حتما خیلی منتظر بودین ،، خب من آمده ام با پارت ۵ ،، خب ما تا کجا بودیم ،، آها ،، خب بریم ببینیم داستان از چه قراره ،، بریم ببیبنیم .
میسو ،، دیپر رو به قلعه ش میبره ،، دیپر اطراف رو میبینه . دیپر : وای عجب جاییه . میسو : خیره کنندست ،، اینجا بعد منه ،، بیا پیشه من بشین تعریف بکن چطوری اومدی اینجا . میسو یه بشکن میزنه و دیپر رو روی مبل می نشونه و بهش قهوه میده . میسو : خب می شنوم ،،تعریف کن . دیپر : توی بعد خودم ،، برای اینکه جون مامان و بابا و میبل در خطر نباشه ،، مجبور شدم دروازه میان جهانی درست کنم
تعمیر کردم نگو که در واقع ۵ تا دروازه بود و من دروازه اصلی رو درست کردم ،، و باعث به وجود اومدن ویرانیه نامشخص به صورت جهانی شد ،، از اون ور بیل داشت میومد تا مارو نابود کنه ،، منم نمی خواستم دنیا نابود بشه باهاش معأمله کردم ،، کردم .... میسو : چه جور معأمله ای کردی ؟ . دیپر : باهاش معأمله کردم که دروازه میان جهانیش باشم ،، از اون موقع این قدرت ازیتم میکنه همین چند ساعت پیش بیل بعد خودم اومد و خواست ازیتم بکنه ،، منم با یه دروازه اونو خواستم بفرستم به دنیای خودش اما نمی رفت ،، بر عکس شد من خودم با یه دروازه دیگه اومدم اینجا ،، و دیگه لازم نیست توضیح بدم . میسو : آها .
یهو از دره اصلی ویل و کیل میان ،، انگار سره یه چیزی کل کل داشتن ،، دیپر : میبینه میترسه میره بغل میسو . دیپر : ۲ تا بیل سایفر دیگه ،، اونم قرمز و آبی ،، یا خدا . میسو : نترس اونها برادر های بیل هستن . دیپر : آها . میسو : ویل ،، کیل ،، چی شده که بحث می کنین ؟ . کیل : سره قضیه نگهبانی از شما که یک وقت سایفر های سیاه به شما آسیب نزنن ،، من خواستم بشم اما ویل میگه خودش بشه . ویل : آره من از تو قدرتمند ترم ،، و سریع اعصبانی نمیشم . این کل کل های ویل و کیل اعصاب میسو رو بهم میریزه و میره به حالت سایفری . میسو سایفر : ساکت شین ،، من بچه نیستم ،، ناسلامتی امپراطور هستم . دیپر : اینجا دیوونه خونه ست .
یهو چشم کیل به دیپر میخوره . کیل : مهمون داریم ،، چرا نگفتی ؟ ،، آبروم رفت . میسو : پس درست رفتار کنین این دیپر از یه بعد دیگه ست ،، برین خودتون رو معرفی کنین . ویل نتونست تحمل کنه سریع رفت بغل دیپر و شروع به گریه کردن کرد ،، ببخشید داد و هوار کردم ،، لطفا منو ببخش . ویل محکم دیپر بغل میکنه ،، دیپر داشت خفه می شد . کیل ،، ویل رو میگیره . کیل : ببخشید من کیل سایفرم ،، سایفر خشم ،، اینم ویل سایفره سایفر آبغوره گیر . ویل : مسخرم نکن ،، من سایفر اراده و ناامیدی هستم . کیل : حالا هرچی . میسو : خداروشکر ( داخل ذهنش ) قضیه نگهبان گذاشتن از ذهن شون پرید . دیپر : س_سلام ،، منم دیپر پاینز هستم ،، دروازه میان جهانی . کیل و ویل و بیل : چچچچچییییی؟؟؟؟. میسو : ای خدا ،، حالا از اول باید توضیح بدی ،، یه ویدیو چک بریم ببینیم .
