
برو بخون😀😀😀
مرینت:تمام حساباشونو بررسی کردم رفتم بیرون پیش گری اگراست گفتم معامله قبوله فردا بیاین برای امضا قرارداد و میخواستم از شرکت برم بیرون که ادرین اومد سر راهم ادرین:خانم مرینت میشه امروزو ناهار باهم بخوریم؟؟ مرینت:نه نمیتونم ادرین: لطفاااا دست رد بهم نزنین مرینت:حالا ببینم چی میشه ادرین:باشه این شماره منه *****بهم زنگ بزنین اگه خواستین بیاین خدافظ مرینت:خدافظ ادرین:وای خدا خیلییییی جذابهههههه درسته هیچ احساسی تو صورتش نیس ولی بازم جذابه😍😍😍😍مرینت:رفتم تو ماشین نشستم و به سمت شرکت خودمون حرکت کردم تو راه به لوکا زدم لوکا:گوشیم زنگ خورد مرینت بود جواب دادم بله مرینت :سلام لوکا لوکا:سلام چی شد؟؟
مرینت:تموم مدارکشونو بررسی کردم همشون همون جوریه که رییس گفت یکی داره تو حساباشون دست میبره (دست بردن تو حساب:یعنی دزدی از حساب اصلی شرکت)یه دفتری بود که اون یکی وضعش از همه خراب تر بود همه دزدی هاشون معلوم بود که با سند قانونی ولی جعلی داشتن روشو میپوشوندن یه جورایی میشه گفت پولشویی میکنن لوکا:اوه اوه اوه اوضاع انگار بگی خیلی بده مرینت:از بدم اونور تره راستی حسابدار اصلیشون خیلی مشکوک میزد وقتی میخواستم برم سراغ دفتر اصلی هول شد نمیذاشت برم لوکا:حالا سوال اینجاس که کار کی هست؟؟ مرینت:سه تارگت(تارگت کلمه انگلیسی به معنای هدف) اصلی وجود داره یک گری اگراست دو ادرین اگراست سه حسابداره
لوکا:اره حالا برای شروع کار باید از یکی از اینا شروع کنیم مرینت:راستی این پسره ادرین منو به ناهار دعوت کرد ولی من جواب قطعی ندادم لوکا:قبولش کن خوبه از همین ادرین شروع میکنیم سعی کن ازش حرف بکشی فقططططط مرینت خیلی دقت کن خودتو لو ندی اگه لو بریم کارمون تمومه مرینت:خیله خب باشه پس من میرم خونه دیگه لباسمو عوض کنم برم سر قرار لوکا:باشه (موندین تو خماری که این مرینتو لوکا برای چی دارن اینکارو میکنن نه؟؟😂 حالا اسلاید بعد میفهمین)مرینت:قطع کردم و به ادرین زنگ زدم و گفتم میام اونم ادرس یه رستوران داد
فلش بک به یک هفته قبل از اینکه جلسه گری و تام برای قرارداد برگزار بشه از زبان مرینت: شب بود از راه شرکت با لوکا رفته بودیم سازمان پیش رییسمون گفته بود که کارمون داره برای امنیت کارمون اونو تو قالب یه شرکت نشون میدادیم ولی در اصل شرکت نبود از شرکت به عنوان یه پوشش استفاده میکردیم طبقه زیر زمین سازمان ما بود ما یکم زود اومده بودیم با لوکا رفتیم سالن تیر اندازی با اسلحه تمرین کنیم که من بردم😁که الیا اومد بهمون گفت(الیا یکی از اعضای سازمان)که جلسه قراره برگزار بشه و رییس اومده رفتیم تو اتاق همه مامورا (مامور پلیس نه)اومده بودن نشستیم سر میز
رییس:خوشحالم که همتون حاضر شدین یه گزارش بهمون رسیده که از یه شرکته،شرکت مد و مدلینگ اگراست طبق گزارشات یکی داره تو حسابای این شرکت دست میبره و قانونی جلوهش میده یه جورایی داره پولشویی میکنه و یه چیز دیگه هم که هست اینه که قراره با شرکت دوپن چنگ قرارداد ببنده یه قرار داد مهم که تحت هیچ شرایطی فک نکنم این دزد قصه ما از دستش بده چون سود بالایی براشون داره شما همه که اطراف این میز نشستین بهترین مامورای ما هستین و از اونجایی که این عملیات یکی از مهمترین عملیاتای سازمان ما هست و تنها کسایی که شرکت دارن و تقریبا میتونن با شرکت اگراست ارتباط برقرار کنن مرینتو لوکا هستن
رییس:مرینت و لوکا باید انجامش بدین مرینت و لوکا همزمان:چشم رییس رییس: الیا تو هم از دور ساپورتشون کن الیا: چشم رییس:برین کارتونو شروع کنین به بچه ها میگم شما رو مجهز کنن مرینت:با لوکا از جلسه خارج شدیم و رفتیم خونه و قضیه رو به پدر مادرمون گفتیم من گفتم مرینت:پدر حتما باید باهاشون قراردادو ببندین تام:مگه نمیگین دارن دزدی میکنن خب این برای شرکت ما خطرناکه لوکا: نگران نباشین ما حواسمون هست هیچ ضرری به شرکت ما زده نمیشه تام:خیله خب...... (خب همون جور که متوجه شدین مرینت و لوکا مامور مخفی هستن )
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
فکر کنم مرینت و لوکا کاراگاه هستن درسته؟
چرا پس اینطوری شد😂😂تخیل قویی داری👍👍
بابا اجی دمت گرم عالی بود اصلا فمر نمیکردم اینجوری بشه جز اونقست پلس بودن اونا
عالی بود اجی با اینکه خونده بودم ولی عالی بود
راستی ناظر شدنت رو تبریک میگم
مرسی اجی🌷🌷
عالییییی
عالی بود
پارت بعدی رو زودتر بزار
اجی بیزحمت داستانه منم بخون
باشه
عاالییی اجیی😍😍😍من به منشیه مشکوکم😐
دوباره میگم عالییی بود😂😘
منم خونده بودم تستو حذف کرده بوده که دوباره بزاره با عکس اونبار عکس نداشت
اره☺