های گایز😐✋ جی ا هستم فیک مینویسم لطفا حمایت کنید و کامنت بزارید ممنون از همراحیتون❤️❤️
انوان فیک:فقط میخوامت. فیک از اکسو. نویسنده:جی ا
یونهوا صبح بود تو خوابگاه بودیم دخترارو بیدار کردم یونهوا :دخترا بلند شید صبح شده کلاس داریم لی لی :وای یونهوا تورو خدا بزار یکم بخوابم میا:وای راس میگه بزار یکم بخوابیم
یونهوا :ای کوفت همینه که واسه کلاس دیر میرسیم اصلا من میرم شما بخوابید رفتم یه لباس ساده و خوشگل پوشیدم موهامو دم اسبی بستم و کیفمو بردلشتم و گفتم :خداحافظ صبحونتون رو میزه
رفتم سمت کلاس که یه دفعه چانیول به اون دوتاپسر جلوم وایساد اولین بار بود که میمود سمت من چون اون به شدت از من متنفره
چانیول :او میبینم تیپ زدی چشمام گرد میشه من که همیشه این مدلی لباس میپوشم شاید الان دقت کرده
یونهوا :ببخشید من طرز لباس پوشیدنمه شاید تو تاحالا ندیدی چانیول :نه بابا هعی دختری چندش تر از تو ندیدم (اینجا کریس دوست صمیمی تو هستش و همیشه مراقبته) دلشت همینجور تحقیرم میکرد که کریس اومد سمتش یقشو گرفت
کریس :گمشو عوضی سعی نکن تحقیرش کنی فهمیدی وگرنه با من طرفی دستمو گرفت و رفتیم تو کلاس ما دوتا باهم کنار هم میشستیم دستمو گرفت و گفت :حالت خوبه
یون هوا :من خوبم تو چی کریس :چرا هیچوقت سر اون عوضی داد میزنی چرا همه چیو میریزی تو خودت یون هوا:اوپا کریس من کاملا حالم خوبه ولش دیگه این موضوع رو عوض کنیم اروم بغلم کردو گفت :یااا باید عصبی بشی اینجوری نمیشه که ازش جدا شدم یون هوا:چشم داداش من خندید و به صندلی تکیه داد چانیول
اون دختر و کریس همیشه انقد باهم مهربون صمیمی بودن من نمیتونم احساسمو به اون دختره چندش بگم صندلی من کنار صندلی اونا بود وقتی حرفاشون رو میشنیدم نمیدونم چرا قلبم میشکست بچه تا پارت بعد بای اگه دوست داشتید ادامشو بنویسم
یادتون نره نظرتونو بگید چطور بود دوست دارید ادامه داشته باشه یا نه😁تنکس گایز❤️