بعد از دیدن ویدیو چک . کیل و ویل و بیل : آها گرفتم یا گرفتیم . میسو : حالا می خوای چه جوری برگردی ؟ . دیپر : من دروازه هستم میتونم دروازه درست کنم . میسو : باشه . دیپر سعی میکنه که یه دروازه درست کنه ،، اما نمیشه . دیپر : چرا نمیشه ؟ . بعد از گذشت ۵ دقیقه ،، دیپر دیگه هر چقدر سعی می کرد نمی تونست دروازه درست کنه ،، دیگه صبرش تموم میشه و اعصبانی میشه و ناگهان با اعصبانی شدنش دنیای میسو به کل تیکه تیکه میشه . میسو : چیکار کردی ؟ . دیپر : مم_من ،، من چیکار _ _ کردم ،، من دنیا رو نابود کردم ،، من واقعا_خطرناکم ،، حالا چیکار کنم ؟ . میسو : تو کاری من همین الان اینجا رو درست می کنم . میسو یه بکشن میزنه تا دنیا درست بشه ،، اما نمیشه . میسو : چی شد ؟ ،، چرا نمیشه ؟ ،، من امپراطور اینجام باید اینجارو به حالت اول در بیارم ،، اما نمیشه .
دیپر : خاک تو سرم ،، از خودم متنفرم ،، خواستم جلوی نابود شدن دنیا رو بگیرم ،، ولی زدم یه جای دیگه رو نابود کردم ،، از خودم متنفرم . ناگهان دیپر ذهنش به یه جای دیگه رفت . دیپر : ها ؟؟ ،، اینجا کجاست ؟؟ ،، نکننه واقعا دنیای میسو رو نابود کردم . بعد یه زن زیبا ( با مو های آتیشین مثل خورشید و چشمانی به زیبایی ماه ،، و لباس از کهکشان ها درست شده بود و سیارات به دورش میچرخیدن ) دیپر رو صدا میکنه . دیپر : تو ملکه کهکشانی ؟ . ملکه کهکشان : بله ،، تو هم دیپر پاینز هستی ،، کسی که قدرت منو داره . دیپر : آره ،، اما من زدم یه دنیا رو نابود کردم من این قدرت رو نخواستم ،، ازت می خوام این قدرت رو ازم بگیری .
ملکه کهکشان : من نمی تونم کسی که قدرتش منه رو ،، قدرتش رو بگیرم ،، در توانم نیست . دیپر : اما خیلی خطرناکم دنیا باید ازم بترسه . ملکه کهکشان یه نفس میکشه بعد نزدیک دیپر میشه . ملکه کهکشان : سعی کن دنیایی که نابود کردی رو با ذهنت بسازی ،، فقط تصور بکن . دیپر : من فقط ازت می خوام دروازه رو ازم بگیری نه یادم بدی ،، فقط همین . ملکه کهکشان : خیلی سمجی ،، من بهت گفتم نمی تونم ،، فقط سعی کن قبولش کنی ،، دوباره هم دیگر رو ملاقات می کنیم . دیپر : صبر کن ،، کمکم کن . دیپر ذهنش بر میگرده . میسو : دیپر ،، کجا بودی ؟ ،، زدی دنیام رو نابود کردی و رفتی . دیپر : باید تصور بکنم . میسو : چی ؟ . دیپر : اون به من گفت تا تصور بکنم ،، پس همین کار رو میکنم . دیپر دنیای میسو تصور میکنه و ناگهان به حالت اولش برمیگرده .
میسو : تو دنیام رو درست کردی ،، خیلی ازت میبرم . دیپر : من باید معذرت خواهی کنم که اومدم اینجا و اینجا رو نابود کردم ولی درستش کردم ،، حالا باید برم . میسو : تو هر کاری می کنی نمی تونی دروازه باز کنی . دیپر یه دروازه باز میکنه . دیپر : حالا یاد گرفتم ،، من باید برم ،، خداحافظ . میسو : سر بزن ،، خداحافظ . دیپر از دروازه رد میشه و میره پیشه میبل میره بغلش . میبل : نگرانت بودم ،، کجا بودی ؟ . دیپر : پیشه یه دوست ،، بیل رفت ؟ . میبل : آره . دیپر : خداروشکر .
