سلام کیوتی های عزیز برگشتم با یک پارت خیلی باحال و جذاب و حساس دوستتون دارم یعنی نه عاشقونم مرسی از کامنت ها شاید فصل اول ۱۵ قسمت بشه چون از این پارت جذابیتش رو برگردوندم بازم ببخشید نام این قسمت{عشق شروع میشود 2}
از چشم مارک?مرینت اومد بغلم گفت مارک مارک مارک منو سریع برسون به بیمارستان مارسی،گفتم آروم باش بگو چی شده از چشاش همینجوری اشک میومد،گفت الااااان یکی زنگ زد خب بعد گفت آدددررین???گفتم مرینت آدرین چی،گفت اون مرده گفت راننده تاکسی هست ظهر آدرین تاکسی گرفته به لیون تو راه آدرین توی مارسی بهش میگه که گشنش شده و بره یه کیک بخره که وقتی میره با یکی تصادف میکنه??با خودم گفتم خدا رو شکر کاش حتی بمیره بعد به مرینت گفتم ولش کن من تا مارسی برم مرینت خودش خوب میشه میاد انگار نه انگار حواست نیست که اون آبروت رو برده و قهر کرده رفته.از چشم مرینت?حرصم گرفته بود دستم رو مشت کرده بودم مارک همینجوری از آدرین بد میگفت دیگه نمیتونستم اجازه بدم با عشقم اینجوری صحبت کنه مگه کیه محکم چک زدم به صورتش با دستش لپش رو گرفت و گفت مرینت تو بخاطر اون من رو زدی،گفتم اون اسم داره،گفت من تو رو دوست دارم عاشقتم،گفتم ساکت شووو،ادامه داد مرینت اما،داد زدم انگار ادب نمیشی گوشیم رو برداشتم گذاشتم تو کیفم،رفتم سمت در اومد جلوم گفت مرینت نرو خواهش میکنم،گفتم ساکت شو من با تو هیچ نسبتی ندارم تو بدون اجازه من رو آوردی تو خونه ی خودت من گزارش میدم،گفت نکن مرینت نرو.داد زدم میری کنار یا به پلیس زنگ بزنم عشقم داره میمیره،گفت هیچ جا نمیره عصبانی شدم با کیفم محکم زدم به سرش،خورد به میز و خونی شد سرش بازم میتونست حرف بزنه م...ر...ی...ن..ت نرررررو اهمیتی ندادم در خونش رو باز کردم رفتم بیرون در رو محکم بستم با سرعت رفتم دنبال تاکسی تا مارسی دو ساعت راه بود یه مرده داشت میرفت گفت بیا بشین خانم دوپن چنگ?آقای آگراست چطورن حوصلشو نداشتم نشستم گفتم به کوب برو هیچ حرفی هم نزن گفت چشم و راه افتاد وسطه راه یکی به گوشیم زنگ میزد مامان بابام بودن
جواب دادم بله_دخترم کجایی نگران شدیم_هه نگران من نباشید_ببخشید دخترم اشتباه کردیم برگرد خونه_الان نمیتونم امکانش نیستتتت_مگه کجایی_با اجازتون تو راه مارسی_برای چی_گفتم انگار تلویزیون رو تو این ۱ ساعت روشن نکردی بکن می بینی_الان میکنم پشت خط باش تاام عزیزم تلویزیون رو بزن الو دخترم روشن کردیم وایستا_چی شد_عزیزم اخبار چی میگه آدرین تصادف کرده تو مارسی?_با اجازتون بله?تو راه لیون اونم همش بخاطر شما هست_دخترم ما متاسفیم_تاسف فایده نداره خدافظ_وایستا رسیدی بزنگ_باش، قطع کردم هی?آدرین،،،،رسیدیم مستقیم رفتم تو بیمارستان به پرستار گفتم خانم آقای آگراست مد پاریس کدوم اتاقه گفت ام آقای اگراست اتاقه عمل هستن لطفا همینجا بشینین عملشون تموم شد بهتون خبرش رو میدیم،گفتم کی رفتن اتاق عمل،گفت نیم ساعت پیش گفتم ممنون،رفتم رو میز تو مطب نشستم ای واای آدرین یعنی عمل موفقه???