سلام دوستان من بالاخره نوشتن قسمت اول رو تموم کردم میدونید وسط نوشتن یهو بهم اطلاع دادن که مادربزرگم فوت کرده و من دیگه ننوشتم چون اصلا حال روحیم خوب نبود 😔🖤 ولی به خاطر شما نوشتمش🤗 اگر به نظرتون داستان آبکی هست ببخشید چون قسمت های اوله ولی قول میدم بعدا جالب میشه 😊 خب بریم سراغ قسمت اول "داستان ما"
ای کاش هیچ وقت اونجا نمیرفتم… ای کاش به حرفشون گوش میکردم… همه چیز از هم پاشیده، زندگی…خانواده… دوستان… این اتفاق ها مربوط به اون روز میشه:
کلارا : هی بچه ها میاین بریم اونجا. کیتی: کجا؟. کای : همونجا دیگه. کیتی : یادم نمیاد 😂. کلارا : حالا بریم میبینی. کیتی :باوشه
ببخشید خودمو معرفی نکردم… من کلارا هستم. کیتی خواهر بزرگم و کای برادر بزرگم هستن 🙃 این جای مخفی هم چه میخوایم بریم یه دشت خیلی بزرگ وسط جنگل هست که یک دروازه بزرگ با طرح هایی عجیب داخل دشت وجود داره (دوستان اگه انیمه بزرگراه پنگوئن رو دیده باشید یه چیزی مثل اون فقط به جای اون حبابه [ اقیانوس] یک دروازه ) ما یک روز که توی جنگل قدم میزدیم دشت رو پیدا کردیم و دروازه رو هم همونجا پیدا کردیم. از اون روز ما روی دروازه تحقیق کردیم، منطقه گذاری کردیم و… الانم از دانشگاه داریم میریم خونه که بعدش وسایلمونو برداریم و بریم جنگل
من : ســلاااااامممم ممااا ااووممدییمم مامان: علیک سلام چه زود اومدین 😐 کای : اومدیم یه سری وسایل بر داریم دوباره میریم مامان : باز کجا بابا:سلام بچه ها (من، کیتی، کای) :سلام بابا بابا : کجا میخواین برین وروجکا کیتی: بابا ما دیگه بچه نیستیم 😐🔪 مامان :جواب منو ندادیناااا من : میریم بیرون دوباره بر میگردیم خونه مامان : باشه ولی زود بیاین خونه هااااا (من، کیتی، کای) :چشم
رفتیم از انباری وسایلمون رو برداشتیم و رفتیم جنگل وقتی به دشت رسیدیم رفتیم سمت مَقَر خودمون… امروز میخوایم آخرین آزمایش رو انجام بدیم… راستش امروز میخوایم یک آدمک که روش یک دوربین وصل کردیم رو بفرستیم به داخل دروازه. ما میخوایم راز دروازه رو پیدا کنیم.
