سلام کیوتی های گلم بخاطر دوست داشتنتون و کامنت های بالا گذاشتم پارت 10 رو کامنت ها بالا باشه موقعی منتشر شد 3 ساعت بعد بلافاصله میزارم این پارت خیلی حساسه.همینطور که میدونید خیلی چیزا تو این داستان داره عجیب میشه کسی که به آدرین تصادف کرده و معلوم نیست.کارلوس.و چند تا چیز دیگه کم کم میرسیم بهشون که خیلی هیجانی میشه کامنت یادتون نره عشقای من😍🥰
از چشم مرینت👈صدام میکردن رفتم اتاق دیدم آدرین با دو تا عصای زیر بغل وایستاده و دکتر میگه تبریک میگم جواب آزمایش ها همه عالی بوده و ایشون میتونن مرخص بشن فقط خانم دوپن چنگ خیلی مراقبش باشید،از خوشحالی می خواستم بال در بیارم رفتم بغله آدرین اشک شوق می ریختم گفت مرینت ب....ا....ن...و که سرفش گرفت،گفتم جانم فرشته ی من😍گفت بریم،گفتم آره😍از دکتر تشکر کردم و کمکش کردم و با هم می رفتیم خونه اما واقعا کجا خونه همه ی اینا تخسیر مامان بابامن گفتم آدرین بیا بریم هتل بگیریم،گفت خودت میدونی مرینت اما مطمئنی مامان باباتن ها،گفتم نمیدونم😥آخه،گفت ولش کن بیا بریم هتل خودتم اذیت نکن،گفتم باشه رفتیم هتله پولمان یه اتاق گرفتیم و رفتیم توش آدرین به محض رسیدن توی اتاق رو تخت دراز کشید،گفت آآآی پام خیلی درد میکنه🥺گفتم ناراحت نباش😢خوب میشه،گفت بیا بغلم خیلی دلم تنگته بانوی من رفتم بغلش
گفت من رو ببخش اگه میخواستم برم لیون دوست نداشتم مامان بابات تنبیهت کنن.گفتم اوم عیب نداره😥من ازت ممنونم😢گفت راستی اون پسره چرا تعقیبت ميکرد.گفتم کی.گفت هیچی.گفتم میگم کی.گفت مارک🧐گفتم هیچی ولش کن.گفت مرینت میگم اون باهات چیکار داشت میدونم حتما اون چتر هم اون بهت داده بود🧐گفتم هیچی نیست اونوقت تو اینا رو از کجا میگی🧐.گفت من با ماشین رد میشدم و روت آب ریختم و همه چی رو دیدم حالا میگی یا نه میدونستم تو باهاش رابطه داری مرینت😰گفتم نخیر واقعا که آدرین برات متاسفم نمیخوای که اون روزا که من همه ی زندگیم تو بودی و تو اصلا به من نگاه نمی کردی رو به یادت بیارم.گفت مرینت جواب سوال منو بده اون پسره اون لحظه چرا گریه میکرد و میگفت باورم نمیشه داره عاشقم میشه😢گفتم نه نه واست متاسفم از تخت بلند شدم صدای داد هاش رو میشندیدم:مرینت مرینت مرینتت دره اتاقم رو باز کردم دیدم تو راهرو چند تا چیز افتاده از چشمام داشت اشک میومد برداشتمشون ببینم چی هستن برا کین دیدم عکسن پشتش رو نگاه کردم😖😨آدرین کاگامی🚫🚫😭😭باورم نمیشه اشک از چشمام می بارید یعنی آدرین دلش اومده اون که گفت کاگامی😭نههه نه نه نه از اینجا میرم ای بدجنس باورم نمیشه😭
از چشم آدرین👈مرینت رفت از اتاق ای وای بانوی قشنگم اما خب من مطمئنم اون با اون پسره رابطه داره اون شب بغلشون،کمکاش به لیدی باگ و کت نوار چتر دادن و گریه کردن واسش،گفتن دلم واسش میسوزه،حتی کمک طراحی و اینکه الان مرینت بخاطر اون من له کرد و رفت جواب سوالم هم نداد😥گوشیم زینگ گفت یعنی یه پیام اومد از جیبم دراوردمش.پام خیلی درد میکرد گوشیم رو باز کردم یه ناشناس پیام داده بود به این آدرس ساعت ۸ شب بیا اگه میخوای همه چی رو درباره رابطه مرینت با مارک بدونی، ۵ ساعت دیگه😨نوشتم کی ای،نوشت یه دلسوز که همه چی رو راجب اون دو تا میدونه،😢حتما میرم باید ببینم چه خبره
