سلام ،، من هر روز یه تست مینویسم ،، یعنی پر کار ترین نویسنده های جهان به من گفتن زِکی ،، خب مثل اینکه منتظر داستان های من بودین واقعا ممنونم به کسایی که بهم انرژی میدن اسماشون خیلی زیاده اما ازشون ممنونم ،، امیدوارم لذت ببرین . خب زیاد حرف زدم بریم ببینیم داستان از چه قراره . بریم ببینیم .
میرونپی : بابا اینا روانی ن ،، راست میگفتی . دیپر : ازت می خوام پشت به پشت بجنگیم ،، اینجوری امکان زخمی شدنمون کمه و چند درصد ممکنه ببریم . میرونپی : باشه . دیپر و میرونپی پشت به پشت کنار هم بودن . تیره مان : خب حالا وضعیت کامل شد ،، بزن بریم که شکست شون بدیم . جاودانگی : تیره مان ،، حرکت بال فرشته ( حرکتی است که با قدرت جاودانگی و تیر ستاره ای یکی شده و خیلی قویه ) ،، حمله ترکیبی . تیره مان : بیا انجامش بدیم . دیپر : یا خدا ،، می خوان حرکت ترکیبی بزنن ،، حالا چیکار کنیم ؟ . تیره مان و جاودانگی : حرکت ترکیبی ،، بال فرشته .
حرکت بال فرشته پرتاب کردن و باعث شد که میرونپی و دیپر از هم جدا بشن . اما حرکت بال فرشته داشت به یه جای دیگه بر خورد می کرد که باعث نابودیه یه سیاره شد . دیپر : یا خدا ،، الان صاحابش میاد . میرونپی : اینو ول کن حالا چجوری این عجایب سوروفیا رو شکست بدیم . دیپر : نمی دونم ،، باید فکر کنم . میرونپی : تا وقتی فکر کنی من سرگرم شون می کنم ،، الهه مردگان به من کمک کنید . اوضاع واقعا خراب بود مبارزه کردن با ۲ منتخب قوی که انگار حرفه ای میان با ۲ تا که تازه کار هستن ،، ناگهان تیره مان و جاودانگی حرکت بال فرشته دوباره انجام دادن ،، ولی بال فرشته داشت به میرونپی برخورد میکرد . دیپر : میرونپییی... ناگهان زمان ایستاد ( خوتون میدونین کاره ،، اریدا و پیتره و... ) ۸ ساعت بعد ،، پیتر وقتی شمشیر رو داخل به افتخار سوروفیا درست کرد
باعث شد یه نور عجیب تمام جهان ها رو فرا بگیره ،، و این نور به دیپر برخورد کرد باعث شد که حرکت بال فرشته رو محار کنه . جاودانگی : چی ؟ ،، تو چطور تونستی حتی قوی ترین ها هم نمی تونن این حرکت رو محار کنن . میرونپی : دیپر به خرد خداوندیه سوروفیا رسیده ،، باورم نمیشه . دیپر : همین الان تسلیم بشین ،، تا سبریتا دنیا رو نابود نکرده . تیره مان : متأسفم من اهل همکاری زیاد نیستم . ناگهان دیپر پشت سره متنخب جاودانگی و تیره مان میره و اون هارو بیهوش میکنه . میرونپی : دیپر . دیپر : بیا تا بیهوش هستن بریم پیشه سوروفیا ،، تا چند ساعت دیگه پارادوکس جهانی میشه ،، باید آماده باشیم . میرونپی : باشه من دروازه باز می کنم ،، گِیت ( دروازه ) .
