10 اسلاید توسط: S.A.R انتشار: 5 سال پیش 43 مشاهده گزارش ذخیره افزودن به لیست


اشتراک گذاری

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (19)
  • کجایی گل امتحانات گذشت لطفا بزارررررررررررر ممنوننننننن

  • به هر که میپرستی بعدی رو بزار

  • به اندازه مگس هم ارزش نداشتی پس به کارت برس
    سم گفت چی شده جک چی کارم داری ؟ جک گفت فکر کنم فهمیدم کار کیه ؟
    اما سم تو یک انتخاب نداری ؟ سم گفت درست حرف بزن بفهم چی میگی ؟
    جک گفت باید بیت تاج و تخت و سلینا یکی انتخاب کنی حال تو چی انتخاب می کنی ؟
    سلام به دوستان سعی کردم به خاطر شما این بنویسم
    امید وارم خوشتون اومده باشه
    اگر بتونم ادامه این داستان میدم ولی زمان زیادی طول می کشه ممنون که تا این جا همراهی کردین

  • سلینا چشمانش باز کرد لب هاش خشگ شده بود بدنش خیلی به شدت درد می کرد زهر به تمام اندام هاش رفته بود شاهزاده رو دید که روی یک صندلی کنار تخت نشسته معلومه تازه خوابیده از جاش به زور بلند شد و نیم خیز روی تخت گفت سم ( شاهزاده ،) شاهزاده با صدای سلینا بلند شد گفت بهتری به هوش امدی خوبی ؟ سلینا نگاه نگران سم دید گفت یکی یکی بپرس اره بهترم سم گفت می دونی چقدر بیهوش بودی ! خیلی شانس اوردی که زنده موندی ! جک وارد اتاق شد گفت سم بیا کارت دارم بدون توجه به من رفت بیرون چند روز از اون روز می گذره سم خیلی به من محبت می کنه اما جک سرد تر شده با من نمی دونم چرا اما حس میکنم چیزی فهمیده که داره مخفی می کنه اری 😠👈👈 تو ممطمعنی که فرمانده مشکوک شده جیسون گفت اره فکر کنم فهمیده کار ما بوده که زهر ریختیم خوب گوشت باز کن اگه شاهزاده بفهمه که ما اینکار کردیم اتفاق بدی می افته اون دختر از شاهزاده دور کن شاه نمی خواد یک پسر احساسی داشته باشه اری گفت چرا این کار با هاش می کنی جیسون گفت به تو ربطی نداره اگه دوک تو رو به همسر ی خودش در نیاورده بود تو به اندازه مگس

  • چرااااااااا
    جای حساسش بود
    نههههههههعهههههه
    جون هر کی دوست داری اداما بده

  • سلام دوستان ممنونم از نظر ها تون ?
    ولی شاید دیگه این داستان ادامه ندم چون مشغله های خیلی زیادی دارم ?

  • imageنویسنده
    مدتی نیستم

    من تازه با داستانت آشنا شدم وای قسمت بعدی

  • یا خدا از امروز از اولش خوندم میشه پارت بعدی همین فردا بزاری نمی تونم صبر کنم
    ممنون

  • خواهش می کنم سریع بزار خیلی دی به دیر می زاری?

  • وایئ? دلم می خواد بزنم اری رو نابود کنم بزن نابودش کن ?
    قسمت بعد لطفا ?

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.