سلام خدمت همگی لطفاً تا آخر تست. برید که با زدید. بخوره
از زبان ادرین: خب دوستان توو پارت قبل گفتم ادرین رفت اما الان فکر کنید هنوز اون جاست متوجه شدم کلویی داره جاسوسی ما رو میکنه در گوشم مرینت گفتم بیا کمکم کن کلا ارز شرش خلاص شم مرینتم سر شو به معنی باشه تکون داد حرکت کردیم به سمت حیاط کلویی هم همین جوری داشت دنبالمون میومد
اما خودش نفهمیده ما میدونیم یهو مرینت اومد تو بغلم منم محکم بغلش کردم گفتم عزیزم پات بهتر مرینت تک خنده ای کردو گفت ممنون و یه بوسه روم گونم کاشت ،😘 (الان ما ادرینتی ها داریم حال میکنیم ) گفتم بریم به پرونده ها رسیدگی کنیم گفت بریم و راه افتادیم گفتم راستی تحقیقات اصلی رو باید از فردا شروع کنیم مرینت خیلی خوش حال شد
رفتیم تا چند تا پرونده رو مطالعه کنیم همین طوری که سرمو تو برگه بود به مرینت گفتم چیزی پیدا نکرردی اما جواب نداد دیدم خوابش برده رفتم سمت میزش موهاشو نوازش کردم اسمشو صدا. کردم مرینت مرینت اما بیدار نشد نشستم رو صندلی کنار ش
سر مو گذاشتم رو میز حتی تو خوابم جذاب بود مرینت ممکن چشماشو باز کرد منم صاف نشستم گفتم بد نگزره مثلا میخواستی پرونده هارو برسی کنی گرفتی خوابیدی گفت ببخشید لبخندی زدم و گفتم اشکالی نداره
از زبان مرینت: اولین بار بود که لبخند ادرین و میدیدم اولین باری که دیدممش خیلی مغرور رفتار میکرد بلند شدم رفتم اتاق کارم وسایلامو جمع کردم الیا اومد سمتم گفت بریم بیرون گفتم بریم داشتیم می رفتیم بستنی آندره برای دوستان هم بستنی درست میکرد الیا گفت از خودت و خانوادت برام تعریف کن گفتم من مادرم و از دست دادم الیا گفت متاسفم ناراحتت کردم گفتم نه اشکالی نداره گفت ازدواج کردی گفتم نه تو چی گفت به زودی خلاصه رفتیم داشتیم بستنی میگرفتیم که دو نفر اومدن کنار ما وایستادن دیدم ادرین و یه پسر دیگن که اون پسر به الیا سلام داد با خودم گفتم حتما همون نامزد شه که راجبش صحبت میکرد
خب دوستان ببخشید کم بود از پارت ده خیلی هیجان انگیز تر میشه پس همراه من باشید بزن بعدی چالش داریم
مامانم و بابام میدونن عضو تسچی هستم اما این عاشقونه اینا رو نه💗💗
از عشقولانه بودنش مردمم بی نظیری
عالی بود ج چ : آره مامانم میدونه ولی نمیدونه که توش چه چیزایی هست ( منظورم چیزای عاشقونس)
منم هینطور
عااااااالی من عاشق داستانتم
من قلمرو عشق رو تا پارت ۹ خوندم قشنگ بود
وقتی این تموم شد می خواهم عشق ساختگی را بخوانم
اگه داستان دیگه ای داری حتما بگو
دیانا جون انقدر اخر پارت عذرخواهی نکن چون همیشه عالی هستی
آره همیشه
ببینم مگه ما کسیم داریم که طرفدار ادرین و کاگامی ؟باشه(اسم کاپلشون بلد تیستم)
اگه منظورت شیپ اسم شیپش ادریگامی
اشکال نداره اجی جون درد ودل کن
خاک توسرش چرا گزارش زده داستان به این خوبی چشه مگه
من یه داداش دارم کوچیک تر از خودم واجی ندارم اشکال نداره هرچی دوست داری با من بگو 🌹🌹😘😘
مرسی اجی منم یه اجی کوچیک تر دارم و تو و تمام اجی هام تو تستچی رو مثل همون اجی خودم میدونم
❤❤❤🌹🌹🌹🌹
عالی بود پارت بعدی رو بزار من صبور نیستم
مرسی تو بررسی
وای عااااااااااااااااااااااااااااللییی بود دیانا جان ادامه بده یکم هم طولانی تر بنویس 😘😘😘😘😘😘 کلویی درد ساز نشه این وسط 😬
ممنون نگران نباش
عالییییییییییییییییییییییی بود
مرسی عزیزم