از چشم مارک👈الو الکساندر(وکیل و خدمتکارش)_بله مارک_عملیات انجام شد_کاملا به دوتاشون پیام دادم ساعت ۸ بیان کافه عکس ها هم گذاشتم مرینت دید گریش گرفت رفت از پیش آدرین_کارت خوب بود_حالا شب ساعت ۸ چی میشه_هیچی خانم تسورکی با آدرین قراره عاشقانه میزاره و مرینت میاد و بقیش رو فک کنم خودت بدونی_بله😑_آفرین خدافظ تلفن رو قطع کردم باید به کاگامی زنگ بزنم(شماره کاگامی رو از اونی داره که یادتونه پارت 6 آدرین و پلگ رفته بودن کاگامی رو تعقیب کرده بودن و دیده بودن اون پسره با کاگامیه اون پسره دوسته مارکه و شماره کاگامی رو بهش داده)الو کاگامی_بله_یه کاری باهاتون دارم خانم کاگامی تسورکی_شما؟چه کاری؟_فک کن یه کسی که دوست داره به بقیه پول بده و کمک کنه فقط یه ماموریتی دارم ببین اون پسره آدرینو که هنوز یادته_آره خب چرا_ببین پاریسی دیگه_آره_ساعت ۸ شب میری تو اون کافه با آدرین عشق بازی میکنی حالا بغل و اگه یه بوسم بشه که ۳۰ میلیون اضافه میگیری و هی درمورد اینکه اون دختره مرینت رو دک کردی آدرین و ازدواج با آدرین صحبت میکنی مرینت همونجاست همه ی چیز ها رو میبینه و از پیشه آدرین میره آدرین که رفت دنبال مرینت تو میگی آدرین هنوز دوسش داری و قهر میکنی میری تامام تامام_نمیفهمم نمیدونم کی ای اما نهه عمرا_ببین ۹۹۰ میلیون واست چطوره ببین این فقط یه قراره عاشقانس_نه نه نه استیون نمیذازه شک میکنه_اه بهش سلام برسون البته نه نرسون به قول خودت شک میکنه ببین ۱۰ دقیقس با ۱ میلیارد و پنجاه میلیون چی میگی ها؟
شب ساعت ۸:از چشم آدرین👈با عصا هام رفتم تو اون کافه هه دیدم یه کسی میگه بیا اینجا آدرین رفتم دیدم کاگامیه،گفتم تو اینجا تو بودی اونی که پیام داده چیکار داری،گفت آروم باش عزیزم بشین آره من بودم من دوباره عاشقتم،😨😨این چی میگه
از چشم مرینت👈اونی که بهم پیام داده بود گفته بود رو این میز بشینم تو این کافه نشستم دیدم جلوم کاگامی و آدرین دارن صحبت میکنن همینطور که اون گفته بود(به مرینت پیام داده بود اگه همه چی رو درباره رابطه کاگامی و آدرین میخوای بدونی بیا)اشک از چشمام میومد اونا نمیتونستن منو ببینن اما من میتونستم صداشون میومد:عشقم مرینت رو دک کردی،منظورت چیه کاگامی،بابا ولش کن بعدا با ام صحبت میکنیم کی ازدواج کنیم هی فردا خوبه،آدرین گفت ها یعنی چی،همون موقع کاگامی دستش رو رو لب آدرین گذاشت و گفت هیش ههیچی نگو و بوسیدش و گفت عاشقتم آدری،،دیگه تحمل نداشتم میخواستم یدونه بزنم دهن آدرین رفتم جلوش گفتم خجالت بکششش.آدرین گفت مرینت نجاتم بده.گفتم یکی من رو نجات بده خیانتکار😢انقدر اشک از چشمام میومد که نفسم داشت بند میومد.گفت نمیدونم این چی میگه تو چی میگی.گفتم تو درباره این چی میگی عکس ها رو از کیفم رو آوردم و گذاشتم رو میزشون.کاگامی آب دهنش رو قورت داد و گفت آدرین اینا رو به مرینت دادی این بین من و توعه.