) لطفا بخوانید )سلام دوستان! پارت۴.چرا جدیدا تعداد کسایی که میخونن کم شده؟لطفا بخوانید و کانت بدید من کلی زحمت کشیدم!همینجوری الکی فقط سر نزدید ببرید شاید خوشتان اومد کپی ممنوع کامنت فراموش نشه
آدرین: آخیش بالاخره از شر مرینت خلاص شدم😈من میریم پاریس دیگه اینجا حوصله سربره!(برو بهتر تو لیاقت اینجا موندن رو نداری ا!از اون آلیا ونینو یاد بگیر!🤣)رابی:بر میگردیم پیش مری!آلیا"حال مری اصلا خوب نیست!😰همش میلرزید و میلرزید .(این علامت"نشانه ی این است که طرف تو ذهنش حرف میزنه)آلیا:نترس دختر آدرین قاطی کرده باید باهاش حرف بزنیم.آلیا"جوابم رو نمیداد گریه میکرد و میلرزید. نینو:آلیا حالش خوبه؟آلیا:چشت رو باز کن میبینی خوبه بانه!چرا خوشکت زده؟برو یک لیوان دیگه هم آب بیار!مری"با صدای آرام به آلیا گفتم:آدرینم رو میخوام .نینو:بیا اینم آب.حداقل اگه آدرین عاشق کاگامی میموند مرینت هم حالش بهتر میشد
(الآن فردا شده و مرینت و آلیا و نینو به پاریس برگشتند و آدرین هم خیلی زود تر به پاریس برگشته)"آدرین("یعنی طرف تو فکرشه)آدرین"عکس مامانم رو برداشتم و نگاه کردمو باعکس حرف زدم،آدرین:میردونم که الآن صدام رو میشنوی.فقط پیخوام بدونم چرا؟چرا؟چرا؟😫😭چرا با گابریل از دواچ کردی؟چرا به دنیا صدمه میزدی؟ازت متنفرم.همینطور از گابریل و ناتالی،از همه متنفرم حتی مرینت😡و همینطور نینو و پلگ .😡آدرین"یک صدایی اومد تو سرم و گفت:نابودگر بی رحم من پروانه ی سیاهم(ارباب شرارت جدید)
من به تو قدرت سنگ کردن مردم رو میدم در عوض معجزه گر کفشدوزک و گربه ی سیاه رو بده.آدین"خواستم بگم نه چون از همه حتی اون هم باید متنفر باشم ولی اون کنترلم رو بدست آورد(آدرین یادش رفت بگه لیدی باگ مرینته و کت نوار هم من بودم و الآن کوامیم دست مرینته!)آدرین:باشه پرولنه ی سیاه😈(ارباب شرارت جدید ماجرای قدرت متلغ رو نمیدونه اون معجزه گر هارو برای این میخواد که خودش قهرمان باشه.اون یک دوست آشناست)تیکی :مرینت حالا گریه نکن به جای اینکارا باید معجزه گر پروانه رو پیدا کنیم!مرینت:الآن هیچی برام مهم تر از آدرین نیست!تیکی :آدرین طلسم شده شاید بایک بوس عاشقانه حالش خوب شه.مرینت:واقعا😀😀😀😀😀
تیکی خال هار روشن🦸🏻♀️🐞آدرین"پروانه ی سیاه آدرس یک ساختمان خراب رو داد و گفت که بیام اونجا. لیدی"این ساعت جدید آدرینه که از تهران خریده بود! یعنی اون الآن پاریسه،منم که پاریسم،پس باید برم پیداش ونم.آدرین:سلام پروانه ی سیاه!پروانه ی سیاه:بالاخره اومدی عزیزم.آدرین:چی جی برو بابا عزیزم. ارباب تاریکی:آره من همیشه عاشقت یودم و عاشقت خواهم ماند.آدرین"اون کنترلم رو بدست آورد و باعث شد که عاشقش شوم پروانه ی سیاه :تو عاشق اون مرینت دیوونه بودی(پروانه ی سیاه مرینت و آدرین خط قرمز منن)آدرین:ولی الآن عاشق شما هستم قربان.پروانه ی سیاه:به من بگو عشقم!
