خب مرسی که داری میخونی😐 از اونجایی که نصف داستانو پسر داییم گفته بود و یه ذره چرت شده بود تغیرش دادم |( ̄3 ̄)| شخصیت ها هم تغییر کردن و داستان از این رو به اون رو شد که داخل یه تست دیگه شخصیت ها رو میزارم💎 و اینکه امیدوارم خوشتون بیاد 💕
اول بالا رو بخون💕 در ضمن کل اجیام داخل داستان هستن چه بخوان چه نخوان مخصوصا ایپارا 💎
خب صب ساعت ۱۰ داخل ترکیه تو شهر آنکارا از خواب بیدار میشی🍫 یه نیگاه کوچولولو میکنی میبینی همه خوابن 😐🍌 با خودت میگی خدایا من چخ گناهی کردم 😐🍌 بعد بلند میشی لباساتو میپوشی یه چیزی میخوری ساعت ۸ و ربع میری بیرون میبینی امیر (بوی فرند قبلیت) جلو در واستاده میری پایین بهت میگه:سا چرا گوشیتو جواب نمیدی لارا:سلام دلم نمیخواد گوشیمو جواب بدم باید واسه اینم به تو جواب پس بدم از کنارش رد میشی میری که یهو دستتو میگیره برمیگردی مهکم میزنی تو دهنش بعد میری دنبال کارِت 😐🍌ساعت ۱۱ ربع کم برمیگردی خونه میبینی لیلا باران بیدارن دارن دعوا میکنن بقیه هم در خواب ناز خرو پف میکنن میری از لیلا میپرسی چیشده؟ میگه: اومدم رد شم افتادم رو باران بیدار شد 😐لارا: 😐 لیلا:😐 باران : 🥱نیم ساعت بعد رزی و نیلو از خواب نازشون بیدار میشن 💎 نیلو: چی گرفتی؟ بروکلی😩
لارا: یح قشنگم 🍫 رزی: فقط بروکلی خریدی😐لارا: نه بقیه خریدا تو اشپزخونن 😐 ساشاااااااااا جریییییییییی نمخواین بلند شید ساشا و جری: نهههههههههههه و کمی بعد ساینا وارد خانه میشود❄ بعد سلام احوال پرسی لارا: عزیزم پرستو کجاس؟ کجا بودین؟ ساینا: یه بچه میمون دیدم رفتیم پیشش عه الان کجاس پارک بغلی 😁 لارا: بچه ها من رفتم هر کی خواست بیاد بابای😻رزی:الان واقعا رفت باران: اره ساشا:کی رفت کجا رفت 🥱 جری کجایی؟ جری:من دارم اماده میشم برم پیش لارا بقیه:واسا ماهم اماده شیم با هم بریم رفتن ۱ ساعت با میمون بازی کردن بازی کردن بعد قصد رفتن داشتن که اجی داداشا و مامان بابای میمونه اومدن و موندن همونجا 🌈
شب همون روز پرستو: دیروز امیرو دیدی🙄لارا: نه 😒(وی به همین راحتی دروغ میگوید)پرستو: نه و نمکدون چرا الکی میگی من دیدم لارا: خب حالا چی میشه ایپارا: خو نمخای بهش برگردی 🙂لار: 😑 همه: 😂حب فردا شد و لارا بعد از باشگاهش به حرف سوزیلا جون 😐 مربی رقص باشگاهشون فکر کرد و قبول کرد تو کلاس باشه چون نصف عمرش با رقص گذشته خب عصرش که لارا و ایپارا رفتن اونجا مربی رقص اول ایپارا رو معرفی کرد بعد لارا: اخرین نفری که به لارا معرفی کرد چی وون بود کیم چی وون لارا فهمید کرده ایه به کره ذی بهش سلام کرد و اونم به کره ای جواب سلامشو داد 🙂 در ضمن اونجا کلاس هیپ هاپ بود تایم استراحت لارا: ایپارا بیا اینجا ۲ تا عکس بندازیم بزارم استوری(رسم هر ایرانی)
خب اینم از داستان وفکر کنم پارت های داستان بیش از ۳۰ باشن💎
خب اینم از پارت ۱ داستان وفکر کنم پارت های داستان بیش از ۳۰ باشن💎
نتیجه 1
زمانی پارت بعدو میزارم که ۵ تا لایک خورده باشه در ضمن فالو=فالو به بقیه تستامم سر بزن شاید خوشت اومد 💎(این تستو یه بار درست کردم افتضاح شد دوباره درستش کردم اون یکی رو هم حذف کردم)
نتیجه 2
زمانی پارت بعدو میزارم که ۵ تا لایک خورده باشه در ضمن فالو=فالو به بقیه تستامم سر بزن شاید خوشت اومد 💎(این تستو یه بار درست کردم افتضاح شد دوباره درستش کردم اون یکی رو هم حذف کردم)
نتیجه 3
زمانی پارت بعدو میزارم که ۵ تا لایک خورده باشه در ضمن فالو=فالو به بقیه تستامم سر بزن شاید خوشت اومد 💎(این تستو یه بار درست کردم افتضاح شد دوباره درستش کردم اون یکی رو هم حذف کردم)
نتیجه 4
زمانی پارت بعدو میزارم که ۵ تا لایک خورده باشه در ضمن فالو=فالو به بقیه تستامم سر بزن شاید خوشت اومد 💎 (این تستو یه بار درست کردم افتضاح شد دوباره درستش کردم اون یکی رو هم حذف کردم)
Yasna💕
| 1 هفته پیش
اجی کوک داداشته چطوری موخوای باهاش باشی 😐💔
آجی الن مثلا جیمین هم برادر منه😐😻😐؟
یح 😐
BP هم همینطور 😐
یعنی من انق دست پا چلفتیم😐😹💔
آجی تو داستانت اسممو بزار مهتاب اسم دومم مهتابه تو شناسنامم😐🎌
خب نه دیگه تازه از حواب بیدار شده بودی 😁
اوکی 😁
😽🍓
منتظره پارت ۲ هم ها😀
اوکی از همین الان میرم تو کارش 😁
من می خونم اما وقت نظر دادن رو ندارم ببخشید😁
اوکی 😁
وااااا خیلی کاوایی بید
پارتای بعد هم بزاررررر🚶🏻♀️
من موخوام با کوک باشم😂😐….
اجی کوک داداشته چطوری موخوای باهاش باشی 😐💔
وای پارههه😐💔💔💔💔💔😹😹😹😹😹😹