آدرین داد زد به خدا من از این خبری ندارم باور کن من اصلا کاگامی رو ندیدم اینا فتوشاپه.کاگامی داد زد آدرین ای واای اینا فتوشاپه حتما منم فتوشاپم انگار یادت نیست واقعا یا خودت رو زدی به اون راه.گفتم آره اینا اصلا فتوشاپ این قرارتون چی اینم فتوشاپه آدرین😢😢😭😭گفت به جون خودم اینا فتوشاپه.گفتم جون خودت رو برای این🚫🚫نیار واقعا که😭عکس ها رو برداشتم گفتم آدرین😔دیگه نیا نزدیکم😭نمیخوام ببینمت😣 و رفتم از اونجا تو راه فقط گریه میکردم اومد دنبالم گفت مرینت مرینت بارون گرفته بود کم کم و نم نمک میومد با پشت دستم خواستم بزنم به صورتش دستم تا به گونش رفت اما نتونستم بزنم.گفتم آدرین همیشه عاشقت میمونم دستم رو گرفت و گفت بانوی من من بدون تو نمیتونم از چشاش اشک میومد دستم رو جدا کردم و بدو بدو از پیشش رفتم بارون داشت کم کم شدید میشد جایی نداشتم فعلا فقط دور میشدم ای خدااباورم نمیشههه آدرین😢😢نامرد دلم رو شکستت
از دید مارک👈لم داده بودم و تلویزیون میدیدم منتظر خبر اونا بودم هه مرینت برا خودمه پولدار ترین فرد نیویورک منم با ارس بابام😏اونوقت نخواد منو😌دیدم یکی زنگ خونه رو زد رفتم آیفون رو دیدم تو تصویر این دختره کاگامیه چه ناراحتم هست مامانم اینا😏جواب دادم بله،پول منو بده میخوام برم_آهای تند نرو پیاده شو با هم بریم چی شد وایستا در رو باز کردم اومد و گفت پولم،گفتم اول بگو چی شد.گفت هیچی دل آدرینو و اون دختره رو شکوندم😢گفتم نه بابا نکنه دلتم واسش سوخت ششصد میلیون این بقیشم تا هفته بعد که دیدم همه چی خوابید میدم.با قدرت جعبه پوله ۶۰۰ میلیون رو گرفت و رفت گفتم زد زیاد😏آخ حالا همه چی منتظره منه اخ سرم دوباره تیر کشید دیروز که اون دکتره گفت خوبم😑چه بخیه هاییم زده
دید مرینت👈فقط گریه میکردم و میرفتم دور میشدم از این محل خدایا😢دیگه نمیخوامت آدرین نمیخوامت یهو خوردم به یکی.گفت مرینت هوا سرده اینجا چیکار میکنی.نگاش کردم لوکا😨گفت سوار شو و سوار دوچرخش شدم همینجوری از چشام اشک میومد لوکا هی میپرسید چرا گریه میکنی😢گفتم لوکا آدرین😞نههه😭بمن عاشقشم هیچوقت هم نمیتونم ازش جدا شم روز اول که دیدمش و بهم چتر داد و ازم انقدر قشنگ عذر خواست😢انگار بهترین کسی بود که تا حالا دیدم.روزی که گفت عاشقمه بهترین روز زندگیم بود😢من بدترین روزای زندگیم هم تو فکرش بودم زمان هایی که اون با کاگامی میرفت و میچرخید و من رو به عنوان یه دوست با خودشون بعضی وقت ها میبرد.با هم بستنی میخریدیم اما اون میرفت پیش کاگامی می شست،گفت حالا مگه چی شده.عکسا رو دراوردم از کیفم میخواستم نشونش بدم اما اینا خیلی بدتر از این حرفاعه🚫🚫گذاشتم کیفم و گفتم هیچی اون کاگامی رو میخواد و با اون قرار گذاشته.گفت تو از کجا میدونی.گفتم ظهر یه پیام اومد واسم اومد گفت بیا به اینجا ساعت ۷ و پنجاه و حتما روی همین میز بشین اگه میخوای راجب رابطه آدرین با کاگامی بدونی منم ساعت ۷ و پنجاه رفتم نشستم و دیدم آدرینم داره میاد بعد دیدم کاگامی یهو اومد دستشو گرفت و با هم نشستن رو میز اما هی آدرین میگفت چی میگی تو اینجا اما کاگامی هی درباره دک کردن من و عروسی با هم صحبت میکرد آخرم من کفرم دراومد به آدرین گفتم خیانتکار و از اونجا دور شدم تا به تو رسیدم.