
سلام دوستان امیدوارم که حالتون خوب باشه 😊 این داستان هم بلک پینکی هست و هم بی تی اسی البته وسطش بی تی اسی میشه امیدوارم که خوشتون بیاد 😊
از زبون آ/ت:صبح با صدای ساعتم بیدار شدم بلاخره اون روزی که انتظارش رو میکشیدم فرارسید با خوشحالی از روی تختم بلند شدم تختم رو مرتب کردم و...... ((چند دقیقه بعد)) نشستم که صبحونه بخورم ولی متوجه شدم داره دیرم میشه برای همین هم یه لغمه گذاشتم توی دهنم و چاییم رو سرکشیدم و بلند شدم و رفتم لباسی که برای امروز انتخاب کرده بودم رو پوشیدم وقتی که خواستم از در خونه بیام بیرون دیدم لیکا (سگم)خوابه 😐 پیش خودم گفتم(چه بدرقه خوبی 😐💔مرسی که خوابی)در رو بستم و حرکت کردم به سمت کمپانی.
(چند دقیقه بعد در خانه رزی) زی درحالی که داشت قهوه میخورد تلویزیون تماشا میکرد که یهو گوشیش زنگ خورد (علامت رزی♠ علامت لیسا♣)♠:«سلام لیسا چه خبر؟ خوبی؟»♣:«سلام خوبم مرسی تو خوبی؟کی میای کمپانی؟؟!»♠:«منم خوبم چند دقیقه دیگه میام 😶 مگه چیزی شده؟!»♣:«آهان امم چیزی کههه امم چطوری بگم ماهم وقتی کمپانی بهمون گفت تعجب کردیم 😅😶حالا خودت میای میفهمی 😅» ♠:«آهان بباشه الان راه میوفتم میااام فعلا 😶»♣:«فعلا» از زبون رزی:گوشی رو قطع کردم تلویزیون روهم خاموش کردم همش به خودم میگفتم"مگه کمپانی به اونا چی گفته؟😶چی شده؟!😐" قهوه ام رو سرکشیدم حاضر شدم و از هانک خداحافظی کردم و به سمت کمپانی راه افتادم. بعد از اینکه رسیدم کمپانی رفتم توی اتاق پیش بقیه
رزی:« سلام بچه ها چی شده؟!😶»لیسا:«او رزی اومدی چقدر دیر چند دقیقه دیگه تمرین داریم ولی قبلش 😓😁😂اگر بفهمی کمپانی با ما چیکار کردد😂😉» جیسو:«لیسا راس میگه اگر بفهمی شاخ درمیاری 😌 ولی نمی دونم کمپانی چرا اینطوری کرد😶😕»رزی:«کمپانی چیکار کرده؟!😶بگین چی شده؟😓چرا عضیت میکنین بگید دیگه عهه 😑💔»جنی:«عه بچهها عضیتش نکنید😂رزی ببین یادته که اولای دیپوینت مون نزدیک بود گروهمون 5نفره بشه؟!😶»رزی:«آهان آآره خوب یادمه نزدیک بود که با...که جنی پرید وسط حرف رزی و گفت:« امروز کمپانی بهمون گفت که گروهمون 5نفره شد رفت 😐😁»لیسا:«آفرین جنی خیلی خوب خبر رو بهش گفتی 😂👏» رزی:«ججانم بله؟!😐😶...جنی معلوم هست که چی میگی؟...یکی بیاد برای من درست توضیح بده 😐..»لیسا:«ببین رزی امروز صبح وقتی اومدیم اینجا کمپانی بهمون گفت که یکی به اسم آ/ت که ۶ سال کار آموزی دیده به گروهمون اضافه شده ماهم هنوز ندیدیمش قراره چند دقیقه دیگه بیاد که باهم بریم سرتمرین آهنگ جدید 😶» که همون موقع صدای در آمد جیسو:«بفرمایید»در باز شد وسوفی«کارمند کمپانی» به همراه یه نفر دیگه اومد تو سوفی:«سلام به چهار ستاره🌟😉 ایشون که با من اومدن عضو جدید گروه هستن »و بعد رو کرد به ا/ت و گفت:«لطفا خودت رو معرفی کن»
