لطفا نظرات فراموش نشه???
یک ماه بعد ار دید لیدی باگ: کت نوایر پنجه برنده تو فعال کن. فلش از اونور بدو بگیرش.بعد کت نوایر زد به وسیله آکوما و اونو آزاد کرد و منم آکوما رو گرفتم و همه چیزو به حالت عادی برگردوندم. (خلاصه این یه ماه به لطف آدرین معجزه گر پروانه دوباره افتاد دست یه آدم بد .واز اون موقع تاحالا داریم تو مادرید با سلطان شرارت می جنگیم .و واقعا هم خسته کننده است راستی به خاطر اینکه دیگه قراره بیشتر تو مادرید بمونیم آدرین برا خودمون یه آپارتمان خرید و خودمون رو تو کلاس مد ثبت نام کرد. الان هم داریم میریم به اونجا ولی چیزی که برای من عجیبه این هستش که
استیو هم تو همون مدرسه میاد . برام تعجب آور بود چون اون تو کلاس ما هم بود و چند بار می خواست بغل دست من بشینه که آدرین نذاشت. یه چند دفعه به خاطر من داشت بین استیو و آدرین دعوا می شد البته پریروز دعوا شد و استیو یه جوری مشت زد تو سر آدرین که سر آدرین باد کرد ولی آدرین هم کم نیاورد و پاشد و جبران کرد. در هر صورت هنوز به تیم نگفتیم. نمی دونم به استیو چه ربطی داره ولی خودشو نخود هر آش می کنه)
زمان حال: از دید لیدی باگ: من همه چیز رو به حالت اول برگردوندم و وقتی می خواستم با کت برم. تیم گفت بیا بریم خونه ما یکم بشینیم باید باهاتون صحبت کنم ما هم گفتیم باشه و باهم رفتیم پشت یه دیوار و به حالت عادی برگشتیم و سریع رفتیم خونه تیم.نشستیم رو مبل.داشتیم با هم حرف میزدیم. بعد یهو تیم گفت آدرین سرت چی شده؟ اون گفت هیچی تیم گفت نه یه چیزی شده ولی اون هیچی نگفت و تیم یهو گفت جیمی سرعتمو که گفت باشه باشه اعتراف میکنم من تو مدرسه دع که یهو آرور داد زد . من گفتم بدو زنگ بزن آمبولانس فک کنم بچه داره به دنیا میاد .
آمبولانس سریع اومد و با برانکارد رفتن آرور رو برداشتن و بردنش تو ماشین آمبولانس.بعد من و تیم و آدرین هم سریع پریدیم تو ماشین و پشتشون راه افتادیم بعد ده دقیقه آرور رو به بیمارستان رسیدیم. بعد آرور رو سریع بردن تو یه اتاق و ما همینجوری نشسته بودیم من کنار آدرین بودم. سرم رو گذاشتم رو شونه اش و خگنفهمیدن کی خوابم برد. وقتی بیدار شدم دیدم یه ربع پیش خوابیدم بعد یهو یه صدای بلند و وحشتناک از بیرون اومد
باز هم یکی شرور شده بود اهههه?♀️?♀️?♀️. واقعا جه بد موقعی شرور شده بود. از دید استیو یا سلطان شرارت:تو دلم داشتم می گفتم که دیگه نمی خوام آدرین رو بکشم چون اگه اون دو تا معجزه گر یعنی معجزه گر لیدی باگ و کت نوایر رو با هم ترکیب کنم می تونم مرینت رو عاشق خودم بکنم.حالا می پرسید از کجا فهمیده میشه با اون دو تا معجزه گر قدرت مطلق بدست بیاره??? تو این یه ماه استیو شنیده که ارباب شرارت گذشته کی بوده و رفته پاریس و رفته تو زندان و گابریل رو دیده و استیو بهش گفته که هر چی بخوای بهت میدم و فقط تو در مورد معجزه گر ها بهم بگو . گابریل گفته تو می دونی چجوری می تونی با یه ورد هر آرزویی که می خوای با معجزه گر لیدی باگ و کت نوایر براورده کنی. استیو گفت نه چجوری بگو بگو بگو: گابریل گفت بها داره استیو گفت چه بهایی؟ گابریل گفت:
باید منو از زندان در بیاری و زنم رو زنده کنی بعد استیو گفت قول میدم و گابریل خیلی چیزا رو براش تعریف کرد. در زمان حال از دید مرینت : به تیم گفتم که تو اینجا مواظب آرور باش تا منو آدرین بریم و اون شرور رو شکست بدیم. بعد من و آدرین رفتیم و تبدیل شدیم و کت گفت مای لیدی بیا بریم دخل اون آدم بده رو بیاریم. گفتم بزن بریم عشقم. بعد اون گفت من دیوونه اتم مای لیدی منم گفتم منم دیوونه اتم ولی دیگه بیا خودمونو لوس نکنیم و بریم???
