی .... تازشم درسته نگفتی ولی من که میدونم تو بایس داری خوبشم داری اونم جیمینه . تو : نخیرم من همشونو یه اندازه دوست دارم 😐😌 . ندا : عههه ؟؟؟ اینطوریه ؟؟؟ باشه برات مدرک آوردم نگی چرا ها 🤨 . تو : رو کن ببینم 🤨 . اون یه عکس از اتاقت میاره تو ذهنت و میگه : چه توضیحی برای این داری . تو : خب عکس همه ی اعضا دیگه ، بقیه هم تو اتاقاشون دارن 😌 . ندا : نخیر چه توضیحی برای این داری که عکسای همشون دقیق ۱۳ تاس ولی عکسای جیمین ۲۴ تاس ؟؟؟ . تو: شانسی شده . ندا : پس اینو چی میگی که هرشب قبل خواب ازدواج تو و جیمینو رویاپردازی میکنی ؟ به من که دیگه نگو تو عاشق شدی ، عاشق جیمین ، از اون اولم بودی ولی تا دیدیش مخت تاب برداشت عشقت بیشترم شد 😑❤ . تو : بسهههه اههه بخدا یه کلمه دیگه بگیا 🔪🔪🔪 . ندا : آخرش خودت میفهمی از من گفتن بود . بعدشم چیزی نمیگه . تو تو دلت : اگه راست بگه چی ، یعنی من واقعن عاشق جیمین شدم ؟ 🤦♀️ . ندا با صدای آروم : معلومه که راست میگم . تو : خفه . خلاصه تو و ندات همینطوری هی باهم کلنجار میرین تا بالاخره تو موفق میشی تمرکز کنی و تمرین کنی
از زبون جیمین : بعد اینکه غذامون تموم شد کارا داشت میرفت تو اتاقش ، منم از سر فضولی رفتم دنبالش . رفت داخل ولی درو با پاش هل داد و کامل نبستش منم وایسادم اونجا . شنیدم داشت آهنگمونو میخوند ولی خیلی جمله هارو اشتباه میگفت . آهنگو قط کرد . بعدش شروع کرد با خودش حرف زدن اولش که میگفت من چقدر خوبم که بهش کمک کردم 😍 ، ولی بعدش نمیدونم با کی حرف میزد ، ولی حرفاش مشکوک بود نمیدونم ..... یعنی اونم عاشق من شده ؟ ... اگه بشه چی میشه 😍😀❤ . (هعییی جفتتون خل شدین رفت 🤦♀️❤) . جیمین فوری میدوعه سمت اتاق شخصیشون . میره پیش اعضا و رو مبل میشینه . نامجون نشسته رو مبل و کتاب میخونه ، شوگا همینطوری لم داده ( 🤦♀️🤣) تهیونگ داره فیلم میبینه ، جین هم یه کاسه گرفته دستش و داره نودل میخوره و فیلم نگاه میکنه ، ( 🤦♀️🤷♀️🍜😋) جونگ کوکم نشسته رو مبل تک نفره و لم داده و با یه دستش گوشیشو گرفته و سرش تو گوشیه و با یه دستشم هویج گرفته دستش میخوره ( 😆😍🤣🥕📱)
جیمین خیلی فکرش مشغوله ، یعنی یه طوریه که هی خوشحال میشه ... بعد دوباره تو فکر فرو میره ( درکل یعنی هی میشه عاشقم شده 😀..... ولی اگه نشده باشه چی 🤔 ) جین رفتار جیمینو میبینه و میگه : میگم جیمین چیشده چه خبره ، بعد اینکه از اتاق رفتیو برگشتی یکم عجیب غریب شدی🧐😐. جیمین : ها چی ؟؟ .... نه بابا چیزی نیست خوبم 😀 . شوگا : مشکل همینه ، چرا انقدر زیادی خوبی 😐 . جیمین : یعنی ناراحتین که من خوشحالم 😐 . جیهوپ: نه ناراحت که نیستیم ولی خب هر خوشحالی ای باید یه دلیلی داشته باشه دیگه 🤔 . جیمین قضیه اومدنش دنبال تو و حرفاتو تعریف میکنه . تهیونگ : من که میگم عملا عاشقت شده ببین کی گفتم 😆😌 . کوک : ولی من فکر نکنم آخه هرکی که به اون یکی کمک کنه طرف عاشقش نمیشه که 🤷♂️ . نامجون : یعنی رسما رفتی فال گوش وایسادی ؟؟🤨 نیس نیس نیس نیس 🤦♂️ . جین : بروووو ..... واقعنکی همین حرفارو گفت ؟؟ ... گوشات اشتباه نشنیده ؟؟ . جیمین : نه مطمئنم همینارو گفت . جین : پس صد درصد تضمین میکنم عاشقت شده 😆😌 کدوم دختری درمورد یه پسر اینطوری میگه بدون اینکه حسی بهش داشته باشه 😉 . خلاصه اینا بحثشون همینطوری ادامه پیدا میکنه .