دیپر رو میرونپی از دروازه رد میشن و منتخبان و تیره مان و جاودانگی رو حمل می کردن ،، وقتی به تالار سوروفیا رسیدن هم زمان با پیتر و با ۲ منتخب قدرت و مرگ رسیدن . پیتر : وای مثله اینکه اوضاع خراب بود . دیپر : شما حرف نزن که زدی شمشیر رو داغون کردی و داشت دنیا نابود میشد . پیتر : تو از کجا میدونی ؟ . دیپر : ولش کن . سوروفیا : از اون ور میاد . سوروفیا : خیلی خوبه ،، همه ی منتخبان جمع شدن ،، ولی چرا اون ۲ تا بیهوشن . میرونپی : نپرس دلمون خونه ،، لطفا خودتون بهشون بفهمونین که به ما کمک کنن . سوروفیا : باشه . سوروفیا تیره مان و جاودانگی بیدار میکنه . جاودانگی : آه ،، سوروفیا . دیپر : منتخب جاودانگی نیکیتا گالاریو و منتخب تیره مان جیمی گالاریو به تالار سوروفیا خوش اومدین . اریدا : چی ؟ ،، تو می دونی اونها کی هستن ؟ . دیپر : آره ،، اریدا باتر فلای دختر مارکو دیاز و استار باتر فلای ملکه آینده میونی . اریدا : مغزم پوکید .
دیپر : خب نمی خوایم وقت بگذره بهتون بگم اینها خواهر رو برادر دوقلو هستن و خیلی روانی می زنن . جیمی ( تیره مان ) : سوروفیا خیلی بدجنسی . سوروفیا : من بدجنس نیستم بیشتر دارم کمک می کنم تا دنیا نابود نشه ،، خب به ما کمک می کنین . جیمی ( تیره مان ) : آه ،، قبوله . پیتر : خداروشکر . ناگهان صدای عجیبی اومد ،، صدای امپراطور کهکشان بود . امپراطور کهکشان : تمام دنیا ها من امپراطور کهکشانم و امروز روزه موعوده پس باید باهم متحد. بشیم تا سبریتا و متحدهاش رو شکست بدیم تا دنیا پا برجا بمونه ،، پس کمک کنید ،، پارادوکس جهانی یکی شدن جهان ها . وقتی امپراطور کهکشان اینو گفت تمام جهان ها باهم یکی شدن و به یه دنیا تبدیل شد .
سوروفیا : مبارزه شروع شده ،، خب ۷ منتخب سوروفیا قدرت خودتون رو نشون بدن . همه : چشم . پیتر : منتخب ۱ شمشیر سوروفیا ،، شمشیر به افتخار سوروفیا بدرخش . اریدا : منتخب ۲ قدرت سوروفیا ،، قدرت کامل . هولدِر : منتخب ۳ مرگ سوروفیا ،، سیاهی و سفیدی بی پایان . نیکیتا : منتخب ۴ جاودانگی سوروفیا ،، فرشته جاودان . میرونپی : منتخب ۵ الهه گی سوروفیا ،، الهه گان عنصرات به فرمان من .
جیمی : منتخب ۶ تیره مان سوروفیا ،، کمان حلال ماه و تیره ستاره ای . دیپر : منتخب ۷ و آخر قدرت خداوندی سوروفیا ،، سوروفیا پاور گاد . سوروفیا : بریم تا جهان رو نجات بدیم و سبریتا برای همیشه نابود بشه ،، همراه من بیاین . همه : چشم . مبارزه شروع میشه تمام قهرمان ها جمع میشن مخوصا دیپر ها . ببخشید مغزم یکم خسته جنگ رو میزارم برای پارت بعدی .
باحال ترین تست ها : امپراطور ۷ بعد ،، جاذبه صفر درجه ،، استارکو ،، اریدا باتر فلای ،، عشق و طمع ،، آبشار جاذبه : تجزیه احساسات ،، بازگشت به آبشار جاذبه ،، نگهبان آبی ،، روح کهکشان ،، آبشار جاذبه و بن تن ،، و cat novir and me ،، تناقص ،، یا خدا چقدر تست یادم دیگه نمیاد چون خیلی زیاده اگه نگفتم ببخشید .
و تشکر می کنم از نویسنده داستان ،، parsa ،، bill ،، nader ،، ویپر ۱. ،، طاها ،، .... ( نقطه نیست اسمه یکی از طرفدارامه ) ،، C.X ،، merry scader ،، و خیلی های دیگه یادم نمیاد واقعا ببخشید اسمتون رو نگفتم ،، امیدوارم شاد و پیروز باشید ،، یلداتون مبارک پیشا پیش مبارک ،، راستی به کانال من در آپارات سر بزنید تا با سوپرایز یلدایی مواجهه بشین ،، و کلی برنامه دیگه . نظر فراموش نشه .
خسته نباشین ،، دوستون دارم . خداحافظ .