رفتیم اونجا ولی اینبار تیم رو نداشتیم و یکم شکست دادن اون برامون سخت بود ولی دیگه زندگی همیشه اونجور که تو بخوای پیش نمیره. این آدم بده اسمش پسر چسبنده بود حالا قدرتش چیه؟ یه تیر کمون داره که با اون یه تیر هایی پرت می کنه که اگه به کسی بخوره دیگه نمی تونه حرکت کنه(یعنی وقتی تیر بهت بخوره به زمین می چسبی و نمی تونی حرکت کنی.
بعد من از گردونه خوش شانسی استفاده کردم و یه توپ فوتبال افتاد تو دستم یکم باهاش جنگیدیم که فهمیدم باید چی کار کنم پسر چسبناک تا اومد تیر رو پرتاب کنه من توپ رو پرت کردم سمت تیر و خودش و توپداونجا گیر کردن و کت هام با پنجه برنده اش تیر کمون رو شکست و آکوما ازش خارج شد و من آکوما رو گرفتم و همه چیز رو به حالت عادی برگردوندم.
بعد با آدرین رفتیم خونه تا لباسامونو عوض کنیم و یه دوش بگیریم و سریع بریم بیمارستان ولی تا من برم حموم بیان نیم ساعت طول کشید من رفتم رو تخت دراز کشیدم و آدرین هم حموم کردو اومد بیرون و لباساشو پوشید بعد بهم گفت داری عمه میشی عشقم و می دونم که همه خوبی هم میشی. گفتم آره عشقم معلومه که عمه خوبی میشم بعد آدرین گفت خیلی دوستت دارم مرینت من هم گفتم من خیلی بیشتر. بعد یهو ساعت رو دیدم و گفتم باید تا حالا راه افتاده باشیم . سریع سوار ماشینمون شدیم و رفتیم به سمت بیمارستان از دید آدرین وقتی رسیدیم بیمارستان???
ممنون که تا اینجا با من همراه بودید . لطفا نظرات فراموش نشه. ممنون که ازم حمایت کردید . واقعا از تک تکتون ممنونم و امیدوارم از داستانم لذت برده باشید.
?کسی که شرور شده بود حالتش قبلی (کیم) بود
ممنون بابت تمام نظراتتون.همه نظرات رو خوندم . واقعا قربون تک تکتون برم که با نظراتتون بهم روحیه میدید???و هرچه سریع تر قسمت بعد رو میزارم
عالی بود
مرسی عالی با همین قدرت پیش برو بدون دیگه مرینت تو بارداری نمیتونه آنقدر تبدیل شده از پارت بعد درستش کن?مرسی پارت بعد رو سریعا بذار و از نظرم تا ۳۵ یا ۴۰ ادامه بده??
آقا کسی ک یه ماه و نمیشه می تونه بدوه در ضمن ممنون بابت نظرت???
خوب بود بعدی رو بزار??
سلام لطفا داستان ها رو طولانی تر وزود تر بگذارید
خوب بود
عالی
لطفا بچه آرور بمیره