آدرین:من هویت لیدی باگ و کت نوار رو میدونم!پروانه ی سیاه:بگووووو👿آدرین "خواستم بگم که کت نوار خودمم و لیدی باگ مرینته ولی نتونستم چون لیدی باگ جلوی صورتم وایساد.خواست لبم رو بوس کنه نگذاشتم دوباره سعی کرد توانست و طلسم رو باطن کرد 😘و آکوما رو سفید کرد. پروانه ی سیاه:چییییییییی لیدی باگ !ازت متنفرممم🤬پروانه ی سیاه:چوبم رو برداشتم و حمله کردم .رابی یا نویسنده:پروانه ی سیاه چوبش رو برداشت و خواست لیدی باگ رو بکشه که لیدی باگ جا خالی داد . آدرین فرار کرد.پلگ جلوی در اون ساختمون خرابه مخفی شده بود آدرینم پلگ رو دید وتبدیل شد🐾
پروانه ی سیاه دوباره به لیدی باگ حمله کرد ایندفعه کت نوار اومد لیدی باگ رو نجات داد.تا۳ دقیقه کت نوار با پروانه ی سیاه (با چوب)ششمشیر بازی میکرد و لیدی باگ روی زمین افتاده بو و از درد ناله میزد ولی بعد از ۳ دقیقه خوب شد و گفت:لاکی چارم(گردونه ی خوش شانسی)یک بطری آب داد .آب رو روی زمین ریخت و پروانه ی سیاه لیز خورد.خواست باچوبش کار کنه که کت نوار از پنجه ی برنده استفاده کرد و چوب پروانه ی سیاه رو نابود کرد.لیدی باگ معجزه گر رو برداشت اوننننننن
اوننننن لایلا بود😱لایلا فرار کرد لیدی باگ هم خواست دنبالش بود که خورد زمین🤣کت نوآر:ببخشید بانوی من همش تقصیر من بود.اجازه میدی ببوسمت؟لیدی:نه تقصیر تو نبود. باکمال میل ببوس😘😘لیدی:میراکلس لیدی باگ .(کفشدوزک معجزه آسا)کت نوآر:من صبح یک سر رفتم خونمون بابام و ناتالی نبود .فعلا چند روز باید تحملشون کنم بعد باهات ا*ز*د*و*ا*چ میکنم.لیدی :باشه.رابی:بعد از هم خدا حافظی کردند و رفتند خانه.مرینت به آلیا زنگ زد و گفت آدرین حالش خوب شد .بعد معجزه گر پروانه را داخل جعبه ی میراکلس گذاشت
لایلا"رفتم خونه و ،ریه کردم.مامانم بهم گفت :عزیزم من میخوام برم سوئیس زندگی کنم باهام میای؟لایلا:میام.لایلا"این بهترین راه برای اینه که دوستام حسودیشون شود.
پایان
کامنت فراموش نشه. بای
تستچی عزیز لطفا قبول کن🌷خیلی زحمت کشیدم
من چیزی از داستانتون نمیفهمم😐😐😐😐😐 میشه از اول لطفا توضیح بدی
من هیچی از داستانت نمیفهمم😐😐😐😑😑😑
عالی بود لطفاً زود پارت بعدی رو بزار
چرا دیگه کسی نظر نمیده
پارت داره منتشر میشه😢😪😫
عالیییییییییییییی بود
خیلی خوب بود😻😻🤩🤩✌️✌️
عالی بود ادامه رو بزار😘😘😘😘☺☺☺☺👸👸👸
واقعا ممنونم آرشام خیلی قشنگ بود
ممنون.چشم زود میزارم.بیتا ی عزیز منظورت از چندش کارای عاشقانست؟۶۰٪داستان ها بخاطر همین چیزا محبوبیت داره!233
عاليی 👏❤