مرسی بابت نظرات و بازدید عالیتون گل ها پارت دوم این پارت زیباست اما از پارت بعد داستانامون خیلی زیبا میشه مرسی کامنت ها فراموش نشه¥¥کپی ممنوع¥¥
باورم نمیشد که آدرین اومده باشه آخه باباش?ولی کلا خوشحالم?اما چه فایده وقتی?... نشستم تو اتوبوس بغله آلیا،اتوبوس حرکت کرد،،،،،تو هواپیما?داشتم سوار هواپیما می شدم میزم رو نگاه کردم دیدم پیشه نینو هستم?نشستم نینو هم نشسته بود نینو و آلیا خیلی به هم از اونور بوس بوس می فرستادن،آلیا پیش آدرین نشسته بود دیدم آلیا به نینو یه چشمک زد?آلیا و نینو رفتن پیشه خانم ناظم و اجازه گرفتن پیشه هم بشینن کسی که نمی فهمید?♀️آدرین رو با نینو جا به کردن آدرین اومد بغلم نشست?گفت سلام مرینت،گفتم س سلام آدرین(وای نباید حول بشم یادت باشه مرینت اون کاگامی رو دوست داره واسه چی حول شم) گفت:چیزی شده انگار مرینت همیشگی نیستی،یه لبخند کوچیکی اومد به لبم و گفتم نه همه چی خوبه گفت:باشه امیدوارم انگلیس جای خوبی باشه?گفتم:دیگه میریم که ببینیم. حوصلم سر رفته بود می خواستم گوشیم رو از جیبم در بیارم که یهو یادم اومد که خاموشه و نباید تو هواپیما برش دارم، کم کم خوابم گرفته بود یه چرت رفتم?........با صدای آلیا و آدرین بیدار شدم دیدم میگن رسیدیم بلند شو،بلند شدم و رفتم پیشه آلیا و با هم رفتیم مدیرمون گفت سوار این اتوبوس بشید تا بریم به هتل و سوار شدم
رسیده بودیم به هتل ناظممون گفت کیا با کی میخوان باشن، من و آلیا هم با هم گرفتیم و اتاق روبروییمون هم نینو و ادرین رفتن،،،،،،با آلیا رفتیم تو اتاقمون گفت انگلیس شهر خیلی باحالیه مرینت نه،گفتم آره اما از نظرم پاریس خیلی بهتره?گفت:اره، ببینم کلک چرا دیگه موقع صحبت با آدرین م م پ پ نمیکنی?گفتم چرا بکنم?همون روزی که با هم بستنی گرفتیم اما اون رفت پیش کاگامی و من مجبور شدم پیش لوکا بشینم بسم بود خودت که دیدی همون موقع دلم ش ش شکست? گفت:خب دیگه خب شاید دیگه خب نمیدونم چی بگم اما من و نینو که مثل دو تا فرشته ایم??گفتم آره معلومه نتونستید دو ساعت پرواز از هم دور باشید در حالی که میز بغلیمون بودید?♀️گفت عشق یعنی این عزیزم حالا خودت اگه بشه با یه کسی میری بعدا می فهمی،خنده ی ریزی کردم?هه آلیا
آلیا تلویزیون رو روشن کرد یه فیلم فرانسوی اومده بود داشت شروع میشو،گفتم این چیه آلیا،گفت نمیدونم تازه میخواد بیاد،بازیگر ها شو زد همه معروف بودن نوشت همین امسال ساخته شده شروع شد☺قسمت اول بود?آلیا گفت خیلی بازیگرای معروفین فرانسوی هم هست زده پاریس ساختتش?گفتم خب ببینیم رفت از کیفش تخمه آورد و یک پیش دستی هم برداشت گفت بیا پوستاش رو اینجا بنداز گرفتم و شروع کردیم چرک چرک?،،،،،فیلم تموم شد واقعا خیلی قشنگ بود آلیا?گفت موافقم باحال بود دیدم همون موقع در می زدن باز کردیم خانم بوستیه بود گفت سلام عزیزام خوبید بیاید یه خبر داریم?
من و آلیا به خانم سلام کردیم و گفتیم چه خبری خانم?گفتش که ما میخوایم زرنگ های کلاس رو برای مسابقه مدرسه ای انگلیس بفرستیم اگه برنده بشیم افتخار خوبی برای پاریسه و بین خودمون باشه بهمون پول خیلی زیادی میدن?گفتم چه خوب خب کیا رو می برید،خانم گفت خب بر اساس آخرین نمره ای که تو کلاس گرفتم مرینت تو با آلیا و نینو و آدرین،?باورم نمیشه من? گفت بله لطفا دوستاتون همه رو بیارید ما هم رفتیم و به همه ی بچه ها گفتیم بیان?بعد همه با هم رفتیم پیشه خانم و خانم من و آلیا و نینو و آدرین?رو صدا کرد رفتیم اونجا و خانم گفت ما به عنوان مسابقه دهنده ها انتخاب شدیم و به عنوان تماشاچی بچه ها بیان و مسابقه ۳ ساعت دیگس باید خودمون رو آماده کنیم وای من جزوه هام رو نیاوردم☹که خانم گفت نگران نباشید و چهار تا جزوه آورد و داد به ما?انگار خانم از قبل خبر داشته می خواستیم بریم اتاقمون که خانم گفت بچه ها باید با هم باشید و با هم کار کنید مسابقه چهارتاتون با همه و به نینو و آدرین گفت بیان اتاق ما? رفتیم و من خجالتی بودم چون?در رو که باز کردیم تخمه هامون افتاده بود اینور و اونور و نامرتب بود تخت ها اونم بدجور?