تلویزیون جلوم بود سر خط خبر ها ما بودیم:آقای مد پاریس جنجالی شد اولین چیزی که به ما رسید عکسی از بوسه آقای مد پاریس و خانمی به نام مرینت دوپن چنگ بودن اول شایعه ی فتوشاپ بود اما بعد در خیابان که آقای آگراست با همین مرینت دوپن چنگ میرفتند به خانه همکار های ما خبری تهیه کردن از اینکه خوده اقای آگراست این عکس را درست میگوید و حالا خبر از بستری آقای مد پاریس می دهند در بیمارستان مارسی راننده او میگوید در راه لیون بودیم آقای آگراست رفت تا کیک بگیره و یک تصادف صورت گرفته مغازه هایی که اونجا بودن و اون صحنه را دیدند دوربین های خود را چک و ما را خبر کردن ما پس از بررسی های بسیار دیدیم که آن شخص نقابی سیاه داشته و طبق تکرار های بسیار زیاد اون صحنه به این نتیجه رسیدیم که کاملا این تصادف از قصد بوده و شخص بعد از زدن به آقای آگراست در رفته او پلاک خود را پوشانده بود ممنون که با ما بودید خبری هم هم اکنون به دستم رسید که اقای آگراست الان در اتاقه عمل هست تا نیم ساعت بعد پیروز باشید،،،،،وای اینا هم هر چیزی رو باید بگن وااای آدرین هینجوری از چشمام اشک می افتاد پرستار صدام کرد رفتم گفتم بله،گفت عمل تمام شده.گفتم چی شد،گفت من خبری ندارم از آقای دکتر که دارن دستکش خود رو سطل زباله میندازن بپرسید رفتم سمت دکتر گفتم سلام من خانم دوپن چنگ هستم برای آدرین چیشده نتیجه چی شد عمله چی بود الان چطوره،گفت بذارید دونه دونه میگم
ادامه داد اون تصادف کرده بود و به یک کلیه احتیاج داشت تا اینکه یکی برای اهدا اومد و اهدا کرد و نتیجه موفقیت آمیز بود،گفتم اون شخص کی بود کجاست.گفت خودش رو معرفی نکرد و بعد اینا عملش تموم شد و کلیه رو ازش جدا کردیم رفت.گفتم قیافش چجوری بود،گفت نمیدونم یه ماسک داشت و گفتش که من یه دوستم،گفتم کلیش سالمه به آدزین میخوره،گفت وای خانم خیلی سوال میکنید خب اول امتحان میکنیم بعد اهدا می کنیم دیگه بله هم خونش میخورد هم سالم بود،گفتم نفهمیدید دختر بود یا پسر،گفت ای خدا خسته شدم خانم ایشون یه پسر بودن.دکتر رفت آخ یعنی اون کی میتونه باشه رفتم اتاقه آدرین پرستار گفت خانم بهش سرم وصل کردم فعلا باید استراحت کنن،گفتم میتونم پنج دقیقه باشم،گفت بفرمایید اما بیشتر نشه و از اتاق رفت نشستم گفتم عزیزم امیدوارم خوب شی زودتر با هم خوش بگذرونیم بریم نیویورک دانشگاه بچه دار شیم ادرین خیلی دوست دارم?امیدوارم زودتر خوب شی و پیشونیش رو آروم بوس کردم.از اتاق میخواستم برم دیدم یه صدای ریزی اومد از آدرین دستش رو گرفتم گفتم آدرین تو بودی عزیزم گفت م....ر....ی...ن....ت خودتی،گفتم آره آره خودمم خوبی.گفت گفت مرینت من پاهام رو حس نمیکنم ?
