سلام این پار ت کلا هیجان انگیز هست شاید بخواد مرا خفه بنمایید
خوب آقای جئون جانگ کوک عروسی برات راه بندازم که از سیر نشی تفنگم را به دستم گرفتم وارد سالن عروسی شدم همه بلند شدن برام دست می زدند جئون هم با یه نیشخند ایستاده بود کلت رو گرفتم سمتش از این حرکتم جا خورده بود همه از این حرکت هم جا خورده بود کوک :چکار می کنی😰ا /ت: جئون آخرین آرزوتو بگو قراره بری اون دنیا😏
عمه ا/ت: دخترم داری چیکار می کنی اون تفنگ را بزار کنار😨 ا/ت یکم مکث کرد و گفت :افراد حملههههه 😈 پسرا اومدند جلو تا جلومو بگیرند اما جین یونگ و بقیه هر شش تا شون رو کشت ا/ت:آفرین جین یونگ کارت عالی بود حالا نوبت توعه جئون جانگ کوک کلت رو گرفتم سمتش و بنگ 🔫 سرمو چرخوندم نگاهی به سالن عروسی انداختم همه کشته شده بودن لباس عروسی سفید حالا شده بود به رنگ خون راهی از خون برام باز شده بود آره این راه خونه منه اره افراد سالن رو ربسوزانید و از اینجا بریم
از سالن خارج شدیم و بعد بوم سالن عروسی رفت هوا چه منظره خوبی سالن عروسی همسران داشت می سوخت و من من با قدم های بلند داشتم از اونجا �رج میشدم آره حالا وقت عملیات سیب ممنوع است مردم کره زمین همشون �لا تحت فرمان من خواهد قرار گرفت همشون حالا راه خونی من من داره شکل میگیره😏😈
جینیونگ: رئیس ما حاضر هستیم😈 عملیات کی شروع میشه منتظر دستور شما هستیم
آیا می خواهید ادامه این داستان را بدانید پس با من همراه باشید راه خونی من همچنان ادامه دارد ا/ت چی کار خواهد کرد؟؟ آیا واقعاً پسرا مردن؟؟؟؟ آیا همه چیز تموم شد آیا با مردن پسرا واقعاً همه چیز تموم شد؟؟؟؟
خوب جای حساسی کات کردم با بیست لایک بعدی قرار خواهد گرفت 🙂🙂
عالی بود به تست های منم سر بزن
راستی چرا عشق یا انتقام پارت ۸ نمیاد
می خوام اول این تموم بشه
احيانا خواب ندیده
نه جون خودم 🤣🤣🤣