بعد آدرین گفت خخخ اینکه چیزی نیست اتاق ما انفجاره? نینو گفت:بچه ها فک کنم وقته شوخی نباشه چون ۲ ساعت و پنجاه دقیقه وقت داریم و مهم ترین آزمون جهانی که از همه کشور ها اومدن،گفتم:پس بخاطر مسابقه ما رو آوردن انگلیس حتما زنگ زدن بخاطر آزمون های سالانه ی فرانسه که ما اول سدیم ما رو گفتن،الیا گفت آره ولی بیا هر چه زودتر بخونیم.جزوه ها رو با لبخند باز کردیم اما وقتی باز شد اون لبخند دیگه نبود??خدایا ما این همه رو باید و سه ساعت بخونیم?سریعتر می خوندیم اما خیلیییییی بود? بعد دو ساعت و نیم?مغزم دیگه نمیکشید هممون می خواستیم بیفتیم دیگه نمی تونستیم هیچی نمیرفت به ذهنم که یهو خانم در رو باز کرد گفت بدویید بیاید بسه الان مسابقه شروع میشه،هممون با هم رفتیم و دیدم یه اتوبوس بزرگ برامون گرفتن رفتیم تو بچه های دیگه هم اومدن واسه تشویق
از چشم آدرین?میخواستیم بریم اتوبوس یه چیزی خیلی ذهنم رو از دیروز مشغول کرده بود درمورد لیدی باگ که میخواست اردوی مدرسه بره مثل ما و اینکه هر وقت می بینمش یاد یه کسی می افتم اما نمیدونم?خانم به ما لباس فرم فرانسه رو داده بود رفتیم داخل اتوبوس یه عالمه بچه بودن همه عکسه رو لباسشون یه کشور بود آلمان،ایتالیا،انگلیس و ما ها که برا فرانسه ایم راننده گفت لطفا بنشینید دیر نشه نشستیم من پیشه مرینت نشستم چون نمیدونم ولی انگار وقتی می دیدمش یه حسی میگرفتم نمیدونم چی بود بچه های مدرسمون با اتوبوسه خود مدرسه پشت ما میومدن?رسیدیم به مسابقه پیاده شدم دیدم نینو بازوی آلیا رو گرفت تا نترسه و امتحان رو خوب بده منم می خواستم برم دسته مرینت رو گرفتم☺ تا احساس تنهایی نکنه
از چشم مرینت?یه لحضه یه چیزی حس کردم نگاه کردم دیدم آدرین دستم رو گرفته?باورم نمیشد دیدم تیکی اومد و بهم زد و منظورش رو فهمیدم چون همیشه منظورش یکیه(الان بهترین وقته مرینت)منم دیگه نتونستم جلو خودم رو بگیرم آب دهنم رو قورت دادم چشمام رو بستم و سرم رو رو شونه آدرین گذاشتم و از راهرو با هم رد میشدیم یهو صدای دست زدن اومد چشمام رو باز کردم سریع سرم رو اینور کردم و دستم رو از دسته آدرین جدا کردم?واییی ۲۰۰۰۰۰ هزار آدم اونجا بود باورم نمیشه?همه میگفتن:آدرین آگراست آدرین آگراست آدرین آگراست هوووووو، وای شناخته بودن مد پاریس رو?بعد دیدم یه مربی اونجا سوت کشید و گفت آدرین آگراست و فکر کنم دوست د*خ*ت*ر*ش?نماینده های فرانسه لطفا بدویید،با خودم گفتم وای گند زدم این همه موقع تنها با ادرین بودی نکردی تو مهم ترین ازمون جهانی دبیرستانی ها کردی?♀️رفتم و با آدرین نشستم به آدرین نگاه کردم?دیدم اون مله چشمام خیره شده?یهو دیدم برگه و خودکار گذاشتن جلومون و گفتن بدویید، خب شروع کردم اولین سوال نگاه کردم:جرم نسبی الکترون را در مقایسه با جرم پروتون و نوترون...........در نظر بگیرید. یا خدا یعنی چی آب دهنم رو قورت دادم و سوال بعدی رو خوندم این ریاضی بود:ثابت کنید فاصله دو مماس رسم شده از هر نقطه خارج دایره بر آن دایره برابر است. یا خدااا?سوال ۳ رو نگاه کردم:این را حل کنید اینو دیگه بلد بودم چون همین امروز تو جزومدن بود و رو دستم کشیدمش چون میدونستم از اینا میاد جواب رو زدم ۸۰۴۵ امیدوارم درست باشه? ab+bc+ac+2a+2b+2c=زدم8045 دیدم آدرین سه تا سوال رو حل کرد و داد بهشون و بهش دوباره ۳ تا سوال دیگه دادن باورم نمیشه ادرین ما رو سربلند کنه اون از همه ی بچه هایی که اونجا بودن زودتر داد و بعد نینو داد?