گفتم نه امکان نداره دکتر گفت خوبی،گفت اما من انگار پا ندارم،ترسیدم پاهاش رو از پتو در آوردم و تکون دادم،گفتم الان چی.گفت هیچی دکتر رو صدا زدم پرستار گفت خانم چه خبرته،گفتم پاهای دوستم بی حرکت نمیکنه،گفت اون با دکتره بفرمایید و من رو بیرون از اتاق هدایت کرد ای وااای?.نشستم رو میز تو مطب دیدم مارک زنگ میزنه واسم مهم نبود بعد ۱۱ باز پشت سر هم زنگ زدن اعصابم خورد شد جواب دادم اما هیچی نمیگفتم گفت مرینت مرینت گفتم چته چیه گوشیم ترکید انقدر ونگ ونگ ونگ کاری نکن بلاکت کنما،گفت باور کن دوست دارم،گفتم ساکت باش حالم ازت بهم میخوره حالم و گوشی رو قطع کردم
دیدم پیام داد:من رو ببخش به خدا تا الان خیلی سختی کشیدم.سین نکردم دیدم دوباره بالای گوشیم یه پیام دیگه اومد من عاشقتم.به خودم میرسونمت و هیچی نمیتونه بین ما چیزی بندازه عصبانی شدم گفتم خوابشو ببینی،گفت اتفاقا میبینم?عصبانی شدم و بلاکش کردم اصلا فکر نمیکردم اینجوری باشه از همون روز اول که ابرو ریزی کرد باید میفهمیدم.وای آدرین نکنه پاهاش دیگه نتونه حرکت کنه??اشک از چشمام میومد حالم خیلی بد بود نمیتونستم رفتم سراغ دکتر و بهش گفتم که آقای دکتر آدرین پاهاش حرکت نمیکنه??گفت بله میدونیم چون بی حسشون کردیم و تا 24 ساعت همینجوریه نگران نباشید الانم من مریض دارم لطفا برید کنار،خوشحال شدم اشک از چشمام می ریخت دکتر رفت دیدم گوشیم زنگ میزنه دراوردمش دیدم آلیاعه
سلام آلیا_سلام دختر چرا گریه میکنی_خودت نمیدونی?_چرا میدونم دیگه همه میدونن?اخبارش همه جا پخش شده الان آدرین چطوره_نمیدونم آلیاا??_گریه نکن دیگه مرینت نکن??همه چی درست میشه_آخه الیا مشکل من فقط این نیست_چیه_یه پسره به نام مارک_مارک_آره مارک زوکربرگ_منظورت طراح نیویورکه که برای مد نیویورک پیتر? طراحی میکنی_آره همون طراحه اون پسره پیتر(?)_چرا اون به تو چیکار داره_اون عاشقم شده_چی گفتیی_خانم دوپن چنگ به بخش اتاق آقای آگراست عه آلیا صدام میزنن_باشه دختر بهت زنگ میزنم_قطع کردم رفتم اتاق آدرین دیدم??آدرین
از چشم مارک?تو بیمارستان هستم رو تخت سرم شکسته بخاطر هل دادنه مرینت بلاکم کرده بود نمیتونستم بهش پیام بدم زنگ بزنم?وکیلم زنگ زد گفت مارک میای از اون دختره شکایت کنیم باید دیت رو بده کلت از سه جا شکسته_نه لازم نیست_اما اون تورو نادیده گرفته و بهت آسیب زده اونم شکستگی_من میخوام از اون پسره آدرین شکایت کنی
ادامه دادم:یه عکسایی فتوشاپ برو بگیر و توش عکس سر شکستگیه منو با یه عکس که تو واتساپ واست ارسال میکنم عکس همون آدرینه رو بهش بگو فتوشاپ کنه توی برترین مغازه پاریس که انگار واقعی باشه ها که اون منو به این روز دراورده و تو واتساپ عکسه یه دختره به نام کاگامی رو که قبلا با آدرین بوده رو واست میفرستم عکسه بوسه مرینت و آدرینم و نصفش میکنم که فقط بوس کردن آدرین معلوم شه و مرینت دیگه تو عکس نره یدونه دیگه هم درست کنه که اون دختره داره با کاگامی هم رو بوس میکنن لازمش دارم راستی بهش هر چقدر خواست پول بده تا آخره عکس اسمه مغازه فتوشاپیه نره چون یه داستان خوندم که بخاطر اون نوشته هه یه پسره به نام تیم فهمید(A.M.M عزیز?)خیلی از داستانه خوشم میومد ولی حالا ولکن داستان ماستان رو یادت نره بگو نوشته نباشه لو بره فتوشاپه بای_بله حتما فقط_فقط چی_منم خب یه پولی میخوام دیگه_بیست میلیون خوبه_عالیه حتما آقای زوکربرگ
