سلام عشقولیا ? اومدم با قسمت جدید اژدهای چشم آبی ??. پارت دوم. عکس این پارت، عکس بارون هست. اگر قسمت قبل رو نخوندین برین بخونین چون به هم مرتبط هستند. امیدوارم خوشتون بیاد ??????? حتما حتما نظر بدین. من با 8 نظر مثبت. پارت بعد رو میزارم. من نمی خواستم ادامه بدم چون تعداد بازدید کننده های کمه ولی از الی و چند نفر دیگه که الان اسمشون رو یادم نمیاد ولی در قسمت بعد حتما اسم اونایی رو که نظر دادن رو میگم این پارت رو گذاشتم. ??بریم داستان رو شروع کنیم. ?
از زبان کورا : که یهو نمیدونم دستم خود به خود اومد پایین. ?? به کای گفتم : خوب فکرات رو بکن. این دفعه رو شانس آوردی ? و رفتم. وقتی داشتم میرفتم توی اتاقم بابا اومد چشمش به در خورد چشم هاش شد مثل گردو ??. ولی چیزی نگفت منم تو دلم گفتم : چه غلطی کردی کورا، خاک بر سرت، که همون موقع بابا یه سلام گرم کرد و اومد سرمون رو بوسید و رفت یه در برای اتاق کای سفارش داد. من همون جا انگار خنگ ها خشکم زده بود ????. از زبان بابای کورا : از لوسی همه چیز رو شنیدم. یعنی این دختر اینقدر قویه که در رو شکوند. به هانا ( خدمتکار خصوصیش) ( نویسنده : ااااااااااااااینها چقدر خدمتکار دارن خودم شاخ در آوردم ???) به هانا گفتم : به همه بگه که بیان توی اتاقم. ولی اخه چطور باید بهشون بگم؟ ???.
همه بچهها که اومدن بهشون به هر سختی بود گفتم. همشون خیلی ناراحت شدن که ناگهان..... از زبان کورا :چی بابا چی گفتی ??. اشک همینطور از گونه هام می ریخت. دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و گفتم ( با گریه خودتون تصور کنید ?) بابا یعنی چی که من باید برم توکیو خونه عمو و کروسا و کورودا و کای باید برن شیبویا ( یه شهر کنار توکیو) آخه چرا ???????؟ بابا : چون تو داری میری برای باشگاه تنیس ولی برادرات دارن میرن برای باشگاه دوچرخه سواری. من : مگه توی توکیو باشگاه دوچرخهسواری نداره؟ بابا : داره ولی من دارم شما رو بهترین جاهای ممکن. و اینکه اگر تو بخوای بری شیبویا نمیشه چون هم عمت هم عموت هم پسر عموت و هم دختر عموت تنیس کار میکنن ( نویسنده : این ها همه که تنیس کارن که ??????) و من می خوام که همه شما بهترین باشین.?????
من هم دست خودم نبود ( پس دست کی بود ?) ? دستم رو کوبیدم تو دیوار البته آروم ? و با سرعت تمام دویدم داخل اتاقم فقط گریه میکردم ?????. ( توجه : کورا قبلا تنيس کار کرده بود و یه چیزای بلده که توی داستان میبینیم چقدر بلده ??) از زبان کورا چرا چرا باید ازشون جدا بشم. نه دیگه بسه من هر چقدر هم گریه کنم فایده نداره. ما پس فردا پرواز داریم. پس من فردا فقط می خوام باهاشون وقت بگذرونم. تازه اونا یه شهر که بیشتر با ما فاصله ندارن هم من میتونم برم ببینمشون هم اونا میتونن بیان من رو ببینن. ?اره باید مثبت فکر کنم. ? همینطور هق هق گریه می کردم تا بعد از یک ساعت حالم بهتر شدم. به جوسی ( خدمتکار شخصیش ?) گفتم : به بچه ها خبر بده که فردا ساعس 8 همه توی ماشین من باشم ( بچه ها نگاه هر کدوم از اعضای خانواده یه خدمتکار شخصی و بادیگارد و ماشین شخصی دارن ?????)
از زبان کورا
جوسی : خانم کورا ساعت 7:30 هست. من : خیلی ممنون جوسیکا ?. از روی تختم بلند شدم و رفتم سمت آیینه. وقتی موهام رو دیدم یه جيغ بنفش کشیدم. هر روز یه همچین مکافاتی داریم برای همین کسی نگران نشد????. رفتم یه دوش گرفتم و یه لباس آبی تا زانو و یه کفش عروسکی مشکی مخمل پوشیدم و رفتم. اون روز بهترین روز زندگیم بود. رفتیم شهربازی، باغ وحش، رفتیم یه رود خونه باحال و چون میدونستم کای شنا بلده انداختمش توی آب ????.