آزمون تموم شد گفتن تا ۳ روز دیگه جواب میاد و به آدرین یه گل گنده دادن و گفتن باعث افتخارمون بود که مد پاریس به اینجا اومدن و آزمون جهانیه ما رو دادن بعد دیدم ادرین گفت که من تنها نیستم طراح مد منم اینجاست اوناها مرینت دوپن چنگ،??باورم نمیشد آدرین منو گفت اونا منو دعوت کردن و گفتن به به چقدر خوب و به منم یه گل دادن و رفتیم سوار اتوبوس مدرسه پیش بچه ها شدیم خانم بوستیه گفت خوب بود خوب دادید. گفتم ام خب،که آدرین گفت عالی خانم و رفتیم تو?تو اتوبوس بچه ها می خوندن ما داریم میریم تو لیست جهان بهترین دبیرستان جهانی به لطف خانم و ناظما ما داریم میریم تو لیست جهان ما داریم میریم تو لیست جهان هوووو بعد آدرین گفت همه رو تو شعر گفتید جز ما که آزمون دادیم بعد همه خندیدن و سرشون رو خاروندن?رسیدیم هتل
آدرین گفت میای ما با هم بریم بستنی بگیریم باهات یه حرف خیلی مهم دارم منم مشتاق گفتم باشه?از خانم اجازه گرفتیم و گفت برید اما زود بر گردید،رفتیم و آدرین یه آیس پک واسه دوتامون گرفت مرینت یه چیزی می خواستم بهت بگم،گفتم بگو،گفت نمیدونم مرینت من کاگامی رو دوست ندارم و عاشق یه فرشته ام اما خب اجازه اینکه بگم کیه رو ندارم اون خیلی خوبه مثله یه قهرمان،گفتم ام چیزه ام(قهرمانه?)گفتم خب خودت میدونی اون حالا کجا هست،گفت اون تو پاریسه خودتم هر روز می بینیش اون کمک میکنه(هاااا??باورم نمیشه اون منظورش?)که همون موقع یکی شرور شده بود نهههههه چی مگه اینجا هاکماث هس
من گفتم آدرین ام میبینمت تو هتل و من رفتم اینور و اون رفت اونور رفتم پشته یه سطله زباله که کسی نبود و تیکی رو صدا کردم اومد گفت بله مرینت گفتم دیدی چی کفت آدرین یعنی اون منظورش لیدی باگ بود گفت:نه بابا این همه آدم که ما بهشون مدیونیم، گفتم نمیدونم تیکی بیا تبدیل شیم گربه اینجا نیست باید خودم از پسش بر بیام،،،،،از چشم آدرین?وای باید سریع تبدیل شم معلوم نیست بانو لیدی این شهر هست یا نه و به پلگ گفتم پلگ پنجه ها بیرون و گفت اه آدرین حتی تو انگلیس گفتم آره و گفت میدونی اصلا فازش نیست گفتم آه پلگ و تبدیل شدم و رفتم و دیدم از اونور که مرینت رفت داره لیدی باگ میاد و میدوعه نههه نه نه و اونم منو دید و گفت چییی گربه نه امکان نداره، تو خودم گفتم یعنی ممکنه مرینت...?
سلام
داستانت عالیهههههههههه
فقط میشه لطفا گزینه هاتو باحال تر
و خنده دار تر بنویسی
لایک و دنبال کردم لاوم
صفحه ۸ من اگه اونجا بودما با ماهیتابه می زدم میکشمش
مگه اونا عاشق نبودن،مگه بابای آدرین نمرده بود،مگه اونا حویت همو نمیدوستن جواب بدهههههههههههههههههههه
نه عاشق نبودن فقط مرینت بود🙃 باباش هم زنده بود هویتم نمیدونستن
بابا میدونستن
اصلا این یه داستان جدا گونه هست
مهشره ایولا تست منم اسمش عشق گم شده است بخ ن لطفا نظرم بده
بچه ها مرسی از نظرات و بازدید پارت ۳ منتشر شده برید ببینید?
مرسی از نظرات همگی❤?بخاطر نظرات خوبتون پارت بعدی رو وارد کردم و در حال بررسیه مرسی⚘
خوب بود
آخ تو هم مثل من دوست داری اینجوری داستان باشه?خیلی عالیه نمیتونم توصیفش کنم تنها چیزی که میتونم بگم اینه که:عاااااالللللللللییییییییههههههه??????
عالی ادامه بده
زود بعدی رو بزار