
سلام ببخشید تقریبا یک ماهی میشه که نبودم

گفتم:《رفتم ولی دلیلش رو یادم نمیاد》پاسیفیکا:《میدونستم همش زیر سر اونه.باید خاطراتتو برگردونه》پرسیدم:《خاطراتم ؟آخه خاطرات من چه فایده ای واسش دارن؟خیلی غیر منطقیه》گیدن :《نه نیست تک تک خاطرات انرژی منحصر به فرد خودشون رو دارن.خاطراتی که با کسایی که دوستشون داریم،داریم،بیشترین انرژی رو دارن.چون معمولا همدردی ،محبت و چیزای خوب دیگه رو نشون میدن.درکل چیزایی هستن که تورو خوشحال میکنن و شخصیتتو میسازن .سوال اینجاست اگر اون رو نداشته باشی چی میشه؟》پاسیفیکا:《هم انرژیشونو تامین میکنن هم یه احمق به احمقایی که میخوان دنیا رو نابود کنن اضافه میشه》گیدن هینی کشید و جورنالشو داد دستم تا کلاهشو درست کنه

گیدن جورنالشو ازم گرفت:《پس باید چیکار کنیم؟》پاسیفیکا:《میریم و من باهاش صحبت میکنم》از خونه درختی بیرون اومدیم توی راه شیاطینی رو میدیدیم که انگار دنبالم میگشتن یعنی واقعا ردمو تا اینجا زده بودن؟رفتیم داخل عمارت .پاسیفیکا مدام اسم ماسون رو داد میزد تا خودش رو نشون بده و موفقم شد .ماسون:《هی پاس .چی شده؟تو که بهتر از هر کسی میدونی اگر ۱۰ ساعت کامل نخوابم عصبی میشم پس اینجا چیکار میکنی؟》پاسیفیکا:《واسم مهم نیست.فکر کردم بهم قول داده بودی دیگه به کسی صدمه نزنی》
ماسون:《من همچین قولی ندادم گفتم فقط تو و گیدن رو اذیت نمیکنم》پاسیفیکا:《قسم بخور حافظشو بر می گردونی و دیگه کاری به کارش نداری》،ماسون:《نمیتونم》پاسیفیکا:《میتونی و میکنی بخاطر من هم که شده میکنی》ماسون:《اگر نکنم چی میشه؟》،پاسیفیکا:《دیگه منو نمیبینی 》ماسون چونه ی پاسیفیکا رو گرفت:《خودت که میدونی میتونم پیدات کنم》

بعد از کلی کل کل ماسون کوتاه اومد:《باشه خب قسم میخورم 》پاسیفیکا:《این کافی نیست باید کامل بگی》ماسون کلافه قسم خورد .ماسون :《اینجا نمیتونم حافظشو بر گردونم با من بیاید》

رفتیم توی کارگاه عجایب صدای قهقهه ی اشنایی اومد که ماسون ایستاد نمیدونم چطور وای به محض اینکه چند تا چنگال از پشت به ماسون حمله کردن ماسون هم با استفاده از سنجاق سینش کاری کرد تا چنگال ها از حرکت بایستن .فکرشو نمیکردم که اون صدای بیپر باشه فکر میکردم واسه ی همیشه نیست و نابود شده .تک تک کابوسام دوباره زنده شدن.اومد طرف ماسون و چونه ی ماسون رو گرفت .بیپر:《سلام ماسون.فکر کردی خبردار نمیشم میخوای چیکار کنی؟》ماسون موهای بیپر رو توی مشتش گرفت با سنجاق سینش حمله ی چنگال ها رو با چاقو ها بازسازی کرد البته چاقو ها از جلو جوری که قشنگ بیپر بتونه اونا رو نزدیک گلوش ببینه.
ماسون :《تو هم خیلی احمقی که فکر کردی اینکه میای رو پیشبینی نکردم》بیپر باز هم خندید و چونه ی ماسون رو ول کرد:《البته.البته.معلومه که کردی.معلم خوبی داشتی》ماسون:《یادم نمیاد چیزی ازت یاد گرفته باشم که انقدر به خودت افتخار کنی》بیپر بی توجه به ماسون یکی از چاقو های معلق رو گرفت و باهاش دستشو خط خطی کرد.پاسیفیکا یک کتاب رو از روی میز برداشت و پرت کرد سمت سر بیپر.بیپر:《آفرین خیلی درد داشت .میتونی دوباره همین کارو تکرار کنی》پاسیفیکا رفت که بیپر رو بزنه اما بیپر جاخالی داد.وقتی پاسیفیکا فهمید بیپر جاخالی داده دیگه دیر شده بود بیپر هولش داد و اون به تخته دایره ای شکلی که توی سیرها آدمارو بهش میبندن و میچرخونن بسته شد و چرخید.بیپر :《ههه دختر تو اصلا بازی کردن بلد نیستی .زود میبازی .نامیدم کردی.بیا کارشکنی نکنیم بدک نبود.امیدوارم دست دیگه ی بازی رو بیشتر دووم بیاری》ماسون:《اونا رو ولشون کن که برن خودت میدونی واست خطری محسوب نمیشن》بیپر در جواب فقط پوزخند زد،زیر لب گفت:《عشق؟مسخرست.》
گیدن یک اسپری رنگ که گوشه ی دیوار بود رو برداشت:《بیپر ولشون کن وگرنه...وگرنه...خودت میدونی چی میشه》بیپر قاطی کرد:《بچه جون فکر کردی داری کیو تحدید میکنی؟》گیدن یه نفس عمیق کشیدم و ترسشون خورد:《آره کسیو که قراره اینجا گیر بیفته رو》یه چکش از جعبه ابزار برداشت دستمو گرفت و دوید سمت در،با چکش محکم زد به دستگیره در که کنده شد و افتاد.به سرعت از در اومدیم بیرون و بستیم از بیرون هنوز در قابل باز و بسته کردن بود اما از داخل نه.صدای فریاد های عصبی بیپر بلند شد .گیدن میخواست من رو بکشه و از پله ها بریم بالا که گفتم:《اونا چی میشن؟》گیدن:《نگرانشون نباش بسپرش به من. فعلا باید زو از این بعد ببرمت .میدونم کجا ممکنه جات امن باشه 》
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلللاااممم به همگی💙💙💙
واقعا از همگی بخاطر نبودم عذر خواهی میکنم راستش روحیم رو برای ادامه ی داستان از دست داده بودم و خجالت میکشیدم بگم دیگه داستان رو ادامه نمیدم و با یه اکانت دیگه فعالیت میکردم امروز اومدم تو این اکانتم که داستانم رو مرور کنم که کامنت ها رو دیدم بازم معذرت میخوام اما دوباره داستان رو مینویسم از این بابت نگران نباشید
عالیییییی!!!
پارت بعد*-*
بعدییییییییییی
کجایی ملیکس خانوم پیدات نیست😂😅😉
از بس عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییی بود نمیدونم چی بگم(≧▽≦)
پارت بعدی بزار
عالی بود +_+
ممنون 💙💙💙