سلام دوستان من نویسنده بخش رمانتیک هستم شرمنده دیر شد
سلام من پریسا جون هستم دوست نویسنده دوم داستان و متخصص عشق و...ببخشید دیر شد من داستان رو خیلی رمانتیک کردم ولی ایلا کلی ایراد گرفت و اخر هم داستان اکشن شد سعی می کنم دیگه از ایلا نپرسم و یکم بیشتر تر رمانتیک کنم قابل توجه دوستانی که گفتن چرا سبکش اکشنه ایلا کلا نویسنده این سبکه و فیلم نامه تئاتر خوارزمی رو (یه تئاتر به زبون انگلیسی)توی همین سبک نوشت و رتبه اول رو کسب کرد پس اینقدر ایلا جونم رو ناراحت نکنین ???بریم سر داستان.....
از دید انیا :ساعت ۷ قرار داشتم پاشدم و لباسام رو پوشیدم و بی سر و صدا رفتم پایین با دیدن الکسا ترسیدم الکسا:این وقت صبحی کجا میری _خودت کجابودی الکس _از قیافم مشخص نیست . لباساش رو نگاه کردم اور ورزشی مشکیش رو پوشیده بود من گفتم :اها تازه متوجه شدم ورزش بودی.._خب کجا میری_میرم کمک دنیل _دنیل
_دنیل کیه_پسرخالمه_اها اون دنیل رو عصاب اه خدا بهت صبر بده برو مراقب باش _باشه مراقب خودم هستم بای. بعد که از خونه اومدم بیرون یه نفس راحتی کشیدم سوار تاکسی شدم و رفتم کافی شاپ سایوا اونجا بود رفتم سر میز و سلام کردم سایوا هم سلام کرد و گفت:خب تو از کجا می دونی جانی زنده است
_قبلا با تیم جاسوسی کار می کردم البته من اهل تک روی بود برای همین خواستم زندگی عادی داشته باشم .._پس داستان رو از اول می گی ?_اره بعدش که الکسا و جانی با هم اشنا شدن من روی گوشی جانی یه شماره دیدم وقتی ردش رو گرفتم مطمئن شدم که مایا هست اون رئیس جاسوساست و لی فقط به نفع خودش کار میکنه و اگه کسی قوی تر و مورد توجه باشه از دور حذفش میکنه _می دونم قبلا من و الکسا رو هم حذف کرده ...
از دید الکسا :دیشب سیوا و انیا مشکوک می زدن امروز هم قایمکی رفت بیرون فکر میکردم که یه کارایی می کنن برای همین روی مبایل هر دوتا شون شنوت گذاشتم ? داشتم به حرفاشون گوش می کردم و بعد که رفتن من سوار موتورم شدم و رفتم خونه دریل خداییش خونش بزرگ بود می دونستم الان خونه نیست با سنجاق در رو باز کردم و رفتم داخل خونش قشنگ بود در یکی از کابینت هارو باز کردم یه شیشه وتکا و بالیوان اوردم بیرون و یکم خوردم تند بودولی خوب بود بعد صدای در اومد دریل و یکی از دوستاش بود دست به اصلحه رفتم دوستش دستش رو گرفت بالا و گفت :من تصلیمم دریل:تو اینجا چیکار میکنی _هیچی با هات کار داشتم که وتکا رو توی کابینت دیدم و یکم خوردم_ اون رو نگه داشته بودم برای روز مبادا? خب حالا چی کار داشتی_ام من به تو اعتماد ندارم چه برسه به ...
