خب اینم از عشق کودکی از زبان امیلی کامنت فراموش نشه!
ابتدا یکم در مورد گابریل حرف بزنیم گابریل دقیقا بعد از ۶ که انگار اون اتفاق ( عشق کودکی ) افتاد با ادری اشنا میشه و فکر میکنه این یک نشونه بوده که با امیلی دعوا کنه و با ادری اشنا بشه ولی یک شب اون ....
از زبان امیلی ( شبی که گابریل میاد ) : خدای من از تو تراس گابریل رو دیدم باورم نمیشد با یک دسته گل کوچیک هم اومده بود !
فورا رفتم پایین ولی تا رفتم پایین پله ها پدرم به من نگاه کرد و البته اخم کرده بود !
بهم گفت : امیلی دست از سر اون پسر بردار😠 ! گفتم : چرا ؟ 😟گفت : نکنه فکر میکنی اون و تو وقتی بزرگ شدین با هم ازدواج میکنی یک زندگی عالی خواهین داشت 😑؟ گفتم : آره مگه اشکالش چیه ؟
خدید و گفت : امیلی حتی اگه من اجازه بدم کشورت نمیزاره اون یک پسر امریکایی ، و عموی تو رئیس جمهور کره است ! منم رئیس سازمان بازرسی کشورم میدونی این کار چقدر خطرناکه ؟ گفتم : ولی... ادامه داد : همچنین تو ، شاهزاده ی میراکلسی ، چطور میتونی با یک پسر عادی ازدواج کنی 😠 ؟ گفتم : خب که چی مشکل از میراکلس من بهش معجزه گر میدم اونم میشه یک مسر غیر عادی مشکل از کشور ؟ میارمش اینجا زندگی کنه و اسم و فامیلش رو عوض میکنم !
پدرم گفت : امیلی چرا متوجه نیستی اگه اون معجزه گر بگیره کار ما تمومه ، معجزه اسا برای هر کسی نیست ! ممکنه باعث مرگش هم بشه ! مگه خودت کتاب رو نخوندی ؟ 😠😑 امیلی : اخه..🥺😢 گفت : کار درست رو انجام بده هم برای خودت و هم برای اون 🙂
رفتم دم در و به گابریل گفتم گمشو و... اومدم بالا 😢😢😢 پدرم گفت : خوشحالم کار درست رو کردی فردا برو و تمومش کن ! گفتم : باشه😭😭😭
و فردا رو هم خودتون میدونین ، رفتم بیش پدرم ( بعدش ) گفتم : حالا راضی شدی ؟ گفت : نگران نباش خاطراتش رو از یاد میبره ! گفتم :چی ؟😟 گفت : به کمک یک معجزه گری که تازه درست کردم این خاطره رو به یک چیز دیگه تبدیل میکنم منم وژدان دارم 🙂 گفتم : چیکار میخواین بکنین؟ گفت : خاطراتشو عوض میکنم انگار شما دوتا اصلا از هم خوشتون نمیومده و با هم دعوا دارین ! اینطوری میتونی کنارش باشی ! گفتم : خوبه 🥺
خب و درمورد عشق کودکی ۱ باید بگم اون درواقع شب اون روز در خواب خاطراتش عوض میشن ولی انگار تو دفتر خاطراتش همه چیز رو نوشته ، و البته دفتر خاطراتش رو جایی گذاشته که دیگه هیچ وقت پیداش نمیکنه ، ( یجورایی پارت عشق کودکی ۱ از زبان دفتر خاطرات گابریل بود ) البته یکی اون دفتر خاطرات رو پیدا میکنه و......
امیدوارم خوشتون اومده باشه کامنت فراموش نشه 💙💙💙 به نظرتون که دفتر خاطرات پیدا کرده ؟
عالی بود
خیلی ممنون
ادامه بده.از داستانت خوشم اومد☺
خیلی ممنون
عالی ادامه بده به نظرم یا جین یا ناتالی و یا ادری بورژوا
خوبه ولی یک راهنمایی آدری اون کتاب رو بر نداشته
خیلی ممنون از نظرتون🌸🌸
ناتالی از همشون بهتره😂
😂😂😂