کای : همه چی آمادست من : عالیه کای : خیل خب آماده باشید میخوام بفرستمش داخل دروازه کیتی : مطمعنین میخواین اینکارو انجام بدین؟ (من، کای) : آره وقتی که آدمک به همراه دوربین رفت تو دروازه دوربین شروع به گرفتن فیلم کرد. کیتی داشت فیلم هایی که در حال ضبط هست رو از دوربین میبینه و من و کای در حال فرستادن آدمک یا همون دوربین هستیم که یهو... 😱
نتیجه 1
خب خب خب از داستان راضی هستین؟ 😊 دوباره بابت تاخیر معذرت میخوام 😶 بد جایی کات کردم مگه نه؟ 😂 عکس تست هم مال اول داستان وقتی که کلارا داره در مورد بدبختی هاش میگه هست 😂 و راستی یه چیزی لطفا لطفا به هیچ وجه کپی نکنید به هیچ وجه من اصلا دوست ندارم که توی هر قسمت یادآوری کنم ولی واقعا دوست ندارم که داستانمو کسی کپی کنه 😑 امیدوارم خوشتون اومده باشه و لایک و کامنت فراموش نشه اگرم میخواین داستان رو گم نکنید فالوم کنید و یا توی مورد علاقه هاتون ذخیره کنید 💖🌈
نتیجه 2
خب خب خب از داستان راضی هستین؟ 😊 دوباره بابت تاخیر معذرت میخوام 😶 بد جایی کات کردم مگه نه؟ 😂 عکس تست هم مال اول داستان وقتی که کلارا داره در مورد بدبختی هاش میگه هست 😂 و راستی یه چیزی لطفا لطفا به هیچ وجه کپی نکنید به هیچ وجه من اصلا دوست ندارم که توی هر قسمت یادآوری کنم ولی واقعا دوست ندارم که داستانمو کسی کپی کنه 😑 امیدوارم خوشتون اومده باشه و لایک و کامنت فراموش نشه اگرم میخواین داستان رو گم نکنید فالوم کنید و یا توی مورد علاقه هاتون ذخیره کنید 💖🌈
نتیجه 3
خب خب خب از داستان راضی هستین؟ 😊 دوباره بابت تاخیر معذرت میخوام 😶 بد جایی کات کردم مگه نه؟ 😂 عکس تست هم مال اول داستان وقتی که کلارا داره در مورد بدبختی هاش میگه هست 😂 و راستی یه چیزی لطفا لطفا به هیچ وجه کپی نکنید به هیچ وجه من اصلا دوست ندارم که توی هر قسمت یادآوری کنم ولی واقعا دوست ندارم که داستانمو کسی کپی کنه 😑 امیدوارم خوشتون اومده باشه و لایک و کامنت فراموش نشه اگرم میخواین داستان رو گم نکنید فالوم کنید و یا توی مورد علاقه هاتون ذخیره کنید 💖🌈
نتیجه 4
خب خب خب از داستان راضی هستین؟ 😊 دوباره بابت تاخیر معذرت میخوام 😶 بد جایی کات کردم مگه نه؟ 😂 عکس تست هم مال اول داستان وقتی که کلارا داره در مورد بدبختی هاش میگه هست 😂 و راستی یه چیزی لطفا لطفا به هیچ وجه کپی نکنید به هیچ وجه من اصلا دوست ندارم که توی هر قسمت یادآوری کنم ولی واقعا دوست ندارم که داستانمو کسی کپی کنه 😑 امیدوارم خوشتون اومده باشه و لایک و کامنت فراموش نشه اگرم میخواین داستان رو گم نکنید فالوم کنید و یا توی مورد علاقه هاتون ذخیره کنید 💖🌈
تسلیت میگم🖤
واو داستانه جالبه!
حرف ن اشت
سلام کیوت جان وای عزیزم تسلیت میگم غم اخرت باشه درکت میکنم 🖤
داستانت هم خوبه من منتظرم ببینم اون دروازه چیه 😃💜
ببخشید دیر دیدم داستانتو 😅ادامه ش بدی ها 😐🥿
سلام عزیزم ممنون 🖤
توی قسمت های بعد میفهمی چی میشه 😗🌹و چشم ادامش میدم 🙃
راستی بخاطر فوت مامان بزرگت تسلیت میگم خدا بیامرزدش🖤
ممنون خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه عزیزم 🖤
عالییییی
پارت بعد رو زود بذار ^^
ممنون 💖
چشم دارم مینویسمش
تسلیت میگم غم اخرت باشه🖤
راستی داستانت خیلی خوبه💗💗
ممنون 🖤
پشمااااممم چقدر سریع منتشر شد تو یک ساعت 😐
ساعت 9 گذاشتمش ساعت 10 میبینم اومده 😂
سرعت عملو عشقه ❤️
دم ناظری ک منتشرش کرد گرم ایول داری 😂😎