_دنیل میشه بری دنیل:دادش اگه برم این می کُشَتِت من :نبابا دیگه چی میری یا بندازم بیرون _باشه رفتم . دریل :خب گوش میدم _ما باید مایا رو از دور حذف کنیم _بیخیال شو غیر ممکنه _من یه راه دارم_چه راهی _الان بهت میگم خوب گوش کن .... غروب رفتیم پیش ستیوا و جای کیلید بعدی رو پیدا کردین او دست یل دختر به نام ریون بود که به هر کسی نمی دادش اون توی یه کاخ زندگی میکرد من و دریل رفتیم اونجا (دریل#الکسا@رِیوِن$)
(دریل#الکسا@رِیوِن$)#خونش بزرگ بود خدمتکار ما رو به سالن دعوت کرد ما سلام کردیم و ریون گفت :سلام انتظار نداشتم اینقدر سریع پیداتون بشه #اگه انتظار اومدنمون رو داشتی پس می دونی واس چی اینجاییم $اره واسه فلش @حالا هرچی بگو اون فلش رو می دی یا نه #الکسا اروم باش$میدم اما به یه شرط@نگاه کنا حالا شرطم میزاره#چه شرطی $خب قهوه تا چای#هیچ کدوم@اسپرسو دوبل #چی واقعا ؟@اره $خب راستش من دیده بودم همو....@وسط حرفت اگه توی مهمونی رو میگی برای رد گم کنی بود ما از هم خوشمون نمیاد و از هم متنفر هستیم $اوکی پس ازتون می خوام به سوالم جواب بدین (اون چیه که هستش اما نمی بینیدش یه احساسه .من و دریل به هم نگاه کردیم و اون ادامه داد$شادت میکنه حتی اگه نباشه نزدیکتون می کنه احساس راحتی می کنید ....@مرگ#البته خوب از ادم بی احساس انتظر چی داری $الکسا جواب تو غلط اما دریل تو چی میگی.# عشق خب موفق باشید یک دفعه صندلی هامون رفت پایین توی یه طبقه دیگه شبیه زندان بود از لوله ها اب بیرون ریخت و از بلند گو اعلام کرد و گفت :هر دو تاتون یه راز که از همه مخفی کر دید رو باید بگید #عمرا@اصلا. اب بیشتری از لوله ها بیرون اومد ? دریل گفت:باشه باشه فامیلی ی من الکساندر نه ساندر . نوبت تو الکسا گفتم :چی نه نه من نمی گم ...من ...من وقتی شیش سالم بود ..با تیر زدمش ...خودش گفت بزنم خودش گفت
از دید دریل: گریش گرفت بقلش کردم و اروم شد بعد اب قطع شد و تخلیه شد اومد سمتمون و گفت اینم فلش الکسا از بقلم اومد بیرون رفت سمتش و یه مشت زد توی دهن ریون افتاد از لبش خون میومد یک دفع یه لب خنده عجبی روی لبم نشست ? بعد فلش رو گرفت و رفت منم پشت سرش رفتم اما قبلش به ریون گفتم :اگه تلافی نکنه الکسا نیست بهتره بری یه جا خوب مخفی شی بع رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم الکسا گفت :کی یه میلبون دلار رو میریزی به حسابم من:چی کدوم دلار _دریل تو فامیلیت رو لو دادی _حالا بعدا میریزم ??_??? رفتیم پیش سایوا و اون یکی فلش رو دادیم به سایوا گفتم که می خوام یه سایت مهم رو هک کنم باید سایت رو ساپرت کنه من سایت رو هک کردم و سابقه فیلما رو چک کردم و چند تا فیلم درحال قتل گیر اوردم که منو دریل رو بی گناه نشون میده تقریبا ساعت ۱ بامداد بود رفتم پارکینگ و یه پارچه رو زدم کنار موتورم بود تقریبا بعد از ناپدید شدن نیسان(دوست دوران بچگیش)دیگه ازش استفاده نکردم با دستخاکش رو پاک کردم و روغن کاریش کردم و بعد از چند تا اپ دیت اماده شده بود من کلی خاطره با این موتور داشتم تقریبا ساعت ۵ بود یوار شدم و رفتم خونه ریون و بعد از چند دقیقه انتظار اوند و با صدایی که تو خونه پخش بشه گفت:انگار به کمکم احتیاج داری عقرب سرخ_اره نیاز دارم _خب _توی این فلش سه تا فیلم هست بعد از این اتفاقات که خودت خبر داری این فیلمارو منتشر کن و نپرس که چه فیلمی_نیاز نیست عقرب کوچولو تو اصلا ترس ناک نیستی _اگه جات بودم یکم می ترسیدم چون عقرب ها هرچقدر کوچیک تر باشن زهر شون قوی تره .رفتم دم گوشش گفتم :بهتره از نیش عقرب بترسی ?? و بعد رفتم بیرون .....
ببخشید که این قسمت خیلی تهدید دار شد و اکشنش رو هم کم تر کردم تا یکم رمانتیک بشه امّا چالش این هفته الکسا چرا به ریون فلش رو داد ۱.ریون رو از قبل می شناخت ۲.ریون رازش رو می دونست ۳. ریون هم از مایا متنفر بود فقط عددش رو وارد کنید نظر فراموش نشه ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
ممنون از همراهی تون منتظر نظرات هستم اگه ۱۰ نظر بشه بعدی رو می زارم من می زارم نه ایلا اون رفته مرخصی درساش زیادن???نیش عقدربه فصل دوم?????
خیلی عالی بود من 100 شدم همه تست ها رو انجام دادم و به 1 و 5 جواب دادم. با اینکه توی کار اکشن نیستم ولی عالی بود
شرمنده این چند وقته نمی رسم خودم بنویسم ولی اگه وقت کردم حتما خودم می نویسم عاشقتونم ممنون که همراهی می کنید
عالی بعدی رو بزار . عالی مینویسی
عالی