از اون ور تو اتاق تو : داری با جنی چت میکنی و اتفاقا رو تعریف میکنی . تو بهش میگی که موندی که آیا واقعا حسی به جیمین داری یا نه اونم از خدا خواسته چتتونو به بقیه هم نشون میده و همه کلی خرذوق میشن ( شرمنده واژه ی دیگه ای به ذهنم نرسید🙄😆😜🥴) . تماس تصویری میگیرن و تو جواب میدی . میگی : به به میبینم که به همه ام گفتی 🤦♀️ . ایزابلا : به ما نگه به کی بگه 🤪 . سامانتا : خب خب حالا از حست مطمئنی ؟ . تو : راستش نمیدونم ولی ندا میگه واقعا عاشقش شدم 🤦♀️🤷♀️❤ .
استفانی : پوففف بازم که بدبخت شدیم🤦♀️ تو : چرا ؟؟ . لاریسا : تو دوباره شروع کردی با ندای درونت حرف میزنی بعد میگی چرا ؟ . جنی : راست میگه ، آخرین دفعه که با ندات حرف میزدی و یادت نیست ؟ تو فقط موقعی که عاشق شده باشی با ندات حرف میزنی ، الانم که هوفففف من موندم چیکار کنیم آخه تو و جیمین 🤦♀️ . کیت : راست میگه ، آخه جیمین امکان نداره بیاد عاشقت شه 🤦♀️ . تو : حالا یکم آروم باشین دارین زیاده روی میکنین کی گفته وقتی عاشق میشم با ندام حرف میزنم 😐 . استفانی : بیخیاااال آخرین دفعه رو یادت نمیاد ؟ جاناتانو یادت نمیاد ؟ . تو با دوباره شنیدن اسمش عصبی میشی و بدون اینکه حرفی بزنی زود خداحافظی میکنی و قط میکنی . دوباره یاد اون روزا میوفتی و چشمات پر میشه ولی زود میری دسشویی و صورتتو میشوری و میگی : گذشت .... گذشت همشون گذشتن آروم باش کارا . و میشینی رو تخت و یکم با گوشیت ور میری که حواست پرت شه .
اعضا توی اتاق شخصیشونن و دارن یه آهنگیو تمرین میکنن . تو هم تو اتاق خودتی و داری دوباره آهنگ هارت بیتو برای خودت میخونی چون حالا که جزء ۱۵ نفر شدی ، خیلی دلت میخواد که در آخر جزء اون ۵ نفر هم باشی و بتونی خواننده شی . گوشیتو برمیداری که یکم استراحت کنی و همینطوری داری با گوشیت ور میری که میبینی کمپانی بیگ هیت توی اخبار اسم تو و بقیه ی اون ۱۵ نفرو اعلام کرده و گفته که شما انتخواب شدین !
توضیح : پدربزرگ تو ( بابای مامانت) خیلی آدم قدیمی ایه و بخاطر نسل های گذشته و رسم و رسومات جدشون خیلی رو خوانندگی حساسه یعنی فکر میکنه یه کار بیخود و مسخرس و اگر بدونه که تو برای خوانندگی اودیشن دادی واقعا عصبی میشه . پدربزرگ تو صاحب یه بیمارستانه که نسل به نسل رسیده به پدربزرگت که همه ی اجدادتون توی اون بیمارستان کار میکردن( نکته : هر سال بازسازی میشه که خراب نشه) . پدربزرگ تو هم میخواست که تو توی همون بیمارستان کار کنی و با کره اومدن تو به شدت مخالف بود ولی مامان و بابات رازیش کردن که تو فقط برای ادامه ی تحصیل میای اینجا و زود برمیگردی و توی اون بیمارستان کار میکنی . تو چون میدونستی که پدربزرگت قبول نمیکنه تو خواننده شی به هیچکسبه غیر از دوستات ( همون ۶ تا دوستت که باهم اومدین کره) چیزی نگفتی چون میخواستی اگه جزء ۵ نفر شدی بعدا بهشون بگی که کار از کار گذشته باشه و پدربزرگت نتونه مجبورت کنه که از این کار برگردی .
تو از اتاقت میری بیرون که بری از مسءولا بپرسی که این خبر کی پخش شده بلکه شاید تو آمریکا خانوادت و مخصوصا پدربزرگت اینو ندیده باشن . توی راهرویی و داری میری سمت یکی از اتاق هایی که مسئولان اخبار بیگ هیت اینترتیمنت اونجان ( من نمیدونم همچین اتاقی واقعا وجود داره یا نه ولی شما فرض کنین وجود داره) که گوشیت زنگ میخوره ......... خب دوستان این پارت هم تموم شد ❤ امیدوارم خوشتون اومده باشه 💜❤ حتما تو کامنتا نظرتونو بگین . لاو یو سووووو ماچ ❤❤❤❤ بای 😘❤💜💚💙