
سلام پارت بعد برو بخون 💛
ولی نمیشد نمیتونستم .... انگار ته قلبم هنوز یه عشقی نسبت بهش داشتم ولی من کت رو دوست دارم .... دستش تو دست اون کاگامی بود خیلی غمگین بودم .... از اونجا دور شدم تا میتونستم دور شدم که یهویی .... از زبان آدرین : با کلافگی و عصبانیت سرمو چرخوندم که ناخودآگاه چشمم به .... چی ؟! اون ماری نه نه الان وقتش نبود خیلی عصبانی بودم سریع دستم رو از دست کاگامی جدا کردم ....
صدامو بلند کردم بهش گفتم: کاگامی اینو بفهم من به تو هیچ علاقه ای ندارم من عاشق مارینتم فهمیدی چی گفتم ؟! تو برای من یه دوستی یه دوست .... بعدش هلش دادم و بدو بدو به سمت ماری دویدم .... حتما خیلی ناراحت شده وایی خدایا چی دارم میگم نابود شده حالا چطوری بهش بگم کیم .... بلند بلند صداش زدم مارینت مارینت صبر کن لطفا .... هر چقدر صداش زدم انگار نه انگار هیچ توجهی بهم نکرد .... از زبان ماری : که یهویی .... صداشو شنیدم که بلند اسممو فریاد میزد نمیخواستم بفهمه که ناراحتم بهش هیچ توجهی نکردم .... که مچ دستمو گرفت و منو به سمت خودش کشید .... گفت : ماری چرا هر چقدر صدات زدم بهم توجهی نکردی ؟ .... گفتم : صداتو نشنیدم .... گفت : ماری باید یه چیزی رو بهت بگم من میدونم که بهم علاقه داری و اون روز کاگامی رو دیدی که میخواست منو ببو*سه ولی نذاشتم اینکارو بکنه .... من که خیلی تعجب کردم بهش گفتم چی داری میگی ؟ من ؟ نه ، همچین چیزی ندیدم ....
گفت : ماری دیدی چرا میخوای انکار کنی اون لحظه تو اونجا بودی دیدی تو منو دوست داری .... با بغض گفتم نه ندیدم ندارم .... گفت : داری .... گفتم : ندارم .... گفت : داری چرا میخوای انکار کنی ؟ اصلا چرا گریه میکنی ؟ همون لحظه تبدیل به کت شدم .... گفتم : ندارم .... که یهویی چی ؟! نه اون کت وایی نه خدایا این چه کاریه با من میکنی کسی که دوسش دارم همون آدرینه ..... گفت : نمیخواستم تو این موقعیت بهت بگم واقعا متاسفم ولی دیدی تو منو دوست داری انکار نکن .... گفتم : آ .... درین ... کت چرا نگفتی چرا نگفتی ( با بغض اینارو میگه ) .... گفت : واقعا متاسفم ببخشید بالاخره باید میفهمیدی من کی هستم منو دوست داری میدونم داری .....
گفتم : آره دوست دارم از ته قلبم دوست دارم ولی تو نه تو منو دوست نداری اشک توی چشمام جمع شده بود ..... گفت : من دوست دارم بخاطر همین اومدم به کاگامی بگم اونو دوست ندارم اون فقط واسه من یه دوسته من تورو دوست دارم .... از زبان ماری: همینجور که مچ دستمو گرفته بود دستامو گذاشتم رو گوشم اشک از چشمام جاری میشد به چشماش خیره شدم ، گفتم : نمیخوام صداتو بشنوم نه نداری دوستم نداری .... گفت : مهم نیست همین چشمام برات کافیه که بهت بگم ماری من دوست دارم عاشقتم ....
گفتم : نیستی این عذاب وجدانیه که داری چون بهت گفتم دوست دارم و تو نداشتی الان عذاب وجدان اومده سراغت بهم میگی دوسم داری .... گفت : ماری عذاب وجدان نیست من بهت میگم عاشقتم بذار همه بفهمن من مارینت دوپن چنگ رو دوست دارم عاشقتم .... گفتم : بس کن نیستی .... گفت : بس نمیکنم عاشقتم .... گفتم : نیستی .... گفت : هستم .... گفتم : نیستی .... گفت : هستم .... بخودمو از کت جدا کردم دستامو از روی گوشم برداشتم کمی صدامو بلند کردم و با چشمای پر از اشک بهش گفتم : ولم کن تو عاشقم نیستی .... ازش دور شدم و به سمت اونطرف خیابون حرکت کردم که یهویی .... از زبان آدرین : ماری اشک توی چشماش جمع شده بود دستاشو روی گوشش گذاشته بود به چشمای من خیره بود .... هرچقدر میگفتم عاشقشم فکر میکرد این عذاب وجدان حرفامو باور نمیکرد .... در آخر خودشو ازم جدا کرد و دوباره گفت : تو عاشقم نیستی .... خیلی عصبانی بودم خیلی ..... خدایا چیکار کنم چرا الان منو با اون دختره دید .... تو فکر بودم که یهویی صدای وحشتناکی به گوشم رسید ...
گفتم : نیستی این عذاب وجدانیه که داری چون بهت گفتم دوست دارم و تو نداشتی الان عذاب وجدان اومده سراغت بهم میگی دوسم داری .... گفت : ماری عذاب وجدان نیست من بهت میگم عاشقتم بذار همه بفهمن من مارینت دوپن چنگ رو دوست دارم عاشقتم .... گفتم : بس کن نیستی .... گفت : بس نمیکنم عاشقتم .... گفتم : نیستی .... گفت : هستم .... گفتم : نیستی .... گفت : هستم .... بخودمو از کت جدا کردم دستامو از روی گوشم برداشتم کمی صدامو بلند کردم و با چشمای پر از اشک بهش گفتم : ولم کن تو عاشقم نیستی .... ازش دور شدم و به سمت اونطرف خیابون حرکت کردم که یهویی .... از زبان آدرین : ماری اشک توی چشماش جمع شده بود دستاشو روی گوشش گذاشته بود به چشمای من خیره بود .... هرچقدر میگفتم عاشقشم فکر میکرد این عذاب وجدان حرفامو باور نمیکرد .... در آخر خودشو ازم جدا کرد و دوباره گفت : تو عاشقم نیستی .... خیلی عصبانی بودم خیلی ..... خدایا چیکار کنم چرا الان منو با اون دختره دید .... تو فکر بودم که یهویی صدای وحشتناکی به گوشم رسید ...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود پارت بعد رو سری تر بزار اجی
میسی باشع 💜
عالیه آجی عاشق داستانت شدم زودتر بعدی رو بزار
میسی قشنگم چشم ❤
عالی بود
میسی 💛