ادامه دختری به نام ا/ت که عاشق بی تی اسه امیدوارم خوشتون بیاد کامنت یادتون نره چون من به امید کامنت هاتون تست میذارم
که ار ام گفتداخل آهنگ ON یادتونه همون گروه دخترا پسرا نظرتون چیه که ا/ت رو زیر نظر اون مربی بذاریم هم خوب و حرفه ایه و هم به ا/ت کمک میکنه من که اصلا همه غم عالم به سر ریخته بود فقط سرم پایین بود و با پاهام رو زمین شکلک های فرضی می کشیدم که با حرفی که مدیرشون زد کپ کردم اون گفت:ا/ت تو هیچ عیبی در این رقص نداشتی و فوق العاده و من به شخصه دوس ندارم از مهارت هات بگذرم راستش من یه هفتس به این فکر افتادم که یه گروه ۷ نفره رقاص درست کنم در مقابل اون زنه و گروهش و دوس ندارم ا/ت بره دوس دارم پیش من و شما پسرا و تی اکس تی باشه زیر نظرتون به علاوه اون ۶ نفر دیگه که قراره تا یه ماه دیگه من مسابقه رو باهاش شروع کنم
همه موافقت کردن که نظر منم پرسیدن که منم با ذوق غیر قابل کنترل لبخند زدم و گفتم این عالیه و من موافقم و باهاتون همکاری میکنم باعث افتخاره که شما مربی من باشید
اون ها هم قبول کردن که دوباره مدیرشون گفت راستش من یه جایی گیر کردم من چجور بتونم اون ۶ پسر یا دختر رو جمع کنم هنوز توش موندم اخه نه جایی دارم نه چیزی
جونگ کوک پرید گفت لابد همتون می دونید که من یه استدیو موسیقی دارم نظرتون چیه از امروز شروع کنیم و تابلو رو بزنیم روی استودیوم و داخل سایت و همه جا اعلام میکنیم همه موافقت کردن که دوباره مدیرشون گفت حالا درسته همه چی فراهمه اما اجازه پی دی نیم چی که تهیونگ گفت من راضیش میکنم به روش مامان بزرگم همه نگاهش کردن که گفت همین امروز میرم مربای معروف مادربزرگم رو براش میارم که اون عاشقشه و در میون میذارم و حتما قبول میکنه پس بهونه دیگه ای نیست از کی شروع کنیم
جونگ کوک گفت من و جیمین و جی هوپ میریم استودیو رو اماده کنیم تهیونگ گفت من و جین میریم روستامون شوگا گفت من و ار ام هم داخل برنامه ها و این ها اعلامیه رو چاپ می کنیم مدیرشون هم گفت عالیه خوبه که کار هارو تقسیم کردیم ولی من و ا/ت چکار کنیم
همه فکر کردن که جیمین گفت امم با من و هوپی و جی کی میاد و تو هم برگرد بیگ هیت که ما هم دیگه به کارامون برسیم
هممون بلند شدیم که به چهار ماشین تقسیم شدیم جونگ کوک و جیمین جلو من و هوپی عقب بعد ماشین بعدی تهیونگ و جزن که زود رفتن خونه و اماده بشن برن روستای تهیونگ و ار ام و شوگا هم رفتن سمت خونه و قراره یه سر هم به بیگ هیت بزنن و کار های اعلامیه رو خودشو تو خونشون انجام بدن
تو ماشین همه بگو بخند و حرف زدیم و خندیدیم منم از ایران گفتم اونا هم اطلاعات ایران رو و چیز هایی که میدونن رو گفتن تا اینکه رسیدیم به استودیو جونگ کوک زنگ زد زود استودیو رو خلوت کردن و ما از در پشتی رفتیم و من دوست نداشتم ارمی ها منو ببینن که وارد که شدیم سکوت بود شروع کردیم به نگاه کردن و منم یه لیست دادم دستم جیمین و هوپی که برن بخرن و بیارن واسه تزئین و کار های اولیه داخل و من و جونگ کوک هم حرف میزدیم اهنگ میذاشتیم میخوندیم انگار نه انگار که سه ساعته فقط با هم آشنا شدیم
هوپی و جیمین هم اومدن و بعد اوردن وسایل کمکمون کردن به تمیز کردن داخل استودیو و قرار شد یک هفته استودیو تعطیل بشه تا ما بهتر کارامون رو بکنیم
ببخشید کم گذاشتم منو از کامنت دریغ نکنین ممنونم که خوندید بار بعدی پارت هاش زیاده و هیجانی چون قراره اتفاقی بیوفته که واقعا هیجانیه خدافظ تا پارت بعد
خیلی عالیه
عزيزم در پارت شماره ي 5 داستانت برات يك نطر يي مهم گذاشتم لطفا چك كن . موفق باشي
به شدت منتظر قسمت بعدی هستم?
خیلی عالی بود لطفا زودتر قسمت بعد رو بذار❤️❤️❤️