ا/ت:«چشم، من ا/ت لویان هستم ۱۹سالمه و ۶سال کار آموزی دیدم از دیدنتون خوشبختم و امم خوشحالم که در کنار شما شروع به کار خواهم کرد😃»سوفی:«خب بچه ها خودتون باهم آشناشید من کار دارم باید برم کمپانی قراره هماهنگ کنه یه کنسرت بایه گروه دیگه و گروه شما بزاره هنوز قطعی نشده قطعی شد بهتون میگم من دیگه میرم چند دقیقه دیگه میام😶»و رفت و در رو بست لیسا اومد پیش آ/ت و گفت:«از آشنایی باهات خوشبختم آ/ت😃امم راستی اون کسی که الان رفت اسمش سوفیه زیاد به حرفاش گوش نده چون کاراش معلوم نیست 😂😂😂» سوفی از پشت در!:«شنیدمااا چی گفتی😐💔»لیسا:«دیدی گفتم😌😐»جنی:«از دست تو لیسا 😂خب آ/ت تو که اسما مون رو بلدی دیگه نه؟!😶» آ/ت:«ب..بله😃»جنی:«خب پس لازم نیست که خودمون رو معرفی کنیم 😗😃»جیسو:«خب دیگه خوش اومدی آ/ت، بریم سراغ تمرین آ/ت توهم بیا»از زبون آ/ت:«خیلی خوشحال بودم که بلاخره به آرزوم رسیدم دوری از خوانوادم و تلاش هایی که کردم بلاخره جواب داد از اعضا هم همه خوشحال بودن ولی انگار رزی زیاد خوشحال نیست نه نه امم شاید تعجب کرده که عضو جدید به گروهشون اضافه شده آره شاید تعجب کرده 😊همه مون رفتیم سر تمرین انگار بچه ها از من خششون اومده چون سر تمرین خیلی منو تشویق میکردن اما رزی زیاد حرف نمی زد 😶بعد از تمرین اومدیم از کمپانی خارج بشیم که سوفی یهو جلومون سبز شد 😐:«سلامی دوباره به 4ستاره و نیم 😉((مطمئنم نیمش رو با من بود 😐💔چون منو نگاه کرد))خب باید بگم که کنسرت با یه گروه دیگه که قراره بزاریم قطعی شد و یه سری از کاراش
از جمله روز کنسرت و کجا برگزار بشه و.... مونده که اگر اونم ردیف شه روز و گروه و...بهتون میگم 😶 و قبل از اون کنسرت یه کنسرت دیگه دارید زمان کنسرت تون افتاد چهارشنبه همین هفته 😊»رزی:«با اون کنسرتی که کاراش مونده کاری ندارم ولی اینی که افتاده چهارشنبه امروز دوشنبه اس 😑 چطوری...که سوفی پرید وسط حرف رزی و گفت:«من نمی دونم اولش که نزدیک بود بیوفته فردا پس دیگه نباشه😌عه راستی از عضو پنجم راضی هستین؟!»من نگاهی به بچه ها کردم دیدم همه بجز رزی گفت آره...»اما رزی هیچی نگفت! سوفی:«رزی چرا جواب سوالم رو ندادی؟!نکنه..که یهو رزی گفت:«اما ما ۴تایی مونم عالی بودیم چرا باید ۵تا بشیم؟!