میبل : دیپر منظورت از یه دوست . دیپر : خب بیا تعریف ،، من به یه دنیای موازی رفتم ،، باورت نشه اون دیپر موازی امپراطور ۷ بعد بود ،، و یه سایفر و........... ،، و اینکه تونستم ملکه کهکشان رو ببینم . میبل : جدی میگی ،، ولی هنوز قدرتش رو داری . دیپر : خودش گفت نمی تونه اینکار رو بکنه ولی به جاشس یاد داد چطوری دنیایی که نابود کردم ،، رو دوباره درستش کنم . میبل : داداشی ایول داری . دیپر : ممنون ،، بریم بخوابیم چون خیلی خستم . میبل : باشه . میبل و دیپر می خوابن . دنیای میسو .
میسو : فکر کنم اگه داخل مبارزه ،، با مایس سایفر ببازم ،، با خیالت و آسوده می بازم چون دنیا فقط یه امپراطور نداره ،، در واقع ۲ تا داره فکر کنم دیپر ،، بتونه اگه بعده من مراقب دنیا باشه ،، مایس سایفر هرگز نمی تونه اونو شکست بده ،، پس نگران نیستم ،، فعلا خاطره ی نابودی دنیای خودم رو از ذهن همه پاک می کنم ،، اینجوری بهتره . میسو خاطره ی نابودیه دنیای خودش رو از ذهن همه پاک میکنه به جز خودش و دیپر .
ممون برای تست خیلی داستانت باحاله😊
نم میخوام داستان بنویسم ولی هر چی فکر میکنم هیچی به ذهنم نمیره اخه همه یه چیزی ساختن و ایده جدیدی نیست که بنویسم😅🙄
خیلی عالی
خیلی ممنون
یک سوال تو پسری یا دختر ؟
فهش ندید اگه حرفم ناراحتتون کرد در هر صورت من تو رو از قسمت اول نیمه اکسولاتل دنبال میکنم
چرا فحش بدم بیشتر تشکر می کنم که ذهن کنجاوی دارید
تو پسری یا دختر ؟
من تو رو از اولین قسمت نیمه اکسولاتل دنبال میکنم
اگه حرف بدی زدم فحش ندید آدم هیزی نیستم
نه بابا چرا همچین فکری کنم
خب من دخترم ۱۳ سالمه کلاس هفتم ،، اهل مازندران دریا .
خب سئوالی نداری و ممنون منو دنبال می کنی .
من الان اشتباه تایپی رو متوجه شدم داخل تیتراژ ابتدایی فیلم قبل از ویرانی عجیب یه صدایی هست که اگه برعکسش کنی میشه (ویل بر میگرده )به انگلیسی
حالا گرفتم می دانی یکی از هم گروهیانم اصلا به کیل سایفر و ویل اعتقاد نداره بعد داداشش بهش میگه منم به تو اعتقاد ندارم
یعنی من هلاک این دو تا برادر هستم
واقعا ؟
برادرش چه جواب کوبنده ای بهش داده😅😆
واقعا من الان تو کف همون جوابمش
هرچی فکرشو میکنم نمیفهمم از چجوری این جواب رو داده
اونجایی که دیپر گفت اینجا دیوونه خونست خیلی باحال بود خیلی خندیدم
منم خیلی به اون قسمت فکر کرد تا یکم حالت طنز داشته باشه
عالی بود
خدایا یعنی چی میشه؟
حالا ببین جالب میشه
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
مممممممنووووووونننننننن
راستی پارت بعد عشق و طمع در برسیه
عالی عالی عالی عالی عالی
خیلی خوب بود .
سریع پارت بعدی بذار.
زوووود
حتما
وای!قضیه ی تیتراژ رو نفهمیدم ولی داستانت رو خیلی دوست داشتم.به نظرت اگه منم از امپراطور هفت بعد استفاده کنم کلیشه ای می شه؟
چون نمی دونین شخصیت ها کی هستن