بخند خخخخخخخ 😂
ساعت ۳ نصف شب اومدم بالا در یخچال را باز کردم دنبال چیزی میگشتم بابام سرشو از زیر پتو در آوورد گفت یک لیوان شیر بخور من کلا تعجب کردم که به فکر منه پرسیدم چرا گفت چون تاریخ انقضا تا امشبه 😂😂
من موندم وقتی می گن مثل بچه آدم رفتار کنین مثل هابیل رفتار کنیم یا قابیل😂😂
شب تولدم شروع کردم به باز کردن کادو کادو آخر واسه بابام بود توش یک پاکت بود نوشته بود اون ۸۰ هزارتومنی که بهم بدهکار بودی نمی خواد بر گردونی
آقا پیراهن پاره مد شده شلوار پاره مد شده شال پاره مد شده ما موندیم چرا جوراب پاره مد نشده
تو پاساژ دقت کردین بعضی مرد ها دست زنا شونو میگیرن چون اگه دستشونو ول کنن میرن خرید میکنن چه رمانتیک 😂😂
بابام به خواهر کوچیکم میگه برو آب بیار خواهرم میگه ولم کن من میگم بابان این دیونه است برو آب بخور واسه من بیار 😂
یارو ازم پرسید کارت چیه گفتم فرش تلوزیون فروش گفت یعنی چی گفتم میشینم روفرشی تلوزیون نگاه میکنم
دقت کردین تو دریا عروس دریایی هست اما داماد دریایی نیست یعنی اینقدر بی شوهری تو عمق دریا موج میزنه
با این وضعیتی که قیمت گاو گوسفند پیدا کرده جلو هروس داماد تن ماهی واز میکنن
می خوام یک اعتراف کنم نه ولش کن میرین کپی میکنین آبرومو میبری