
سلاااااام ❤ بابت تاخیر متاسفم امیدوارم خوشتون بیاد
از زبان ماری : به آلیا گفتم کادو رو آوردی ؟ آلیا گفت آره آوردم مثل تو حواس پرت نیستم که ... گفتم : آلیا کی گفته حواس پرتم خیلیم حواسم جمعم گفت: حواس پرتی دیگه اگه کادو دست تو بود که با این حواست نمیآوردیش ... گفتم : واقعا که ... رسیدیم از ماشین پیاده شدم ... از شکلش معلوم بود که بچه ها جای مناسبی رو برای جشن تولد رز انتخاب کردن ... حتما رز خیلی خوشحال میشه ... وارد شدیم یه باغ تقریبا بزرگ بود اونطرف ، میز بزرگی بود که غذا روش گذاشته بودن ... به همراه نوشیدنی های مختلف ... بقیه ی باغ هم با بادکنک های صورتی کمرنگ ، پرنگ و یاسی تزئین شده بود ... کلا خیلی قشنگ بود ...
خیلی قشنگ بود ... جولیکا ، میلن ، الکس ، کیم ، مکس ، لوکا دور هم جمع شده بودن و حرف میزدن بقیه ی بچه ها اونطرف تر بودن طبق معمول آدرین نیومده بود .... من و آلیا و نینو به سمت بچه ها رفتیم ... بعد از سلام و احوال پرسی یهو یکی از بچه ها به سمت ما حرکت کرد و گفت که رز رسید ... هممون نفری بادکنک تو دستمون گرفتیم روبروی ورودی باغ ایستادیم ... جولیکا کیک تولد رز رو تو دستش گرفت ... با ورود رز موزیک تولد پخش شد و همه تولد رز رو بهش تبریک گفتیم ....
رز واقعا خوشحال شده بود ... حتی برای چند دقیقه اشک توی چشماش جمع شده بود .... همه به سمتش رفتیم و بغلش کردیم .... واقعا از این که سوپرایز کردیم خیلی خوشحال بود .... تقریبا چند ساعتی از جشن گذشته بود ساعت ۱۱ بود .... آهنگ ملایمی پخش شد نینو و آلیا ، کیم و کلویی و ... همشون در حال رقصیدن بودن ..... ولی من نه کسی رو نداشتم احساس تنهایی میکردم .....کاش کت میتونست بیاد کاش از ورودی باغ کت وارد میشد منم محوش میشدم کاش میدونستم کت کیه ....
دیگه از این جشن و این تنهایی خسته شده بودم ..... رفتم پیش آلیا و آروم بهش گفتم آلیا من باید برم از طرف من هم کادو رو به رز و هم دوباره بهش تبریک بگو خداحافظ ..... بدون اینکه اجازه حرف زدن به آلیا بدم از باغ خارج شدم ....در حال قدم زدن و فکر کردن به کت بودم که با صدای زنگ گوشیم به خودم اومدم .... m سلام عزیزم .... a ماری یهو کجا غیبت زد چرا رفتی .... m ببخشید حالم زیاد خوب نبودم بخاطر همین الانم در حال قدم زدنم نگران نباش .... a عزیزم باشه مراقب خودت باش کاری نداری خداحافظ .... m باشه نه خداحافظ .... گوشی رو قطع کردم همینطور که در حال قدم زدن بودم یهویی .... چی دارم میبینم ، دوباره ! واقعیه ؟! یه قطره اشک روی گونم جاری شد ....
از زبان کت : بعد از رفتن ماری ( پنجه ها داخل ) تو اتاق قدم زدم اتاق عطر ماری رو میداد تک تک وسایلش ..... روی تختش نشستم بالشش رو برداشتم چه عطر خوبی داره همه چیز عطر ماری رو میداد .... میتونستم حس کنم که پیشمه کاش زودتر برگرده .... تقریبا یه ساعتی تو اتاق موندم به ماری فکر کردم .... تا اینکه صدای پیام از گوشیم اومد .... کاگامی ؟!؟! این دختر نمیخواد دست از سرم برداره آخه ..... بعد از اون اتفاق دیگه ندیدمش حتی پیامی هم بهم نمیداد .... الان اومده و بهم پیام داده k سلام آدرین خوبی؟ ... A سلام کاری داری باهام ؟ k چقد سرد A حرفتو بزن k باشه ، راستش میخواستم یه چیزی بهت بگم میشه همو یه جا ببینیم الان ؟ A الان ؟ k آره لطفا A چقد طول میکشه کارت ؟ k کاری داری مگه ؟ A به تو ربطی نداره سوال رو با سوال جواب نده k چه عصبی ، نه کارم زیاد طول نمیکشه A باشه k روی پل سن میبینمت A خداحافظ رفتم به سمت پل ....
رسیدم ... کاگامی روی پل ایستاده بود اصلا حوصلشو نداشتم .... سلام زودتر بگو کارت چیه .... سلام خوبی ؟ .... گفتم زودتر کارتو بگو .... باشه خب راستش بابت اون روز که میخواستم ببو*سم*ت واقعا نمیدونم چرا میخواستم اینکارو بکنم میدونم ناراحتی ببخشید ..... اومدی فقط اینو بگی خوب شد بهت اجازه ندادم باشه بخشیدمت حالا خداحافظ ..... دست آدرین رو گرفتم و بهش گفتم یه چیز رو بهت نگفتم من دوست دارم .... چی داری میگی دستمو ول کن ببین من دوست ندارم برای بار هزارم دارم بهت میگم من یکی دیگرو دوست دارم .... کی ؟ ... مار .. داشتم میگفتم من مارینت رو دوست دارم همون لحظه ناخودآگاه چشمم به یکی خورد اون .... از زبان ماری : چی دارم میبینم ، دوباره ! واقعیه ؟! یه قطره اشک روی گونم جاری شد .... ماری گریه نکن اشکاتو پاک کن برای کی داری گریه میکنی .... تو یکی دیگه رو دوست داری اونو فراموش کن .... ولی نمیشد نمیتونستم ....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام آجی
خوبی؟
آجی ساینا
چرا خبری نیست ازت؟
سلام آجی چرا پارت بعدی رو نمیزاری؟
آجی تو بررسیه
تروخدا رودتر بزار بعدی رو
باشع عزیزم
وای داستانت خیلی قشنگه لطفا زود تر بزار 😰
راستی آجی میشی من مهسا 13 سالمه❤
آگه دوست داشتی به داستان منم یه سری بزن🙃
میسی عزیزم چشم
بله حتما ساینا ۱۵ سالمه خوشبختم ❤
باشع
تو را خدا زودتر بزار میدونم برات سخته آجی ولی زودتر بزار💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
چشم آجی جونم 💜