😶»سوفی:«چون اینطوری از یک نواختی در میاین و آهنگ ها تون پنج نفره میشه و صدای جدید بهتون اضافه میشه بعدشم طرفدارای بیشتری جذب میکنین 😌» این رو گفت و رفت رزی و بچه ها به راهشون داشتن ادامه میدادن که من گفتم:«امم بچهها بهتر که من دیگه برم فردا میبینمتون بابای 😅✋»بچه ها:«باشه بای 👋» از زبون آ/ت:رفتم خونه خسته بودم بعد از عوض کردن لباسام رفتم یه نسکافه برای خودم درست کردم و نشستم جلوی تلویزیون همینطور که داشتم نسکافه میخوردم و به این فکر میکردم که آیا رزی از من خوشش میاد؟! آیا بلینکیا با اومدن من توی گروه ناراحت میشن 😶؟! که یهو گوشیم زنگ خود منم یهو ترسیدم و نصف نسکافه خالی شد روم😐💔 خودم رو رسوندم به گوشی و جواب دادم:«الو سلام مامان» مادر آ/ت:«سلام دخترم چطوری؟! آممم چرا صدات اینجوریه»
آ/ت:«خوبم مامان مرسی شما چطورین،هیچی فقط نسکافه ریخت روم سوختم 😐💔((نویسنده:«جرررر😂😂😂خوبه کردم تا تو باشی دیگه وقتی تو فکری نسکافه داغ دستت نگیری 😂😂😐اصلا چی گفتم 😐)) مادر آ/ت:«آهان ماهم خوبیم،😂😂اشکال نداره 😂راستی زنگ زدم بهت قبول شدن ایدل شدنت رو تبریک بگم و...»آ/ت:«آهان😐💔مرسی مامان امم یه سوال شما از کجا فهمیدید که من قبول شدم و..»مادر آ/ت:«توی اینترنت کمپانی اعلام کرد 😐» آ/ت:«آ..آهان فهمیدم»مادر آ/ت:«خب دیگه کاری نداری 😐بای👋»آ/ت:«ن..عه قطع کرد 💔احساساتت تو حلقم 😐برم لباسمو عوض کنم😐 ((بعد از عوض کردن لباس)) از زبون آ/ت:داشتم میرفتم که با لیکا«سگم» بازی کنم که دوباره گوشیم زنگ خورد اما ایندفعه شماره افتاده بود هرچی فکر کردم اون شماره رو نشناختم اما کنجکاویم گل کرده برای همین هم جواب دادم دیدم اون....تا پارت بعدی بای بای کیوتا 👋
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
داتسان رو نخوندم😶💔😅ولی ی چیزی چرا بی تی اس با بلک پینک....🙄😶😐😑
ابجی عالی بودددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
ببخشید چند روز نیومده بودم نظر بدم اخه تست جدیدی ندیده بودم که نظر بدم😐😂
به هر حال پارت بعدی پلیزززززززززززززززززززززززززززز
مرسیییییی آجوووو 😍❤️ عه😕😂چقدر منی
عالییییییی بود اجی جونم
راستی تو کاتساپ بهت پیام دادم چرا جواب نمی دی😥😥😥😥😥😥😥
مرسی خوشگلم 😘😍🌹
جوابتو دادم آجو
عالی بود ولی اگه میشه کم تر بنویس زبونم مو در اورد انقدر خوندم 😑💔
مرسی عسلم 🌸⭐ چشم 😅💔
فیدات❤
عالیییی بود منتظر پارت بعد هستمم
مرسی کیوتی 💓🌟
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ آی دستم 😶 آجی به خدا اگه بقیش رو ننویسی لیسا مانوبان رو میکشم 😈 شوخی هم ندارم 😈 پس همین الان بقیه رو بنویس 😈
مرسییی آجولی 💓🌟🌸✨
عه 😐💔
چشم قربان 😶😌
سلام خوب هستین هر کی طرفدار 💖بلک پینک🖤 هستش من رو دنبال کنه🙂در مورد بلک پینک یه چیز هایی میزارم که شاید نمیدونستن و یا براتون عجیب باشه 😃پس حتما من رو دنبال کنید و به تست هام سر بزنید💖🖤
چشم عزیزم دنبالی