سلاممم... امروز برای کوک لاورا از جمله خودم یه تست گذاشتم😍 بریم که انجامش بدیم😋
ا/ت: نمیدونم چرا مامانم اینقدر سخت میگیره آخههه😤😫😤😫 مامان:بسه دیگه،زود جمع کن برو 😤😐ا/ت:واقعااا مامان😍😍 بالاخره میرم کنسرت هوراااااااااا😢😢😋😋😅😅 داشتم جمع میکردم که یهو گوشیم زنگ خورد رفتم جواب برم که پام خورد به گوشهی مبل و .... آی آی آی این مبل و کی گذاشته اینجااااا😐😐😤😤😂😂یهو یاد...
یهو یاد کوکی افتادم😪😤 چون خیلی قویه دیگه ساکت شدم و ناله نکردم و رفتم گوشیم رو جواب بدم... الو... نسترن(دوستت): کجایی پسسسس👿👿👿 ا/ت:آروم باش مامانم رو راضی کردم که بیام دارم آماده میشم😂😐 آماده شدیم و رفتیم کنسرت واییی خدا خیلی شلوغ بود نسترن:هی ... توهم صدای کوکی رو میشنوی؟؟؟ ا/ت:اممم... آره منم میشنوم😢 کوکی (به زبان فارسی):هی آرمی 😎 ا/ت: یا بنگتن😢 چی شددد؟؟؟!!! کوکی؟؟فارسی؟؟؟ کوک:هی هی آرام باشید و فقط پشت سر من بیایید! ا/ت: نسترن؟ نسترن:جانممم ا/ت: به نظرت این واقعا کوکیه😢 نسترن :آرعععع😅😢😎 کوک:آها رسیدیم تو بشینید روی صندلی. نشتیم رو صندلی ولی کلی استرس و سوال داشتیم🍙 کوک: خب ... اگه میخوایید بپرسید من چطور فارسی بلدم باید بگم خوب شما چطور کرهایی بلدیید منم مثل شما یاد گرفتم😤 ولی شما همون دخترایی نیستید که چند وقت پیش عمل جراحی داشتید؟؟؟ ا/ت:چرا😢 کوک راتستشو بگو چرا اینجوری شدی🧐😎😂😐 کوک:اممم... شیر موز زیاد خوردم😂 نسترن: خب میشه بریم کنسرت؟؟ کوک: شما دوتا باید بامن آهنگ WORKINGرو بخونید کجا؟؟ واییی داشتیم ذوق مرگ میشدیم که دستمون رو گرفت و برد 😂😐
بعد از اجرا ... کوک:خسته نباشید😅 ا/ت و نسترن: ممنون 😂 کوک:به چی میخندی😐 ا/ت: کوکی جونم میایی خونهی ما تا دوهفته مامان و بابام نیستن😢تنهایی دوست ندارم😂😐 کوک:اممم میشه موچی و یونگی رو هم بیارم؟؟ نسترن:چرا نمیشههه؟؟ هوراااا😎😎 پس بریم🏠 ا/ت:رفتیم خونه خیلی خسته شده بودم یهو فشارم افتاد و شپلق افتادم زمین(از هوش رفتم) یونگی:هی آرمی!حالت خوبه؟ ا/ت: واییی یا ورلد واید هندسام شما هم ایرانی بلدیدددد😍😍 یونگی:آره... حالا بیا بریم استراحت کنیم منم خوابم میاد😴😴😌😌
ا/ت:خدایا فقط بزار توی خواب سکته نکنم همین😂😐 شوگا:چی گفتی؟ ا/ت:هیچی هیچی ... آهنگ میخوندم🙄😅 شوگا:چه اتاق قشنگی داری💜 کلش بنفشه💜 فکر نمیکردم آرمی های ایرانی انقدر باحال باشن🙄😂😐 ا/ت:هیونگ؟؟؟درسته ما ایرانی هستیم ولی ما هم آرمی هستیم😐 شوگا:باشه... ببخشید بخوابیم😴 وی: چرا همهجای خونشون بنفشه🧐 چرا زیر عکس من نوشتن پرپرل یو😐😂💜 جیمین:هی هی خودت نگفتی بنفش نشونهی عشقه؟؟؟ اینم خونهی آرمیه خوب😎😂😐 وی:یادم رفته بود😣او او اونجارو😍😲😲😳 جیمین:چی چیشده🙄😑 کوک:یا... یا ایزد منان😲
کوک:بسه دیگههه... دوروز بعد.... وی:این چیه دیگه خریدم... چه لباس زشتی🙄 کوک:بهتره بدیش به اون دختره (ا/ت)خیلی ذوق داشت اومده بود کنسرت😂 وی:آره آره راستی کجاست دوروزه که نیستش🙄😂 کوک:نمیدونم🤷♀️
وی:یونگی؟آرمی؟ کوک:نگاه کن چقدر توی این عکس خوشگل افتادم😏😎 وی میشینه رو تخت ولی یه چیزی زیر ملافس😳 وی:وایی چی بودد😳 یونگی:آخ...آخ.. کمرم🤕 ا/ت:چی شد چی شد😂 همه میزنن زیر خنده و من هنوز آج و واج موندم🤷♀️😂 جیمین:شما دوتا زا کی اینجایید؟؟ یونگی:از دیروز😴🙆♀️🙆♀️ موچی:چه وضعشه آخه🤬🤬
تلفن زنگ خورد و رفتم که جواب بدم ا/ت: بله...؟ مامان: سلام دخترم خوبی عزیزم؟؟ ا/ت: آره مامان خوبم.. مامان:عزیزم تا دوماه دیگه نمیتونیم برگردیم😕 توی دلم گفتم آخخخ جونننن بی تی اس یه سال اینجاس ولی دوماه پیش ما میمونه😍
ادامه بزارم؟؟؟
خلاصه این داستان: تو و یونگی تا دو روز خوابیدید و مامانت اینا تا دوماه بر نمیگردن تو هم خوشحال میشی و سریع گوشی رو قطع میکنی😍😍😘😘
خب این پارت 1 داستان بود و پارت های بعدی رو بزودی میزارم 😘 کامنت یادتون نره امیدوارم شب خواب کوکی رو ببینی لاوم💜💜 بای بای😍