این داستان خیلی غمگینه گفته باشم💘💔... ( ناظر عزیزم تروخدا منتظرش کن چیز بدی نداره برای بار ۳ می زارم رد میکنید .... لطفا منتشرش کن💔😢)
هوا سرد و طوفانی بود . پالتو مو برداشتم و توی بارون قدم میزدم . کت : مرینت رو دیدم توی توی بارون قدم میزد مو هاش رو باز کرده بود و دور شونه هاش ریخته بود یه آرایش ملایم هم داشت . رفتم نزدیک تر . بوی عطرش منو جذب خودش کرد. دستانم رو دور کمرش حلقه زدم و در آغوش گرفتمش ... ( مجبورم بنویسم در آغوش تا تستچی قبول کنه .) مرینت : یه هو یه نفر دستاس رو دور کمرم حلقه زد .
برگشتم کت بود ... مرینت : عه کت تویی ؟ کت : آره. نمیدونم چی شد ببخشید . مرینت : اشکالی نداره . لیدی باگ خوبه ؟ خودت خوبی ؟ کت: اسم اون رو نیار . مرینت : چرا؟ کت : ازش بدم میاد هروقت اومدم بهش بگم دوسش دارم قلبم رو ستون و خیلی بی احساسه . مرینت: اون بی احساس نیست 😑 فقط یه دختر دیگه ای رو دوست داره ....
کت: حالا اون رو ولش کن ..... تو تاحالا عاشق شدی؟ مرینت : آره. کت : عاشق کی؟ مرینت : یه پسری به اسم آدرین و...... کت: از آدرین به بعد حرف هاشو نشنیدم . یعنی مرینت عاشق منه؟؟؟؟؟ پس چطور من نفهمیدم؟ .. مرینت : کت کجایی؟ کت: ام ببخشید یه لحظه رفتم تو فکر . مرینت: من باید برم خدافس . .....
مرینت که رفت داشتم به این فکر میکردم که چرا مرینت عاشق منه؟ ....... رسیدم خونه و پریدم رو تختم،. یه اس ام اس دادم به لیدی باگ ......
مرینت : داشتم لباس هام رو عوض میکردم که یه اس ام اس برام اومد . از طرف کت بود . خوندمش . نوشته بود . سلام لیدی باگ دیگه بهت نمی گم مای لیدی چون دیگه دوست ندارم تو فقط قلبم رو می شکنی این که عاشقت شدم فقط حالم رو بد تر کردم . نمیدونی الان چه بغضی توی گلومه .... خب دیگه باهات کاری ندارم بای تا ابد ........
فردا توی مدرسه بودم که . ... ادرین : مرینت بیا . مرینت : وای الیا آدرین داره منو صدا میکنههههه وییییی😍😍😍 آدرین: میدونی چیه من دوست دارم دارم یعنی عاشقتم ☺❤ . مرینت : چپ چییییییی ویییییی😍 الان غش میکنم 😍😍😍😍😍❤ ( غش کرد😐) آدرین : پاشو 😐😂💔. گوشیت آدرین زنگ خورد .
الو سلام پدر چی؟ کدوم بیمارستان؟ باشه اومدم ... مرینت : چی شده؟ آدرین: ناتالی حالش بد شده باید برم بیمارستان ..... ادرین : آقای دکتر لطفا برگردانید . گابریل : لطفاااا . پرستار : اگه دوسش دارین باید بیرون باشید آدرین: باشه باشه . پرستار : نمیاین تو ها..... گابریل : ای خدا ناتالی . ادرین : 😢😢. گابریل: چی شد چی شد 😢😢😢😢😢😢😢😢 چرا دستگاه رو کشیدی آقا 😢ناتالیییییییی😭😭😭😭😭😭😭💔آدرین: نهههههههه ناتالییییییییییی😢😢😢😢😢💔😭😭😭😭😭😭😭
کامنت و لایک فراموش نشه . بای❤
کامنت و لایک فراموش نشه . بای❤
خیلیییییی خوب بود💕✨💕✨💕
پارت بعدیییییییییییی موخامششششش🥺
میسییییییییییی😍😍😍 .... به زودی می زارم ❤❣
پارت بعدددددددددددددد کووووووووو
عشقم تا تعداد بازدید ها و کامنت ها بالا نره پارت بعد رو نمی زارم 🙃💔❤
عالی عالی عالی عالی بوددددددددددد
مرسیییییی❤❤
عالی بود اجی
ممنون عشقم❤