چون ما ساعت 5 صبح پرواز داشتیم برای همین ساعت 6 برگشتیم خونه و از خستگی خوابیدیم.???? بریم برای ساعت 3 نصف شب ??. از زبان کورا : از خواب بیدار شدم کارهام رو کردم و آروم رفتم تو اتاق پسر خاکستری. خواب بود زدم زیر لنگش ( قیافه نویسنده ?????. قیافه کورا: ?????)کورودا : آهای مگه مرض داری کارت دارم میکشمت کورا ??. افتاد دنبالم منم دویدم رفتم توی اتاق پسر خاموش دیگه نتونست پیدام کنه ????. دیدم یه پارچ آب توی اتاقش هست برش داشتم آروم رفتم بالای سرش تند آب رو ریختم روی سرش و رفتم زیر تختش ???????. جوری پرید بالا که که فکر کنم به سقف هم خورد ??. کای هم از سر و صدای ما بیدار شد. ( کای شانس اورد براش یه برنامه ویژه داشتم خدا رحمش کرد ??.) ما رفتیم . هواپیمای خصوصی بود. توی هواپیما کلی همدیگر رو اذیت کردیم خیلی خوش گذشت ????. تا ساعت 12 رسیدیم ژاپن. به من گفته بودن بادیگارد ها و خانواده عموم اومدن دنبالم. ?
گفته بودن دختر عموم موهای طلایی با چشم های قهوهای هست با خودم. گفتم من بین این همه آدم چطوری پیداشون کنم؟ ? ( راستی بعد از کلی خداحافظی کردن کروسا و کورودا و کای رفتن) ? اینقدر این بادیگارد ها توی چشم بودن ? که زود پیداشون کردم ???. رفتم تا حالا دختر عموم و پسر عموم رو ندیده بودم. دختر عموم خیلی خوشگل بود ( عکسش رو برای پارت بعد میزارم ?) معلوم بود از این دختر شیطوناست با خودم گفتم یه هم کار خوب برای خودم پیدا کردم ??. اینقدر همشون بغلم کردن له شدم ?. ما رفتیم خونه عموم وقتی داشتیم میرفتیم یه چیزی برام جای تعجب داشت که گفته بودن یه پسر عمو هم دارم ? ولی پس کجاست؟ از باران پرسیدم?. گفت?: اون رفته تنیس من، تو و خودش رو کامل کنه. من : چیییییییییی ???? برای من چرا شما از کجا میدونین من می خوام برم باشگاه تنیس. ??)( کلا دست و پام رو گم کردم ???) باران گفت :عمو کیم ( پدر کورا) بهمون گفت. به خودم گفتم : خاک بر سرت کورا اگر بابا بهشون نگفته بود چرا اومدن دنبالم ????.
رسیدیم خونه عمو من وسایلام رو چیدم و عمو و زن عمو کار داشتن رفتن بیرون وخونه عمو خیلی باحال بود ? ی یه برگه کوچیک داخل حیاط داشتن ?️ زمین تنيس ???. پر از گل و درخت ?????. خیلی باحال بود. باران بهم گفت : تنیس بلدی؟ من : حدوداً ??. گفت : خب بیا بازی کنیم ??. منم که توی هواپیما مثل خرس خوابیده بودم البته بعد از کلی بازی. گفتم باشه ?. شروع کردیم . من آخجون من بردم. البته تو هم کارت عالیه ?. باران : تو دیگه کی هستی؟ ? خیلی کارت عالی بود از بارون هم بهتر بود. من : خب من میرم بالا. ? باران : باشه ?. از زبان باران : این دیگه کی بود. توی همین فکرها بودم که بارون اومد. من : چطوری بلوبری ???.؟ بارون : مگه نگفتم من رو با این اسم صدا نکن موز????. من : حالا اینا رو ول کن مهمونمون رسید. بارون : واقعا؟ ?کجاس؟ من : بالاست و همه ماجرا رو براش تعریف کردم. بارون گفت : انگار باید یادش بدم باز واقعی چیه ???. من : برو ببینش اینقدر خوشگله ???.