آنچه در قسمت بعد خواهید دید?مرینت این دروغه،دیگه باهام حرف نزن?،من عاشقتم همیشه و می مونم.دیگه نیا نزدیکم?این چیه ها اینا چی میگه.کارت خوب بود..میتونن مرخص شن فقط،،دخترم چیزی شده،آددرییین?اینا واقعین،نه نه نه،، الو کاگامی،بله.یه کاری باهاتون دارم خانم کاگامی تسورکی،نمیدونم کی ای اما نههه عمرا،فقط یه قراره عاشقانس
و تامام تامام مرسی کیوتی ❤️ بچه ها من نه خواستم تقلب کنم و نه چیزی چون نویسنده ها برای داستاناشون زحمت میکشم و من اگر اسم پیتر که در داستان مهشید خانم اومد فقط من قصد شوخی داشتم و ما در داستان پرسوناژی (شخصیت) به نام پیتر نداریم و اگر این نویسنده عزیزمون که خیلی هم خودم به شخصه داستاناش رو دوست دارم یعنی A.M.M اومد فقط برای شوخی و اینکه یاده داستانه قشنگش کنیم کردم و اصلا از تقلب خوشم نمیاد چون هر نویسنده خیلی برای طرفداراش زحمت کشیده تا داستان خوب از کار در بیاد ممنونم از بازدیداتون کامنت ها فراموش روی ماهتون نشه عسل یا بهتر بگم کیوتی های واقعی❤️❤️??
کیوتی ها پارت 10 منتشر شدد
بچه ها هر کی میخواد به اسم صدام کنه بگه شارمین😍بعضیا میگن شارمین پسرونس😐شارمین اسپورته و دخترم شارمین میتونه باشه😍🥰مرسی گل هام من بین پسر دختر فرقی نمیذارم پسرم عالیه و خیلیی باهوشن مثل دقیقا امیر حسین که داستاناش مثل گلن ممنونم😍
لطفا دروغ نگو توی قسمت ۸ داستان a.m.m گفتی که پسری برای اینکه دخترا طرفدار بمونن اینو میگی
در کل داستانت خوبه
😏سلام خواستم جو بدم😂😂فک کنن بله😂😂😁دخترم دوستامن صدام میکنن شارمین😂😂اون الکی بود😂😂
😑😑خواستم a.m.m فک کنه😉فهمیدی😑من شارمینمممم
مرسی بچه ها شما پارت بعد رو ببینید متوجه میشید من دیروز پارت بعد رو گذاشتم و در حال بررسیه😍😍🥰🥰
داستانت عالیه 🌺🌺
واقعا قشنگه
منتظر قسمت بعدیم
عالی بود آفرین حرف نداری راستی میشه داستان من هم بخونی اسمش 🐞❤میراکلس❤🐱 هست
مرسی گلم خودت عالی ای
وای عالی عالی عالی بود وای وسط داستان نزدیک بود اشکم در بیاد من اصلا من نمیگم تو بد داستان نوشتی اما دلم میخواد مارک رو لِه و لَوَرده کنم ولی عالی بود بعدی رو زود زود بذار
😂😂قبول دارم مارک لیاقتش له کردنه ممنونم از نظرت گلم😍😍🥰
ممنون مثل همیشه عالی
مرسی گلم
داستانت حرف نداره زود قسمت بعد رو بزار که مطمئنم خیلی جالبه
مرسی عزیزم آره خیلی باحاله و گذاشتم در حال بررسیه🥰🥰😍😘
راستی تو اگه از داستان من کپی هم کنی ناراحت نمیشم چون میدونم طرز فکرت اینه که طرفداراتو خوشحال کنی و من اصلا باهاش مشکل ندارم❤❤❤
مرسی تو بهترینی امیر😍
عالییییییییی دمت گرم واقعا فوق العاده بود😍😍😍
عالی تویی