گفت وایستا ببینم مگه تو با آدرین نبودی خب بهش میگفتی پیام رو.گفتم راستش من و آدرین سر یه موضوعی دقیقا قبل اون پیام قهر کردیم.گفت بعدش بازم با عقل جور در نمیاد داری کامل میگی دعوا رو.سرم رو پایین انداختم و گفتم خب😔قبله اون پیام آدرین داشت من رو سیم جین میکرد درباره رابطم با یه پسره مارک،مارک من رو دوست داره اما خیلی عوضیه و چند دفعه اومده بغلم و آدرینم دیده و الان این شده لوکا بعدش انقدر آدرین سین جینم کرد من بلند شدم از پیشش گفتم واست متاسفم و رفتم از اتاق بیرون تو راهرو چند تا عکس دیدم برشون داشتم و دیدم آدرین کاگامی🚫🚫مثبت...، .عصبانی شدم همون موقع یه پیامی واسم اومد اگه میخوای رابطه آدرین و کاگامی رو بدونی بیا فلان فلان فلان که قبلش بهت گفتم این بود 😔گفت پس که اینطور خب این خیلی عجیبه:1_اون عکسا وسط زمین چیکار میکرده چرا وقتی از بیمارستان می رفتید هتل نبوده2_چرا همون موقعی که عکس ها رو می بینی باید پیام بیاد که به این مکان بیا3_چرا گفته حتما باید بری رو این میز بشینی4_آدرین چرا داشته میومده که یک دفعه کاگامی میاد دستشو میگیره و اون اصلا نمیدونه کاگامی اینجا چی کار میکنه در حالی که نمیدونسته تو اونجایی و اگه دوسش داشته باید با هم میومدن.گفتم راست میگی لوکا اینا خیلی عجیبن به نظرت اینا چه معنی ای داره.گفت فقط یه معنی اینا همه برنامه ریزی شده یه کسی باشه🧐
آنچه در قسمت بعد خواهید دید👈ببین یا پاتو از زندگیه من میندازی بیرون یا،یا چی کوچول این زندگیه منه،،گم میشی یا نه..یعنی آدرین با کاگامی نیست،،کیه_منم_اوه به به مرینت خانم چه خبر،،من مطمئنم مرینت اینا برنامه ریزیه ببینم تو به مرگ مشکوکی چه چیز های تا حالا ازش دیدی که بد باشن،،تو برا خودمی هیچی هم بین ما نیست،،الو پلیس..ببین تو هیچی نیستی..این فقط یه عشقه این کارا چیه،همین عشقه که آدم رو روانی میکنه،،پسرم آدرین یه اتفاقی افتاده،،چاقو رو بنداز پاییین
مرسی کیوتی ها شمایی که لکنت میدید خیلی کلید و من همتون رو یادمه امروز جمعه هست که من گذاشتم مرسی بچه ها کامنت بدید بعد 3 ساعت بعدی رو میزارم به شرطی که کامنت ها زیاد باشه میزارم مرسی بوس بوس
پارت بعدی اومد
سلام خیییلی تست هات عالی بود
خیلی با هوشه این لوکا
بچه هاااا پارت بعد بررسیش تموم شد و منتشر سد🥳🥳😍😍برید ببینید🥰🥰🥰
لطفا قسمت بعدو زود بزار 🙏🙏🙏نکنه داستان تو هم مثل من آبم تایید خورده😨😨😨؟
مگه مال تو عدم تایید شده امیر جون😵😢ای واااااای نه خدا رو شکر من عدم نشدم😞و امیدوارم نشم😓بابا مدیر سه روز شد دیگه تایید کن
مدیر عزیز میشه تایید کنی🥱ممنونم
عاليييييييى لطفا داستان منم بخونين Love for ladybug❤️❤️
مرسی عشقه منی میخونم عزیزم نظر یادم میره بدم داسانات عالین😍
❤❤❤👌🏻👌🏻 Keep up the good work l Iove it
😍😍🥰🥰❤Thank you very much sana
عالی بود❤
مرسی وای خیلی ممنونم داستانم رو خوندی چون من که عاشقه مرینت تنهام مرسیی
فقط اگه بخونی سه روز بعد بخون ترو خدا