سلام دوستان چون من تازه داستان نوشتنو شروع کردم زیاد به ذهنم نمیرسه و سختمه هر پارتو طولانی بنویسم پارتارو ۶ اسلایدی میزارم به جاش روزی یه پارت مینویسم
رفتیم تو خونه گابریل اگراست که دیدیم چیییییی😨😨😨😨حاکماث و مایورا آماده اونجا وایسادن هاکماث: به به لیدی باگ و کت نوار یا بهتره که بگم مرینت دوپن چنگ و آدرین اگراست کت بابا واقعا متاسفم برات من دیگه بابایی به اسم گابریل اگراست ندارم و بعد با لیدی حمله کردیم گفتم حاکماث با من تو برو سراغ مایورا لیدی باشه و به سوی مایورا حمله کردم بعد یکم تلاش تونستم شکستش بدم و معجزه گرشو برادشتم و دست و پاشو بستمو رفتم کمک کت
کت: داشتم با حاکماث میجنگیدم که دیدم لیدی مایورا رو شکست داد و اومد کمک من من با چوبم به حاکماث حمله کردم تا هواسش پرت بشه و بعد لیدی با یویو اونو گرفتو من معجزه گرشو برداشتم لیدی: رفتم کمکش کت هواسشو پرت کرد منم با یویوم گرفتمشو کت معجزه گرشو برداشت من اومدم به پلیس زنگ بزنم که گابریل گفت وایسا یه لحظه گفتم چی میخوای بگی گابریل : اللن که من قراره برم زندان میخوام یه چیزیو بگم تموم سعیای من برای این بود که معجزه گر شما دوتارو بگیرم و با ترکیبش امیلی مامان آدرینو زنده کنم کت :چییی لیدی : خب خانم امیلی الان کجان گابریل : ولم کن تا ببرمتون پیشش لیدی : باشه و ولش کردم باهم رفتیم تو اتاق کارش یه عکس از امیلی بود دوتا کلیدو فشار داد و با یه آسانسور رفتیم پایین گابریل ایناهاش اینجاس کت : تا مامانمو دبدم گریم گرفت لیدی : کت معجزه گرتو بهم بده تا با معجزه گر خودم ترکیبش کنم و آرزو کنم اون زنده بشه کت: تبدیل شدم به آدرین و معجزه گرو دادم به لیدی باگ لیدی: معجزه گرارو ترکیب کردم و آرزو کردم مامان آدرین زنده بشه
آدرین :دیدم مامانم بلند شد سریع دویدم سمتشو بغلش کردم اونم بغلم کرد بعد به نادیا زنگ زدم تا بیاد اینجا و خبرارو پخش کنه به پلیسم زنگ زدم تا بیاد گابریل و مایورا رو ببره معجزه گر آدرینم دادم بهش و تبدیل شد
نادیا رسید و شروع کرد خبرو پخش کردن نادیا: گیج نشید این فقط یه خبره حاکماث و مایورا توسط لیدی باگ و کت نوار شکست خوردن آن دو گابریل اگراست و دستیار شخصیش ناتالی بودند بعد رفتم سمت کت نوار و لیدی باگ و گفتم میشه هویتتون رو بدونیم لیدی باگ باشه و به کت گفتم که با یک دو سه من تبدیل بشه و گفتم یک دو و سه و جفتمون تبدیل شدیم نادیا : چی میبینم ابر قهرمانای شهرمون مرینت دوپن چنگ و آدرین اگراستن
نادیا: خب میبینیم که پلیس هم رسیده و دارن گابریل اگراست و ناتالی رو میبرن و بعد خداخافظی کرد و دوربینو خاموش کردن و رفتن
خب این پارتو حساس تموم نکردم خداحافظ تا پارت بعد لایک و کامنت فراموش نشه ناظر عزیز جون من و جون خودتو جون هرکی دوس داری منتشرش کن مرسی بای بای😉😉😘
بزار بعدیو
خیلی وقته گذاشتم نمیاد
اگه کامنت و لایک کم باشه پارت بعدو نمیزارما