رفتیم تو انگار بارون خشکش زده بود هر چی کورا سلام میکرد اصلا انگار رفته بود تو کما ????. از زبان بارون : رفتم تو تا کورا رو دیدم خشکم زد با خودم گفتم این دیگه چیه چرا اینقدر قلبم تند تند میزنه. ???(نویسنده : بدبخت عاشق شدی) ??????. بعد به خودم اومدم باحال سلام دادم کورا گفت : میشه بریم پایین پیش برکه. تأیید کردیم و رفتیم توی راه کورا از ما جلو تر بود. ??باران : دیدی گفتم خیلی خوشگله ? گفتم آره خیلی خوشگله ?????????. باران : وایسا وایسا ببینم توتوتو عاشقش شدی؟ ???. من : معلومه که نه ???. باران : قشنگ معلومه ?????? و ریز ریز خندید. وقتی رسیدیم کورا رسیده بود ?
کورا آروم نگاه برکه میکرد که باران از پشت گفت : پخ ?. کورا اومد بیوفته داخل آب که گفتمش کورا از توی ب*غ*ل*م اومد بیرون و ازم تشکر کرد. ???. کورا به باران چیزی نگفت تا باران آروم نشست کنار برگه و کورا هم از فرصت استفاده کردو انداختش توی آب. ??من و کورا فقط میخندیدیم ???????. تا باران از توی آب اومد بیرون. باران، از باران به بارون تغییر کرده بود ???که یهو......... بچه ها امیدوارم که خوشتون اومده باشه و حتما حتما حتما نظر بدین ? ممنون که خوندین. سعی میکنم زود تر بزارم پارت بعد رو. ???❤️. دوستتون دارم بای ???
عالیههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
سلام.داستانت قشنگه فقط یه سوال...این عکسی که گذاشتی عکس یوچان توی پایان جهان نیس؟😐
تستچی جان خواهش میکنم تست سارینا جان رو تایید کن به خدا خیلی ها منتظرن 😭🥺
این هم مثل اون یکی باحال بود زود پارت بعدروهم بزار
منتشرش کردم 😁
سلام داستانت قشنگ منم یه داستان دارم به نام پرونده ی محرمانه ممنون میشم یه نگاه بندازی راستی برام جالب چرا انقدر کامنت و بازدید داری خوشحال میشم راز موفقیتت رو بگی
ممنون از نظر مثبتت 😊😊. من کار خاصی انجام نمیدم 😄😆. و حتما داستانت رو می خونم 😍
بچه ببخشید که دیر مینویسم چون هم تستچی ایموجی های رو برداشته چون تست من با ایموجی ها جالب میشه 😁😁😉. و دلیل اصلیم درس ها خیلی سنگینه. من دیروز چهار تا امتحان سخت داشتم. یه مشکل هم برام پیش اومده که الان کمرم داغون هست به لطف داداشم از پله ها پرتم کرد پایین 😢😂😂😂بعد از این که داغونم کرد خودش از همه بیشتر ترسیده بود که چیزیم نشده باشه فعلا نصفش رو نوشتم 😁. تا فردا یا پس فردا منتشرش میکنم. 🙃🙃😍
سارینا خانوم ببخشید میخواستم بگم که چیزی که توی پروفایلتون نوشتید رو بخونین آخه یه ایرادی داره که اگه بخواین میتونین اصلاحش کنین
تست اصلی من اسمش هست اژدهای چشم آبی ?? هست. جالبه.
شما اومدین هست رو دوبار تکرار کردین که جملتون یکم بی معنی میشه???
فقط بهم فهش ندین ها
کجاش؟ ? نه بابا فحش چیه ??اگر میشه اون قسمت اشتاهش رو بهم بگی ??? راستی ممنون از نظر مثبتت. ??
اشتباه اینجاست که شما داخل جمله دوبار هست رو آوردی
اومدی گفتی اسم تست اصلی من هست اژدهای چشم آبی هست
شام باید می گفتین
اسم تست اصلی من هست اژدهای چشم آبی
یا که میگفتین
اسم تست اصلی من اژدهای چشم آبی هست
اشتباهتون همین بود
ممنون ?
دمت گرم خیلی باحال بود داستانت????????????
قسنت بعدیش رو زودتر بزار
عاااالی بود
یعنی الان دارم از خوشحالی منفجر میشم???. چون امتحان ریاضیم رو امروز دادم میتونم تستم رو سریع تر بزارم. تست جوک هم میزارم. که شما هم مثل من از خنده منفجر بشین ??????? هم تست چقدر خوشگلی ?? که درموردش در تست توضیح میدم. حتما انجام بدین ?